X
تبلیغات
من و کودک من

من و کودک من

خواننده گرامی برای مشاهده نوشته های پیشین به "عناوین مطالب وبلاگ" مراجعه فرمایید

 

فرزند ما در طول یک روز بیشتر از تمام دوره کودکی ما با موقعیت های تنش زا مواجه است . به صحنه های آشوب ها ، جنایت ها ، تیراندازی ها بمب گذاری ها ، آدم ربایی ها و اضطراب و خشم را در کودکان افزایش می دهد . کودکان امروزی با موقعیت های بزرگسالان مواجه اند ، اما فکر و بدن آن ها به اندازه کافی رشد نکرده است که بتوانند بر این تنش ها غلبه کنند و عدم اطلاع از مهارت های بیان احساس خشم منجر به اعمال خشونت می گردد.


اما در کنار این خبرهای بد ، خبر خوبی هم هست و آن این که آرامش نیز مانند خشونت آموختنی است . یعنی ما می توانیم به فرزندان خود بیاموزیم چگونه بدون این که به دردسر بیفتند و در خال که رفتار خود را تحت کنترل دارند ، احساسات خود را بیان کنند. البته ، آموزش مهارت ها را نه فقط اکنون ، بلکه برای همه عمر به کار می برند ، چنین اموزشی می تواند زندگی آن ها را تغییر دهد.

اما وظیفه والدین چیست ؟

به فرزندتان خودکنترلی را بیاموزید تا بداند وقتی درمانده می شود چگونه عواطف خود را به طرز صحیح کنترل کند . برای آموزش خودکنترلی و کمک به فرزندانتان در حفظ خونسردی و کنترل خشم می توانید راه کارهای زیر را به کار گیرید. البته توجه داشته باشید وقتی او عصبانی است ، زمان خوبی برای آموزش نیست .

1- مواجهه با مشکلات ، الگوی خونسردی او باشید .

نشان دادن این که حتی در بحران ها می توانید خونسرد باشید ، روش مهمی است که به فرزند شما کمک می کند بیاموزد که خونسرد باشد ، رفتار مشا ، به او یک پیام روشن می دهد : ممکن است وضعیت شبیه یک بحران باشد ، اما با حفظ خونسردی ، برای حل مشکل در موقعیت بهتری قرار می گیری . الگو همیشه بهترین معلم است : الان بسیار عصبانی هستم . لازم است نفس عمیقی بکشم تا بتوانم خود را کنترل کنم و قبل از این که به بانک تلفن بزنم خونسردی خود را حفظ کنم . نمی توانم بفهمم که حسابم چرا این قدر کاهش پیدا کرده است . در این حالت شما یک نمونه زنده از خونسردی هستید و این نمونه ای است که فرزند شما آن را الگو قرار می دهد.

2- با فرزند خود درباره احساسات مختلف از قبیل عصبانیت ، دیوانگی ، خوشحالی ، ناراحتی ، درماندگی و تعجب ، بازی کنید.

از او بخواهید احساسات مختلف را در صورت خود نشان دهد و به شما بگوید چه موقعیت ها و افرادی باعث می شوند که این احساسات در او ایجاد شوند.

3- لغات احساسی او را گسترش دهید.

بسیار از کودکان پرخاشگری نشان می دهند ، زیرا آن ها نمی دانند چطور درماندگی خود را به روش دیگر ابراز کنند . آن ها برای بیان احساسات خود به لغات عاطفی نیاز دارند ، و شما می توانید به فرزندتان کمک کنید .

4- یک روش آرام بخش انتخاب کنید .

وقتی عصبانیت بچه ها شروع می شود راه های بسیاری وجود دارد که به آن ها کمک می کند آرام شوند. متاسفانه ، برای بسیاری از کودکان موقعیت فکر کردن به راه های دیگر فراهم نشده است ، به همین دلیل آن ها به دردسر می افتند چون تنها راهی که آن ها می دانند راه های نادرست بیان خشم است . پس با آن ها درباره رفتارهای جانشین مقبول تر صحبت کنید. بعضی از راه هایی که کودکان 9 ساله به آن ها اشاره کرده اند عبارت اند از : قدم زدن ، پیدا کردن یک مکان آرام ، بالاو پایین پریدن ، گوش دادن به موسیقی ، ضربه زدن به بالش ، پرتاپ سبد ، نقاشی کردن ، صحبت کردن با آواز خواندن ، وقتی کودک روش آرامش بخش خود را انتخاب کرد او را تشویق کنید هر بار که عصبانی می شود روش خود را به کار گیرد. تکرار مکرر یک راهکار جدید مدیریت خشم ، بهترین راه تبدیل آن به عادت است .

5- نشانه های هشدار دهنده عصبانیت را شناسایی کنید .


برای فرزندان خود توضیح دهید که همه ما نشانه های کوچک مخصوص خود داریم که به ما هشدار می دهند داریم عصبانی می شویم . ما باید به آن ها گوش دهیم چون می توانند به ما کمک کنند از موقعیت های مشکل زا خارج شویم . سپس ، به او کمک کنید نشانه های هشدار دهنده خاص را شناسایی کند. از او بپرسید : صدایت بلندتر می شود یا آرام تر ؟ حرکات بدنت سریع تر می شود یا کندتر ؟ صورتت خوشحال به نظر می رسد یا ناراحت ؟ احساس می کنی مثل چوب خشک می شوی یا مثل یک عروسک پارچه ای شل می شوی ؟ تنفست سریع تر می شود یا آرام تر ؟ احساس سرما می کنی یا گرما ؟ دست هایت خشک می شود یا عرق می کنند؟ ممکن است به شما بگوید : قبل از آن که مضطرب شوم ، بلندتر صحبت می کنم ، گونه هایم قرمز می شود ، مشت هایم را به هم گره می کنم ، قلبم به تپش می افتد دهانم خشک می شود و تندتر نفس می کشم . وقتی از نشانه های خودش آگاه شد ، به آن ها توجه می کند : به نظر می رسد داری کنترل خود را از دست می دهی ، دست هایت را مشت کردی ، آیا داری عصبانی می شوی ؟ هر چه در شناسایی نشانه های اولیه بیشتر کمک کنیم ، وقتی عصبانیت او شروع می شود معمولا وقتی که برای اولین بار نشانه ها تنش و استرس را نشان می دهد ، بهتر می تواند خونسردی خود را به دست آورد و بیاموزد رفتار خود را تنظیم کند .

6- برای کنترل رفتارتان ، با خود حرف بزنید .

کارشناسان پیش نهاد می کنند برای این که به فرزندانتان کمک کنید رفتار خود را کنترل نمایند ، به آن ها بیاموزید در موقعیت های تنش زا جملاتی با کلمات ساده و مثبت به زبان بیارند . جملاتی از قبیل : تامل کن و آرام باش . خودت را کنترل کن ، تنفس عمیق بکش . و من می توانم با این مشکل مواجه شوم . چند جمله پیش نهاد کنید و به او اجازه دهید هر کدام را که گفتنش برای او راحت است ، انتخاب کند. به او کمک کنید هر روز چند بار آن را بازگو نماید. شما باید کلماتی را که انتخاب کرده است در خانه به او یادآوری کنید. هر چه جمله انتخابی اش را بیشتر تمرین کند ، احتمال به کار بردن آن در موقعیت های دشواری که لازم است خونسردی خود را حفظ کند و رفتار خود را کنترل نماید ، بیشتر خواهد بود .

7- تنفس شکمی را به او آموزش دهید.

فراگیری شیوه صحیح تنفس به خصوص در موقعیت های تنش زا یکی از موثرترین روش های خودکنترلی است . پس ، این روش ، تکنیک مهمی است که باید به کودک خود آموزش دهیم . کارشناسان توصیه می کنند برای آموزش تن آرامی در یک وقعیت راحت بنشینید ، سپس به او نشان دهید چگونه نفس خود را به آرامی فرو ببرد تا پنج شماره بشمارید ( یک می سی سی پی ، دو می سی سی پی ، ...) به اندازه دو شماره مکث کنید ، و بعد به آرامی به همان ترتیب تا پنج شماره بشمارید و نفس خود را بیرون دهید . با چند بار تکرار می توانید آرامش بیشتری کسب کنید . این شیوه آموزش به فرزند شما کمک میکند یاد بگیرید بسیار آرام و عمیق نفس بکشد و بارها و بارها آن را در موقعیت آرام و راحت تکرار کند تا این که در موقعیت ها تنش زا نیز این روش را به کار گیرد.

8- یک موقعیت تخیلی برای ایفای نقش خلق کنید .


برای مثال از یک عروسک یا حیوان پارچه ای استفاده کنید. با فرزند خود درباره خود درباره موقعیت صحبت کنید و از او بخواهید برای مشکل خود راه حلی مثبت پیدا کند.
آموزش روشی جدید به کودکان برای بیان صحیح خشم ساده نیست ، به خصوص اگر تاکون فقط راه های مخرب را به کار برده¬اند . تحقیقات نشان داده اند که فراگیری یک رفتار جدید مانند شناسایی نشانه های خشم ، تنفس شکمی و غیره حداقل به 21 روز تکرار نیازد دارد. بنابراین پیشنهاد می شود راه کاری را که فرزند شما با آن راحت تر است ، انتخاب کنید و به مدت حداقل 21 روز ، روزی چند دقیقه آن را تمرین کنید. پس از یادگیری کامل ، مهارت بعدی ( و بعدی ) را آغاز نمایید و این کار را به طور مداوم دنبال کنید. تنها راه یادگیری یک مهارت جدید تکرار و تکرار و تکرار است . در زمان تمرین و تکرار صبور باشید . برای کودکان طبیعی است که هر از گاهی رفتار قبلی خود را انجام دهند . وقتی چنین شد واکنش شدشدی نشان ندهید ، فقط مداخله کنید و به او کمک کنید روش جدید را به کار ببرد ، و مثل همیشه ، به او کمک کنید بر موفقیت خود تمرکز کند و آن را جشن بگیرد . شما می توانید در استفاده از این راه کارهای اصلاحی خلاقیت و ابتار خود را نیز به کار بگیرید.
هر چه آموزش این راه کارها را از سنین پایین تر شروع کنیم ، اثربخشی آن ها بیشتر خواهد بود0این روش گام به گام والدین را هدایت می کند مهم ترین نقش خود را که تربیت انسان های خوش اخلاق است ، به خوبی انجام دهند .

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 13:8  توسط پریسا  | 

 

به خاطر دارم زمانی که دختر اولم 2 ساله بود یک روز دوستم به همراه پسرش به منزل ما آمدند، ما در حال صحبت کردن بودیم که یک باره صدای دخترم بلند شد که دست نزن مال منه...مال منه.


از آن به بعد پسر دوستم از بغل مادرش پایین نیامد چون او نمی توانست با اسباب بازی های دخترم بازی کند. من و شوهرم از این جریان خیلی ناراحت شدیم چون دخترم درحالیکه یک کوه اسباب بازی داشت ولی حاضر نبود کسی به آنها دست بزند واز این اسباب بازی به طرف آن اسباب بازی می رفت ومرتب جیغ می زد و تمام آنها برایش جالب و خواستنی بودند و این چنین تصور می کرد که اگر کسی به اسباب بازی هایش دست بزند آنها را می خواهد بردارد و ببرد.


مادران و پدران جوان آگاه نیستند که کودکان نوپا (تا3 سالگی ) قادر نیستند مفهوم شریک شدن یا سهیم بودن در چیزی را درک کنند و بفهمند چون برای درک این مطلب احتیاج به رشد فکری و مغزی دارند. برای یک کودک نوپا واکنش های لحظه ای و آنی یک امر طبیعی است، درحالیکه او خیلی علاقه مند به ارتباط با دیگران می باشد ولی هنوز آن مهارت لازم را برای اداره چنین ارتباطی ندارد.کودک نوپای 2-3 ساله شما ممکن است تمایلی از سهیم شدن را از خود نشان دهد ولی این سهیم شدن واقعی نیست. مثلا ممکن است او شکلاتی را که مشغول خوردن آن است به شما تعارف کند و یا به بچه ای که گریه می کند پیشنهاد کند، ولی به محضی که آن را در دهانتان می گذارید و یا از او می گیرید. شروع به گریه کردن می کند شما متعجب می شوید و به او می گویید که: خودت آن را به من دادی بخورم!

در این زمان اگر شما آگاه باشید که او اصلا معنی سهیم بودن وسهیم شدن را نمی داند رفتار شما تغییر خواهد کرد و کشمکش هم کمتر خواهد بود.

کودکان نوپا خود محور هستند و هر چیزی را در تملک خود می خواهند وحاضر نیستند در چیزی شریک شوند. این مسئله تا زمانی که به سن 4-3 سالگی برسند، ادامه دارد. مثلا کودک شما درحالیکه نمی تواند با شیئ بازی کند ولی حاضر نیست که بچه دیگر هم حتی به آن نزدیک شود چون برای او تشخیص بین بازی کردن ومال خودش بودن سخت است.

پس این یک مرحله طبیعی از دوران کودکی و رشد او می باشد.

کودک 4-3 ساله فقط برای چند دقیقه با یک کودک دیگر بازی می کند و اسباب بازی هایش را در اختیار او قرار می دهد و به ندرت همکاری مشترک دارند.
از این رو در مهد کودک ها باید برای هر وسیله بازی 3-2 عدد موجود باشد تا مشکلی پیش نیاید.

چگونه می توان یک کودک نوپا را با مفهوم سهیم بودن و شریک شدن آشنا کرد؟


1. ابتدا به تدریج از کلمه مال من و مال تو استفاده کنید. مثلا این عینک آفتابی مال مامان است. کلید ماشین مال پدر است و این خرس هم مال دختر خوشگلم است... . او در ابتدا ممکن است درک نکند که ما چه می گوییم ولی می بیند که ما چه رفتاری انجام می دهیم. وقتی می گوییم که این اسباب بازی ها مال تو می باشد او می تواند برای خودش نگه دارد وحتی زمانی که کمی بزرگ تر شد از او می توانید بپرسید که زمانی که با دوستش بازی می کند، چه نوع اسباب بازی را می خواهد انتخاب کند.

2. به تدریج از کلمه سهیم شدن استفاده کنید تا او به آرامی با مفهوم کلمه آشنا شود، مثلا من می خواهم کیک ام را با تو نصف کنم و با هم شریک شویم یا من یک ماشین بر می دارم و توهم یک ماشین دیگر را و با هم ماشین بازی می کنیم. در ابتدا کودک نوپای شما بسیار راحت است که با شما این کار را انجام دهد تا با یک بچه دیگر ولی به تدریج آموزش می بیند.


3. ما می توانیم از بسیاری از دعواهای بچه ها و احیانا مادران و پدران جلوگیری کنیم ، به دین ترتیب که قبل ازاین که مهمانی به منزل ما بیاید اسباب بازی های مورد علاقه کودک را با نظر او جمع کنیم.


4. هیچ گاه خود را تحت فشار قرار ندهید که مثلا فلان اسباب بازی خود را به پسرخاله یا دختر عمو خود بدهید بدون آن که او علاقه مند به این کار باشد، چون این فکر در او ایجاد می شود که او چه موقعیتی دارد و هویت خود را زیر سئوال می برد چون بچه ها تا سه سالگی خود محور هستند و همه جیز را برای خودشان می خواهند، از این رو سعی کنید به چیزی که به او تعلق دارد دست نزنید.


5. زمانی که کودک نوپای شما علائمی از شریک شدن را از خود نشان می دهد و این مسئله را تشخیص می دهد او را تشویق کنید و از کلمه آفرین استفاده کنید. مثلا آفرین که ماشینت را به پسر عمویت دادی که او هم بازی کند دیدی چه قدر خوشحال شد! به دین ترتیب او تشویق به این کار می شود. همین طور زمانی که چیزی را به کسی نمی دهد به او بگویید نگاه کن چه قدر ناراحت است که اسباب یازیت را به او ندادی بازی کند. البته در نیمی از موارد این صحبت ها کارساز هستند و در مواردی دیگر ممکن است بگویند نه این مال من است و نمی خواهم به کسی بدهم.

6. زمانی که اواسباب بازی یک بچه دیگر را بر می دارد و یا قاپ می زند در این موقع باید به او یاد دهید که این کار قشنگی نیست که تواسباب بازی یک بچه دیگر را به زور از او بگیری. سعی کنید به آرامی اسباب بازی را از او بگیرید و سر جایش بگذارید.

7. هرگز فرزند دیگران را مورد انضباط قرار ندهید چون هر پدر مادری روش خاصی در تربیت فرزند خود دارد.


8. هرگز به اولیا آموزش ندهید که شما بایستی کودک را این گونه تربیت کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 13:4  توسط پریسا  | 

 

کودکان سه ساله از فعالیت هایی که ماهیچه های بزرگ دست ها و پاها را به کار وامی دارد، لذت زیادی می برند. ورزش آثار مسلم و واضحی در افزایش قدرت، هماهنگی و انعطاف پذیری ماهیچه ها دارد. مشاهده کارکردهای جدید بدن درضمن ورزش و بازی به افزایش اعتماد به نفس و غرور کودکان کمک می کند. آنان زمانی را که قادر به دوچرخه سواری یا حفظ تعادل خود بر روی یک پا نبوده اند، به خاطر می آورند. در طول این دوره بسیار مهم از رشد فیزیکی، مهارت های جدید، نقش تعیین کننده ای در موقعیت های پی در پی کودک دارند.

هیجان حرکت
حالت عمومی بدن، تمایز واضحی را بین کودک نوپا و کودک سه ساله نشان می دهد. کودک سه ساله صاف تر می ایستد. برجستگی شکم او کمتر است که درنتیجه او را لاغرتر نشان می دهد.
راه رفتن کودک سه ساله موزون و زیباست. او به بزرگسالی با شانه های مستقیم و حرکات موزون و هماهنگ دست ها شباهت دارد. او می تواند به جلو، عقب و طرفین قدم بردارد و حتی قادر است روی پنجه های پایش بایستد.
برای او دویدن بیش از راه رفتن جاذبه دارد. کودک سه ساله ، در مقایسه با راه رفتن خشک کودک دوساله، به نرمی می دود. او هرلحظه که اراده کند قادر است بدود، بایستد یا بچرخد. کودک سه ساله به یورتمه رفتن علاقه دارد. یورتمه نوعی حرکت است که درآن، همیشه یک پا جلو و پای دیگر عقب قرار می گیرد.
کودکان سه ساله قادرند با دوپای خود بجهند. به طور کلی آنها می توانند تا ارتفاع حدود 30 سانتیمتر از سطح زمین بپرند و عاشق پریدن از آخرین پله پلکان هستند که به محض مهارت یافتن در این مرحله، پریدن ازدو، سه یا چهار پله را آزمایش می کنند.
بالا رفتن از پله مهارتی است که در این دوره از زندگی افزایش می یابد. این کودکان هنگام بالارفتن از پله قادرند از پاهای خود به صورت متناوب استفاده کنند. باوجود این هنوز ممکن است هنگام بالارفتن ازپله، هردو پا را روی یک پله قراردهند. مهارت های بالارفتن از پله، هنگام بازی با وسایل پارک ها مانند سرسره ووسایل دیگر مشخص می شود.
راندن سه چرخه یکی از افتخارآمیزترین دستاوردهای کودک سه ساله است. سه چرخه بیش از هراسباب بازی چرخدار دیگر(مانند روروک که موردعلاقه کودکان دوساله است) به یک دوچرخه واقعی شباهت دارد. کودک سه ساله می تواند سه چرخه اش را رکاب بزند و اغلب موانعی را که برسر راهش قرار دارد، به صورتی ماهرانه پشت سر بگذارد. در بازی های تخیلی کودکان، سه چرخه ها به عنوان ماشین آتش نشانی یا ماشین های بستنی فروشی، اهمیت زیادی دارند.

حفظ تعادل
در این گروه سنی، حفظ تعادل به سرعت پیشرفت می کند. کودک سه ساله برای مدت کوتاهی قادر است روی یک پای خود بایستد و ممکن است بتواند چندبار لی لی کنان بپرد. با رسیدن به چهار سالگی، او به سادگی می تواند لی لی کند. نیمی از کودکان سه ساله می توانند بدون انحراف، از روی خطی به پهنای 5/2 سانتیمتر، یک مسیر 5/3 متری را بپیمایند. کودک سه ساله می تواند تا مسافت کوتاهی روی میله تعادل راه برود.

من را برای توپ بازی بیرون ببر
بازی با توپ یکی از سرگرمی های مورد علاقه است. مهارت های جدید کودک سه ساله بر جذابیت این سرگرمی برای او می افزاید. او می تواند توپ را با دست تا ارتفاع 5/3 متر پرتاب کند. همچنین با نیروی قابل توجهی توپ را با پا پرت می کند و توپ پرتاب شده به طرف خود را با دست های کاملا" باز می گیرد. او درگرفتن توپی که به طرفش پرتاب می شود، بیش از توپی که به هوا پرتاب می گردد، موفق است.

فعالیت ها
کودکان سه ساله به طور طبیعی راه هایی برای استفاده از ماهیچه های بزرگ بدنشان می یابند. پیشنهادهای زیر به منظور سرگرم شدن کودکان ارایه می شوند.
کودکان عاشق رقصیدن هستند و ازهمه نوع موسیقی پاپ، محلی و کلاسیک لذت می برند. آنان را با سازهای مختلف و انواع ضرب آهنگ ها آشنا کنید. با حرکت کردن مانند آدم آهنی، خرس، موش یا سایر حیوانات مورد علاقه خودشان اجازه دهید نیروی تخیل کودکان رشد کند. حرکت خنده دار جدیدی نشان دهید و از کودک بخواهید آن را تقلید کند. این نوع فعالیت، مشاهده، پیروی از جهت ها و حرکت کردن رابه کودک می آموزد.
کودکان عاشق پرتاب کیسه های شن به سوی هدف هستند. می توانید کیسه های شن را درمنزل تهیه کنید و یک کارتن مقوایی را به عنوان هدف درنظر بگیرید. این بازی، سرگرمی خوبی برای روزهای بارانی است که در منزل می مانید.
فعالیت ماهیچه های بزرگ، راه بسیار خوبی برای تخلیه انرژی بی پایان کودک سه ساله است.


+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 13:0  توسط پریسا  | 

 

بيشتر والدين دوست دارند وقتي انجام كاري را از فرزندشان مي‌خواهند و يا او را از انجام كاري منع مي‌كنند فرزندشان بلافاصله به حرف آن‌ها گوش دهد وخواسته آن‌ها را برآورده كند؛ ولي بعضي وقت‌ها عكس‌العمل فرزندان برخلاف انتظار والدين است. در اين هنگام ممكن است والدين عصباني شوند و واكنش نامناسبي نشان دهند.

براي جلوگيري از اين مسئله، وقتي كودك كاري مي‌كند كه نمي‌پسنديم، بايد اين نكته‌ها را در نظر داشته‌ باشيم :


• سعي كنيم به علت‌هاي رفتارش پي ببريم و راه رفع علت‌ها را پيدا كنيم.

• با زبان ساده و قابل فهم و متناسب با سن او، علت نادرستي كارش را بگوييم.

• مطمئن شويم او منظور ما را درك كرده‌است، پس اول بايدخودمان بدانيم كه از او چه مي‌خواهيم.

• تا جايي كه امكان دارد به اعصاب خود مسلط باشيم و تذكرهاي خود را با آرامش مطرح كنيم.

• بدانيم كه بچه‌ها براي درك درستي و نادرستي عمل خود به زمان نياز دارند. پس در صورت تكرار عمل نادرست او نااميد نشويم و همان حرف‌ها را با آرامش و با بياني ديگر تكرار كنيم.

• بدانيم گاهي كودكان براي جلب توجه دست به كاري نادرست مي‌زنند.

• نياز به توجه و محبت يكي از نيازهاي مهم كودكان است، پس وقتي كارهاي مثبت مي‌كنند به آن‌ها به اندازه كافي توجه كنيم تا مجبور نشوند با كارهاي نادرست اين نياز را رفع كنند.


• با توجه به روحيه‌ي كودك، گاهي در جمع‌ها از كارهاي خوب او تعريف كنيم.

• هر روز مدتي را، حتي اگر كوتاه باشد، به فرزند اختصاص دهيم و با او باشيم.

• هيچ وقت به خاطر فروكش كردن عصبانيت خودمان كودك را توبيخ نكنيم.


• عكس‌العمل‌ ما نسبت به كارهاي نادرست كودك بايد بلافاصله بعد از انجام آن كار صورت گيرد. چون اگر بين رفتار كودك و عكس‌العمل ما فاصله بيفتد كودك نمي‌تواند بين اين دو رابطه برقرار كند و در نتيجه متوجه منظور ما نمي‌شود.اگر هم او را تهديد كنيم و بگوييم كه بعداً عكس‌العمل خواهيم كرد، اين كار سبب نگراني و دلشوره‌ي او مي‌شود.پس بهتر است وقتي كار نادرستي از كودك سر مي‌زند، در همان موقع بطوري كه توجه ديگران جلب نشود، موضوع را به او گوشزد كنيم.


• در تذكر و بيان نظر خود راجع به رفتار نادرست كودك بايد سعي كنيم خيلي كوتاه صحبت كنيم و نگذاريم اين گفتگو تبديل به بحث و كشمكش شود.


• هدف ما از عكس‌العمل نشان دادن در برابر كارهاي نادرست فرزند اصلاح رفتار اوست نه اذيت و آزار، عذاب وجدان، خجالت و تحقير او .


• اگر در هنگام تذكر يا نشان دادن ناراحتي خود يادمان باشد كه هدفمان اصلاح رفتار كودك است، آن وقت سعي مي‌كنيم به مناسب‌ترين شيوه رفتار كنيم تا بيشترين اثر را در كودك داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 12:54  توسط پریسا  | 

 

اگر با کودک چهارساله خود حرف می زنید و فراموش می کنید که او فقط چهار سال دارد،شاید به این دلیل است که او بسیار پرحرف است! فرزندتان عاشق صحبت کردن، نجواکردن، آواز خواندن و فریاد زدن است. او بسیار اجتماعی است و درباره خودش با هرکسی که می بیند، حرف می زند. مثلا" به همسایه می گوید:" مادرم یک لباس جدید دارد." یا به یک بچه در پارک می گوید:" من یک ماشین آتش نشانی دارم."( دراین سن، او واضح تر و با صدایی که شباهت بیشتری به یک فرد بالغ دارد، حرف می زند. به همین دلیل مجبور نیستید مثل گذشته حرف هایش را برای دیگران ترجمه کنید.) وقتی تنها بازی می کند، با خرگوش پشمالویش و حتی خودش حرف می زند.بعضی از والدین می گویند که کودک چهارساله آنها فقط زمانی که خوابیده ساکت است.(به یاد داشته باشید، همان طور که کودکان چهارساله ازنظر رشد فیزیکی با یکدیگر تفاوت دارند، ازنظر توانایی های گفتاری، مثل تلفظ، جمله سازی و به کاربردن کلمات نیز با یکدیگر متفاوتند.)
زبان کودک شما غنی و متنوع است. او از بازی با کلمات با استفاده از وزن آنها لذت می برد(می خوام بگیرم کلاهم، از نوک کلاغ سیاهم، از روی لبه اتاقم)، بیش از حد اغراق می کند(تو را بیشتر از یک میلیون ستاره دوست دارم). و برای اینکه شما را بخنداند، سادگی های احمقانه از خود نشان می دهد( رفتم باغ وحش و یک جوجه میمون و یک جوجه گوریل دیدم). گاهی بازی با کلمات، ساده لوحی ها یا اغراق در مورد کلمات، او را به دردسر می اندازد.

زبان گفتاری (صحبت کردن)
در این سن، فرزندتان از زبان به شیوه پیچیده تری بهره می گیرد. قادر است نیازهایش را واضح تر بیان کند (لطفا" پرده ها را بکش، نور چشمانم را می زند). سوال های پیچیده تری از شما می کند( مامان، وقتی کوچک بودی، کدام برنامه تلویزیون را تماشا می کردی؟) و احساسات خود را بیان می کند( مرا ناراحت کردی). برای گفتگو با همتای خود از زبان بهره می برد( حالا نوبت من است، بعدا" نوبت تو است)، از خود دفاع می کند( من را نزن)، یا بازی های نمایشی اجرا می کند( خداحافظ، مجبورم الان بروم سرکار).
در چهار سالگی ، دایره لغات او بسیار گسترده شده است( بیش از 1500 لغت) به نحوی که برای صحبت کردن از جمله هایی با بیش از 5 کلمه استفاده می کند. امکان دارد فصاحت او در به کارگیری جمله های پیچیده شما را به تعجب وادارد،جمله هایی نظیر:" درواقع، امروز تصمیم گرفته ام که به جای رفتن با اتوبوس، پیاده به مهد کودک بروم."
ساختار و دستور زبان جمله هایی که به کارمی برد از صحت بیشتری برخورداراست. پیشوند "می" را به افعال زمان حال اضافه می کند( او می آید، او می دود) و می تواند به خوبی نوع مالکیت را بیان کند( کتاب شما مال خودتان است). با این همه، در این سن هنوز هم اشتباهات آشکاری را مرتکب می شود. مثلا" ممکن است به جای "هوا" بگوید "هواها" زیرا او از راه شنیدن یادگرفته که برای جمع بستن اسم، باید "ها" به آن اضافه کرد، یا به جای دوخت می گوید دوزید، زیرا برای ساختن زمان گذشته دربعضی جاها از "ید" استفاده می شود. او تازمانی که نحوه درست به کاربردن افعال و اسامی بی قاعده را یاد بگیرد، به همین ترتیب آنها را به کارخواهد برد.
او در این سن برای تلفظ اصوات گفتاری مشکل، بیشتر تلاش می کند،اصواتی نظیر ل، ر، س، ت، ش، چ، ج و ث. با این همه، تا سن شش یا هفت سالگی قادر به تلفظ صحیح این اصوات نیست.

ماکانونی یا ماکارونی
زمانی که فرزندتان کلمه ای را اشتباه تلفظ می کند، مانند "خموم" برای "حمام"، یا به کاربردن زمان گذشته اشتباه برای یک فعل، مثل پزید به جای پخت، اشتباه او را تصحیح نکنید، او را مسخره یا تنبیه نکنید (او این کار را عمدا" انجام نمی دهد). بهتر است آنچه را او سعی می کند بگوید، به شکل صحیح با عبارت و صدایی عادی تکرار کنید. مثلا": " بله، وقت حمام رفتن است" یا "هواپیمایی که به کمک بابا ساختی، خیلی زیبا است." فرزندتان شاگرد بی نظیری است و همچنان که با گذشت زمان به ساختار زبانی که به کار می برید، گوش فرا می دهد، به اشتباهات خود نیر پی خواهد برد.

لکنت زبان ( مشکل گفتاری)
طبیعی است که یک کودک چهارساله گاهی دچار لکنت زبان شود( هنگام حرف زدن مکث می کند یا یک عبارت، یک کلمه یا بخشی از آن را چندین بار تکرار می کند). چنین حالتی زمانی پیش می آید که جریان ذهن کودک سریع تر از حرف های اوست، به خصوص زمانی که او هیجان زده یا مضطرب است. اگر کودک دچار لکنت زبان شده است از گفتن عبارت هایی مانند "لکنت زبان داری"، " از اول بگو" یا شمرده تر صحبت کن" خودداری کنید و میان حرفش نپرید.
درعوض، با کودکتان آهسته و آرام صحبت کنید (به نحوی که الگویی برای او باشید). با استفاده از حالت چهره و زبان اشاره به او نشان دهید که به مضمون صحبت های او توجه دارید، به نحوه حرف زدنش، و از قراردادن او در موقعیت هایی که به نظر می رسد باعث چنین واکنشی می شود، موقعیت هایی نظیر اجبار او به صحبت درباره وضعیت تحصیلی و مدرسه نزد اقوام خودداری کنید.
گاهی لکنت زبان مربوط به یک موضوع هیجانی است. اگر فرزندتان به هنگام بعضی از آشفتگی های خانوادگی دچار لکنت زبان می شود( مثلا" طلاق یا تولد خواهر یا برادر تازه) یا فقط وقتی که تحت فشار خاصی قرار می گیرد دچار لکنت می گردد
( مثلا" وقتی که از او انتقاد می کنید)، احتمالا" نوعی واکنش عاطفی ازخود نشان می دهد. شاید او از بیان احساس واقعی خود می ترسد، دراین مواقع،هنگامی که درحال صحبت است، به او اطمینان دهید که بدون انتقاد کردن به حرف هایش گوش می دهید. حرف او را قطع نکنید و او را تشویق کنید تا احساسات خود را بیان کند ( به خصوص خشم خود را). بدین نحو لکنت زبان به تدریج کاهش پیدا می کند.

زبان دریافتی ( درک)
کودک چهارساله شما می تواند مفهوم درخواست های شما را درک نماید و از خواسته های شما پیروی کند (حتی اگر سه خواسته پی درپی باشد). به عنوان مثال، هنگامی که به او می گویید:" بشقابت را بردار، باقیمانده غذا را در سطل زباله بریز و ظرف را در ظرفشویی بگذار"، مفهوم هرسه عبارت را درک می کند. او می تواند به داستانی گوش کند، معنای آن را درک نماید و درباره آنچه در داستان اتفاق افتاده با شما صحبت کند
( در حالی که سیر داستان را به یاد دارد).
اگر به نظر می رسد که کودکتان حرف های شما را درک نمی کند و مشخص است که این حالت نوعی مخالفت طبیعی نیست، امکان دارد مشکل شنوایی داشته باشد( گوش دردهای رایج ممکن است بر شنوایی و گفتار کودک تاثیر بگذارد) یا در پردازش زبان اشکال وجود داشته باشد.

چه زمانی باید برای کمک گرفتن مراجعه کرد
درصورت وجود هریک از نشانه های زیر، فرزندتان را نزد یک آسیب شناس زبان و گفتار ببرید تا از نظر گفتاری و شنوایی مورد ارزیابی قرارگیرد:
بسیاری از لغات را اشتباه تلفظ می کند، برای بیان منظور خود با مشکلات زیادی روبه رو است( حرف های بیشتر کودکان چهارساله باید حتی برای افرادی غیراز اعضای خانواده قابل درک باشد)، به نظر می رسد حرف های دیگران را درک نمی کند، اغلب یا برای یک دوره دو تا سه ماهه دچار لکنت زبان می شود یا زمانی که سعی می کند منظور خود را بیان کند، حرکات غیرارادی از خود نشان می دهد( مثلا" عضلات صورتش می پرد). به یاد داشته باشید که تاخیر درصحبت کردن به این معنی نیست که کودکتان باهوش نیست یا از ارزش وجودی او یا شما چیزی کم می شود.
گرچه ممکن است پذیرش اینکه مشکلی درمیان است برایتان سخت باشد( شما عاشق فرزندتان هستید و می خواهید او هیچ مشکلی نداشته باشد)، نکته حیاتی آن است که به او کمک کنید. با بهره گیری از روش درمانی مناسب، او می تواند بر مشکلات خود غلبه کند. درغیراین صورت، اگر او نتواند با دیگران ارتباط برقرار کند، بعدها ازنظر اجتماعی احساس انزوا می کند.
اگر کودکتان به گفتاردرمانی نیاز دارد، نگران نشوید. دراین سن، گفتار درمانی اغلب به کمک بازی و درشرایط آرام انجام می شود. می توانید از پزشک فرزندتان تقاضا کنید که شما را به یک متخصص گفتاردرمانی یا یک متخصص بهداشته روانی معرفی کند
( درصورتی که مشخص شده که ممکن است کودکتان مشکل عاطفی داشته باشد).

تشویق درزمینه رشد زبانی
بهترین روش برای رشد مهارت های کلامی کودکتان، حرف زدن با شماست. وقتی که با کودکتان حرف می زنید، به این نکته مهم توجه کنید که او باید پیام را درک کند تا بتواند پاسخ دهد.
هرروز زمانی را درنظر بگیرید که بتوانید به تنهایی با فرزندتان حرف بزنید و او رامورد توجه خاص خود قرار دهید( می توانید برای این کار حداقل 15 دقیقه وقت بگذارید). اطمینان پیدا کنید که همه عوامل مزاحم موجود را از صحنه خارج کرده اید، به خصوص تلویزیون را- به نحوی که بتوانید صدای یکدیگر را به وضوح بشنوید. به او اجازه دهید به شما بگوید به چه چیزی فکر می کند، چه کاری انجام می دهد و چه احساسی دارد. از او بپرسید:" آیا درمدرسه نقاشی کردی؟" یا "دوستت چه کاری کرد که این قدر عصبانی شدی؟" (پاسخ دادن به سوال های خاص ساده تر از پرسش های عمومی است، مثلا"، امروز چه کار کردی؟" شاید او آنقدر کار انجام داده باشد که نمی داند کدام را تعریف کند). اگر او تمایل چندانی به حرف زدن ندارد، درطول روز به صحبت های او گوش کنید. زمانی که او می گوید:" دوستم در مدرسه زمین خورد"، درواقع روزنه ای برای شروع گفت و گو با او یافته اید.
شنونده خوبی باشید. با کودکتان از طریق چشم ارتباط مستقیم برقرار کنید( این کارنشان می دهد که به صحبت های او علاقه مند هستید) و به او فرصت دهید تا افکار خود را تنظیم کند و صحبت او را قطع نکنید. زمانی که به حرف های او گوش می کنید، واکنش های غیرکلامی نشان دهید( می توانید با تکان دادن سر حرف او را تصدیق کنید) یا بگویید:" بیشتر برایم تعریف کن" یا " بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟" یا " تو باید عصبانی شده باشی" تا او را به گفت و گوی بیشتری تشویق کنید.
درطول یک گفت و گوی خانوادگی، دیگران را ترغیب کنید تا به کودکتان امکان صحبت کردن بدهند و نظر او را تایید کنید( کودک نیازدارد که به او توجه کنید و به حرف هایش گوش دهید). اگر او بی وقفه صحبت می کند، از گفتن این جمله خودداری کنید که :" هنوز حرف هایت تمام نشده؟" یا او را پرحرف خطاب نکنید( زیرا با این کار او از حرف زدن احساس گناه خواهد کرد و ممکن است ازهمه کناره گیری کند). درعوض به او بگویید:" حالا نوبت خواهرت است که حرف بزند. دلمان می خواهد که به آنچه می گویی گوش کنیم، ولی لازم است که برای چند دقیقه ساکت بنشینی". این روش به او یاد می دهد که شنونده خوبی باشد.
کتاب خواندن نیز برای فرزندتان بسیار اهمیت دارد. همچنان که او به کلمات گوش می دهد و نظر خود را درباره داستان بیان می کند، تلفظ، کاربرد لغت، گنجینه واژگان و درک مطلب او تقویت می شود. می توانید از او بپرسید:" کدام قسمت داستان را دوست داشتی؟" یا " فکر می کنی چرا خرگوش فرار کرد؟"
همیشه الگوی خوبی برای مهارت های گفتاری فرزندتان باشید. او عمدتا" از شما یاد می گیرد که چگونه با دیگران صحبت کند.
اگر با کودکتان حرف می زنید، به آنچه می گوید گوش کنید، و برای او فضایی آرام ایجاد کنید، جایی که همه افکار و احساساتش پذیرفته شده است. به این ترتیب، فرزندتان درطول زندگی به راحتی احساسات خود را بیان خواهد کرد.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1392ساعت 12:46  توسط پریسا  | 

 

عادت مکيدن انگشت يا شست در سنين مختلف، آثار و نتايج رواني متفاوتي دارد. کودک پنج ساله اي که همچنان با جديت انگشت مي مکد، مي تواند به دلايلي چند، اسباب نگراني شود. عادت مکيدن انگشت مي تواند روي کلام، دندان ها و رشد عاطفي کودک تأثير نامطلوب بگذارد. عادت مکيدن انگشت هرچه طولاني تر باشد، غلبه بر آن دشوارتر مي شود. علتش اين است که مکيدن انگشت از شدت استرس مي کاهد و بسياري از بچه ها براي رسيدن به آرامش، انگشت مي مکند. اين بدان معنا نيست که کودک، فاقد احساس امنيت خاطر است و بدين معنا هم نيست که تقصيري به گردن پدر و مادر اوست. بايد عوامل استرس را از چشم انداز کودک شناسايي کنيم. حوادث طبيعي مانند متولد شدن کودک جديد در خانواده و يا رفتن به يک مدرسه جديد، مي تواند بر شدت مکيدن انگشت بيافزايد. مکيدن انگشت اغلب زماني شروع مي شود که کودک از کودک ديگري که انگشت مي مکد تقلید مي کند. اگر فرزند شما پستانک مي مکند بهتر اين است که پستانک را به تدريج از او بگيريد. مراقب باشيد که از مصرف بيش از اندازه پستانک، خودداري نماييد. اما بعضي از بچه ها به مکيدن انگشت ادامه مي دهند و گاه پدر و مادر بي آنکه بدانند کدام عامل جسماني يا احساسي در مکیدن انگشت دخالت دارد سعي مي کنند آن را متوقف سازند. اين اقدام سبب ادامه دار شدن مکيدن انگشت مي شود.

کودکاني که پيوسته تحت فشار هستند تا از مکيدن انگشت خودداري کنند، خودشان را تدريجاً آدم هاي بدي ارزيابي مي کنند که چيز جالبي براي عرضه ندارند.

 اين بچه ها به تدريج ممکن است مشوش، خشمگين و يا پرخاشگرگردند. واکنش هاي منفي اطرافيان کودک، با توليد استرس و احساس حقارت نه تنها مکيدن انگشت را کم نمي کند که بر ميزان آن مي افزايد. عادت مکيدن انگشت در فرزندانتان را قبل از رفتن او به مدرسه برطرف کنيد.  وقتي کودک در مدرسه در فشار قرار مي گيرد تا اين عادت را ترک کند، عادات ديگري را جايگزين آن مي کند و اغلب اين عادات جديد در کنار عادت قديم قرار مي گيرند. همچنين بعضي از کودکاني که سعي مي کنند سرکلاس انگشت نمکند، احساس بيقراري مي کنند و گاه عصباني مي شوند، به طوري که خشمشان سبب بروز رفتارهاي ناخوشايند مي گردد. به طور کلي مکيدن انگشت مي تواند روي عزت نفس بچه ها اثر بگذارد؛ عملکرد درسي آنها را در مدرسه خراب کند؛ بر روابط اجتماعي شان اثر منفي بگذارد؛ به رشد دندان ها و نيز توانائي صحبت روشن و واضح آنها لطمه بزند. انگاره هاي رفتاري به خصوصي را ايجاد مي کنند که عبارتند از: پيچاندن مو، ماليدن گوش و ...

همچنين ناراحتي هاي عمومي در زمينه سلامتي مثل: زرد زخم، کرمک، کج شدن انگشت ها، زگيل و مسائل ديگر. به هر حال اغلب ناراحتي هاي ناشي از مکيدن انگشت، پس از ترک اين عادت از بين مي رود. با توجه به نظرات موجود، زمان مناسب مداخله در انگشت مکيدن کودک زماني است که او به 5 سالگي مي رسد. اما بايد در نظر داشت که تمام انسان ها وقتي با يک مرحله گذرا و تحولي در زندگي شان مواجه مي شوند دچار استرس مي گردند  بنابراين نبايد در اين زمان اقدام به ترک عادت کنيم، زيرا اين امر بر استرس موجود مي افزايد و تلاش ما تنها موجب ايجاد استرس و اضطراب بيشتر شده و بر شدت عادت موجود مي افزايد، در نتيجه بهتر است که ترک عادت مکيدن انگشت را به تعويق بياندازيم.

راهبردهاي مقابله با انگشت مکيدن

رفع استرس: اگر شرايط استرس زا در محيط کودک وجود دارد، آن شرايط برطرف شود.

انتقال توجه : براي کودکان خردسال، توجه او را به يک محرک قوي جلب کنيم. جايگزين کردن يک رفتار جديد، مثل بازي با خمير و يا تسبيح دست گرفتن، نقاشي، رنگ آميزي، پازل درست کردن و ساير فعاليت هايي از اين قبيل. در اين حالت هدف اين است که دست کودک مشغول يک فعاليت باشد و رفتاري را انجام دهد که مانع رفتن دست به طرف دهان بشود؛ لازم به ذکر است که جهت جلوگيري از وابسته شدن فرد به يک فعاليت خاص بايد تنوع ايجاد گردد.

استفاده از نشان هاي کلامي و تصويري: براي مثال انداختن حلقه به انگشت. به کودک بگوييد اگر انگشت بمکي، انگشتت بزرگ مي شود و حلقه، ديگر از دستت بيرون نمي آيد. اگر علامت دادن به صورت کلامي باشد مي توان به کودک گفت: «هرگاه ديدم که انگشت مي مکي يک ضربه به ميز مي زنم که متوجه بشوي.» اگر بخواهيم از نشانه هاي تصويري استفاده کنيم مي توانيم از يک تصوير مثلاً يک شست با شکل نامناسب استفاده کنيم. در استفاده از اين روش، نشانه مورد استفاده فقط براي شما و کودک معنا داشته باشد و ديگران متوجه نشوند که به عزت نفس کودک آسيب نرسد.

انزجار درماني: مثلاً استفاده از لاک تلخ مزه يا دستکش دست کردن. در اين روش هر چه قدر محرک قوي تر باشد، اثر بازدارندگي آن بيشتر خواهد بود.

اگر موقع تماشاي تلويزيون اينکار را انجام مي دهد تنها زماني مي تواند تلويزيون تماشا کند که دست هايش مشغول کاري باشند و به تدريج با ترک عادت فرصت بيشتري براي تماشاي تلويزيون به او بدهيد.

روش تقويت ژتوني يا پته اي: بدين منظور جدولي تهيه مي شود که بايد بسيار دقيق باشد و براساس شدت، نوع و ميزان بروز رفتار تنظيم شود. به اين صورت که رفتار انگشت مکيدن چند بار در روز، هربار چند دقيقه طول مي کشد و فاصله زماني بروز رفتار، چند دقيقه يا ساعت است. براي مثال بچه اي که 2 ساعت فاصله انگشت مکيدن داشت و در برنامه تنظيم شده که اين فاصله به 4 ساعت فاصله بين دفعات انگشت مکيدن  افزايش يابد، و کودک موفق شود که 4 ساعت انگشت نمکد، به کودک مي گوييم چون تو 4 ساعت انگشت نمکيدي مي تواني اين بستني را مک بزني، بعد دوباره برايش ساعت مي گيريم و به او مي گوييم: «تا 4 ساعت ديگه انگشت نمکيدي و تحمل کردي مي توان مک بزني». اين کار موجب بوجود آمدن هويت موفق در کودک مي شود، زيرا مي بيند که توانسته خودش را کنترل کند و رفتارش از شکل غيرارادي به ارادي تبديل شده است. دوباره برايش زمان مي گيريم و به او مي گوييم: «اگه تا 4 ساعت ديگه تحمل کردي مي تواني يک مک بزني و بعد مي رويم پارک».  بين اين ساعات يک ساعتي او را آزاد مي گذاريم ولي از اول به او اطلاع مي دهيم.  وقتي روي 4 ساعت عادت کرد و موفق شد يک ستاره مي گيرد و هر 3 ستاره يک جايزه مي گيرد.

شکل دهي زماني: در اين مورد زمان را کنترل مي کنيم. مثلاً کودکي که موقع خواب 30 دقيقه مک مي زند. ابتدا 5 دقيقه مک زدن را کم مي کنيم و مي گوييم 25 دقيقه مي تواني مک بزني و 5 دقيقه دستش را کنترل مي کنيم. بعد که به 25 دقيقه عادت کرد زمان را 20 دقيقه تعيين مي کنيم يعني هر مرحله را که با موفقيت گذراند 5 دقيقه کم مي کنيم.

نکته: گذر از هر مرحله بايد زماني انجام شود که فرد در مورد آن مرحله مشکلي نداشته باشد. تقسيم بندي زمان با توجه به شرايط کودک فرق مي کند و به ظرفيت تحمل ناکامي فرد، بستگي دارد که با آزمايش و خطا مي توانيم آن را تنظيم کنيم.

خودآگاهي را به کودک بياموزيد:  با استفاده از آينه کودک را به آگاهي از وضعيت ظاهري اش تشويق کنيد . فهرستي از زمان ها و مکان هايي که متوجه ناخن جويدن کودک مي شويد، تهيه کنيد. موقعيت هايي را که با اين عادت در ارتباط هستند. عوض کنيد و يا از آن ها دوري کنيد . بعد از سه چهار روز، حال کودک به تدريج بهتر مي شود. پس از مدت مذکور، شرايط شيميايي بدن، خودش را با شرايط جديد تطبيق مي دهد و کودک مي تواند به راحتي بيشتري، نمکيدن انگشت کنار بيايد. از اين زمان به بعد، هر روزي که کودک آن را با موفقيت پشت سر بگذارد، بر عزت نفس و اطمينان خاطرش اضافه مي شود. معمولاً بعد از يک هفته نمکيدن، ميل به مکيدن به حداقل مي رسد و يا به کلي از ميان مي رود.

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1392ساعت 22:33  توسط پریسا  | 

 

آزمون ترسیم آدمک یکی از آسانترین ، عملی ترین وجهانی ترین آزمونهای تصویری است. این آزمون به وسیله عده زیادی کد گذاری شده است که مهمترین آنها کار خانم آمریکائی فلورانس گودینافFlorence Goodenoughاست که در سال 1920 در ایالت نیوجرسی آمریکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمایش نمود . در فرانسه نیز دکتر فایFay در این زمینه کار کرده است.


هدف:

مهمترین هدف آزمون ، تعیین درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنین این آزمون را زمانی  به کار می بریم که آزمونهای هوشی دیگر مقدور نیست و می خواهیم هر چه سریعتر درباره درجه هوشی کودک به نتیجه برسیم . علاوه بر این ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نیستند بهترین ابزار سنجش این آزمون می باشند.


دستور اجرا:

اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود:" یک آدم ترسیم کن  و هر چه می توانی آنرا زیبا و خوب بکِش " ، اضافه می نمائیم زمان این کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.

نکاتی که در عمل و ارزیابی باید رعایت کرد:

1. برای ترسیم بهتراست یک مداد سیاه  یا یک خودکار راحت و روان دراختیار کودک بگذاریم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخیص داد.

2.   اگر نقاشی با مداد رنگی کشیده شود ، شرایط دیگری برای ارزیابی لازم است که باید رعایت شود.

3.   کاغذ برای رسم نقاشی کودک باید حداقل 30 × 21  باشد.

4.   اجازه بدهید کودک چند تصویر بکشد ، سپس  بهترین و کاملترین را برای نمره گذاری انتخاب کنید.

5. اگر نتایج چند بار کشیدن آدمک با یکدیگر فرق داشت نشان ناراحتی های دیگری در کودک است که باید به متخصص مسائل روانی یا روان درمانی مراجعه کرد.


روش نمره گذاری:

الف: برای هر یک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسیم شده باشد یک نمره منظور فرمائید. به شرح ذیل:

1. سر وجود داشته باشد .

2. پا کشیده شده باشد .

3. دست کشیده شده باشد .( یک یا هر دو دست)

4. بدن کشیده  شده باشد .

5. طول بدن طویل تر ازعرض آن باشد.

6. شانه ها کشیده شده باشد.

7. بازوها و پاها به تنه چسبیده شده باشند.

8. پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبیده شده باشند.

9. گردن کشیده شده باشد.

10. دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد.

11. چشمها کشیده شده باشد.

12. بینی کشیده شده باشد.

13. دهان کشیده شده باشد.

14. دو لب دیده شود.

15. سوراخها یا حفره های بینی کشیده شده باشد.

16. موها کشیده شده باشد. ( جزئی ترین مقدار مو)

17. موها کامل کشیده شده باشد.

18. علامتی از لباس کشیده شده باشد.

19. دو قطعه لباس کشیده شده باشد.

20. تمام بدن پوشیده از لباس باشد.

21. چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پیراهن ، کت و شلوار)

22. لباس رسمی یا یونیفورم باشد . ( یونیفورم مدرسه هم نمره می گیرد)

23. انگشتان کشیده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است)

24. تعداد انگشتان درست باشد .

25. شکل و قواره انگشتان درست باشد .

26. شست متمایز باشد.

27. دست متمایز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشیده شده باشد.)

28. بازوها کشیده شده باشد .

29. زانو کشیده شده باشد .

30. تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .

31. تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد.

32. پاهای متناسب ، کشیده شده باشد.

33. کف پا متناسب باشد.

34. پاها متمایل به بالا نباشند.

35. دستها و پاها دو بعدی کشیده شده باشند.

36. پاشنه کفش یا پاشنه پا کشیده شده باشد.

37. هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد. ( دست نلرزیده باشد)

38. هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد. ( نقاشی دقیق باشد)

39. هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشیده شده باشد)

40. هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .

41. هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .

42. هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .

43. گوشها کشیده شده باشد .

44. تناسب گوشها حفظ شده باشد .

45. مردمک چشم کشیده شده باشد .

46. تناسب چشم حفظ شده باشد .

47. در تصاویر نیمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.

48. چانه و پیشانی هر دو کشیده شده باشد .

49. برآمدگی شانه در تصویر نیمرخ معلوم باشد .

50. نیمرخ ناقص باشد . ( یعنی تنه و نیمرخ ناقص)

51. نیمرخ باشد .


روش محاسبه:

1.   نمرات داده شده را باهم جمع کنید . ( مجموع از 51 بیشتر تجاوز نمی کند)

2.   با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره 1) نمره خام ، تبدیل به سن عقلی می شود . از رابطه زیر بهره هوشی کودک به دست می آید.

آزمون آدمك ( گودیناف) تست هوش ( سن اجرا: از 3 تا 13 سال)

3.   اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال 40 باشد در جدول تبدیل نمرات ، ( جدول شماره 1 ) نمره خام را پیدا کرده و سن عقلی کودک را که 13 می باشد، استخراج می کنیم. ( این نمره سن عقلی کودک است) سپس 13 ( که سن عقلی کودک است) را در عدد 12 ( ماه) ضرب می کنیم. ( هر سال 12 ماه دارد)

سپس سن تقویمی آزمونی را محاسبه می کنیم . اگر آزمودنی به عنوان مثال 10 سال و 3 ماه داشته باشد 10 را ضربدر 12( هر سال 12 ماه دارد) بعلاوه 3 ( ماه) می کنیم نمره بدست آمده سن تقویمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را بر هم تقسیم کرده وضربدر 100 کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آید. بدین صورت:

    IQ  = 13 * 12  * 100 = 126

  3+12*10       

4. سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره 2) پیدا کنید ،  بهره هوشی کودک مشخص می گردد.


" جدول تبدیل نمرات خام به سن عقلی "

جدول شماره 1

نمره خام

سن عقلی

نمره خام

سن عقلی

نمره خام

سن عقلی

نمره خام

سن عقلی

1

3-3

11

9-5

21

3-8

31

9-10

2

6-3

12

0-6

22

6-8

32

0-11

3

9-2

13

3-6

23

9-8

33

3-11

4

0-4

14

6-6

24

0-9

34

6-11

5

3-4

15

9-6

25

3-9

35

9-11

6

6-4

16

0-7

26

6-9

36

0-12

7

9-4

17

3-7

27

9-9

37

3-12

8

0-5

18

6-7

28

0-10

38

6-12

9

3-5

19

9-7

29

3-10

39

9-12

10

6-5

20

0-8

30

6-10

40

  -13

51

بالاتر از 13 سال

" جدول شماره 2 "

طبقه بندی از لحاظ هوش

معادل هوش

نابغه

189-170

تیز هوش

169-150

پر هوش

149-130

باهوش

129-110

متوسط

109-90

مرزی

89-80

مرزی ضعیف

79-70

کودن

69-50

کالیو

49-25

کانا

25-0

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1392ساعت 16:31  توسط پریسا  | 

تیك می‌تواند در بخشی از بدن رخ بدهد یا تقلید یك حركت یا صدا باشد. تیك‌ها گاه به طور مستمر رخ می‌دهند و گاه چنددقیقه در روز طول می‌كشند و دارای انواع متفاوتی می‌باشند. شایع‌ترین تیك‌های حركتی در سر و گردن می‌باشند، مانند پلك زدن، بالا انداختن ابرو، چشمك‌زدن، حركات پرتابی كردن، حركات اطراف بینی و دهان و بالا انداختن شانه تیك‌های حركتی پیچیده شامل شكلك درآوردن و رفتارهایی چون قیافه گرفتن، شانه كردن موها با انگشتان، شلنگ تخته انداختن و بالا پریدن هنگام راه رفتن (بخصوص در كودكان و نوجوانان)‌ ، خودزنی، گاز گرفتن خود، پا به زمین كوبیدن یا بوییدن چیزی می‌باشد. شایع‌ترین تیك‌های صوتی یا  آوایی ساده به صورت صاف كردن گلو، سرفه، بالا كشیدن بینی، خرناس و صدای اوهوم درآوردن می‌باشد.

تیك‌های صوتی پیچیده نیز شامل بیان یك جمله یا یك تكه‌كلام یا یك ناسزا مثل «آها آها گفتن»، مكررگویی (تكرار كلمات با جملات فرد مقابل یا تكرار كلمات ادا شده توسط فرد)‌ می‌باشد. سایر اشكال تیك به صورت گاز گرفتن لب‌ها، بیرون آوردن زبان، مشت كردن دست، تكان دادن پا،‌ زانو یا انگشت پا می‌باشد.

اغلب كودكان در جریان رشد نیز حداقل یك رفتار تكراری ثابت را كه ارادی نیست (همان عادت یا تیك) نشان می‌دهند. برای مثال تقریبا تمام كودكان در یك ساعت اول پس از تولد، شست خود را می‌مكند. بعدها، بعد از شیر خوردن این كار را می‌كنند، ولی در سال‌های پیش‌دبستانی، اكثر كودكان فقط هنگام خواب این عمل را انجام می‌دهند. تیك‌های حركتی (مثلا سریع پلك زدن، ‌شانه بالا انداختن و...) بین 6 تا 8 سالگی ظاهر می‌شوند، یعنی مقطعی كه كودك باید «آرام بنشیند و یاد بگیرد». ولی این تیك‌ها در اكثر كودكان بسرعت رفع می‌شود.

تیك‌ در كودكان معمولا با استرس‌های جدید ظاهر می‌شود مثلا با تولد خواهر و برادر، با طلاق پدر و مادر، رفتن به مدرسه‌ای جدید یا عدم حضور درازمدت یكی از والدین، بعضی از كودكان نیز بدون هیچ علتی به یك عادت خاص پناه می‌برند و این عادت رفته رفته برای آنها به پاسخی خودكار و غیرارادی تبدیل می‌شود. تیك‌ها به طور معمول در دوران كودكی اغلب بین 3 تا 8 سالگی با تیك‌های ساده حركتی شروع می‌شوند و شروع این اختلالات بعد از 16 سالگی نادر است.

اختلالات تیك‌ در پسران شایع‌تر از دختران است و نسبت پسران به دختران دارای تیك‌ 3به یك می‌باشد. در برخی موارد كودك یا خانواده متوجه زمان دقیق شروع تیك نمی‌شوند و زمانی‌كه اختلال شدت می‌گیرد، تازه به آن پی می‌‌برند. واقعیت این است كه مشاهده تیك‌های حركتی یا صوتی در كودكان و بخصوص تحمل آنها توسط والدین كار آسانی نیست. تعدادی از والدین كودكانشان را به دلیل این حركات نامناسب و صداهای نابهنجار مورد تنبیه قرار می‌دهند. والدین زمانی كه اطرافیان به فرزندشان خیره می‌شوند یا درخصوص این رفتارها با تعجب، تمسخر یا تحقیر برخورد می‌كنند، فشار زیادی را متحمل می‌شوند و احساس گناه، خجالت، ناامیدی، خشم و حقارت می‌كنند‌. همچنین اختلالات تیك تاثیر مهمی بر عزت نفس كودك، پذیرش اجتماعی وی،‌ چگونگی روابط خانوادگی كودك و عملكرد تحصیلی وی می‌گذارد.

كودك و نوجوان مبتلا به تیك به علت بازخوردهای اطرافیان احساس ناكامی كرده، بتدریج عزت نفس وی كاهش یافته و گاه دچار افسردگی می‌شود

 همچنین با طرد شدن وی به دلیل حركات و صداهای نامناسب دچار عدم پذیرش اجتماعی می‌شود

گاه اختلالات تیك در كودكان و نوجوانان به یك مشكل خانوادگی تبدیل می‌شود و تمام اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از دیگر تاثیرات منفی اختلالات تیك تاثیر آن بر عملكرد تحصیلی كودك و نوجوان می‌باشد و باعث افت عملكرد وی می‌شود.

نحوه برخورد با تیك‌های عصبی در كودكان‌

تیك‌ها همگی موقتی هستند و غالبا زمانی ظاهر می‌شوند كه كودك دچار فشار روانی یا خستگی گردد و هنگامی كه كودك به حالت عادی برگردد، تیك‌ها هم ناپدید می‌شوند. در كودكان كم‌سن‌تر برخی از انواع تیك‌ها نسبتا شایع هستند و معمولا نشانه بیماری نمی‌باشند، بنابراین تیك‌ها خطرناك نیستند؛ اما می‌توانند تحریك‌‌كننده باشند والدین هم نباید نسبت به تیك واكنش غیرطبیعی نشان دهند، زیرا ممكن است به اضطراب كودك افزوده شود و تیك را بیشتر كند. از سوی دیگر هر وقت كودك خسته شود، تیك‌های او بیشتر می‌شود پس والدین باید سعی كنند كه استراحت كافی به كودكانشان بدهند، خونسرد باشند تا فشار روانی كودك شدت نیابد. همچنین اگر تیك كودك تكان دادن سر است، هیچ‌گاه والدین او را تنها نگذارند و اطراف تختخواب بالش‌هایی بگذارند تا به خودش صدمه نرساند.

به لحاظ این كه رفتارهای تیكی غالبا با فشار روحی تشدید می‌شوند عناصری را در زندگی كودك جستجو كنید كه ممكن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او شود نظیر این كه آیا آنان تلاش می‌كنند از تكالیف مدرسه و درس‌ها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی آنان بالاست؟ آیا مشكلات زناشویی باعث پریشانی آنها می‌شود؟

برای كاهش تنش‌های احتمالی كودكان تا آنجایی كه ممكن است برای ایجاد آرامش و اطمینان و حذف موقعیت‌های فشارزا بكوشید و با آنان رئوف و مهربان باشید.

متخصصان تاكید دارند كودكان مبتلا به تیك‌های ناگهانی حركتی یا گفتاری نیاز به صبر، محبت و آرامش والدین دارند.

تیك‌ها هیچ‌گاه ارادی نیست لذا این تیك‌ها با عصبانی شدن كودك تشدید می‌شود و به هنگام آرامش كودك كاهش می‌یابند به همین دلیل آرامش در محیط زندگی كودك مبتلا به تیك از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و والدین كمتر باید به حالت‌های كودك خود توجه كنند.

تاریخچه خانوادگی در مورد تیك‌ها نشان می‌دهد كه تقریبا در یك سوم همه موارد محققان بر این باورند كه مساله پایه ژنتیكی دارد یا در برخی حالات ممكن است این عادت از طریق تقلید به دست آید همچنین مشخص شده است كه رفتارهای تیكی در زمان فشارهای عصبی افزایش می‌یابد كه این امر به تیك عصبی منجر می‌شود.

نحوه برخورد اطرافیان‌

وظیفه اطرافیان در قبال رفتار با افراد دارای تیك بسیار مهم است؛ نباید به این حركات اهمیت داد به روی بچه آورد و یا دایما به وی گوشزد كرد كه چرا این كار را انجام می‌دهد، زیرا با آگاهی یافتن فرد از این مشكل، رفتارش روی آن متمركز می‌شود و در همین مواقع است كه تیك وی افزایش می‌یابد.

شرایط خانوادگی در ایجاد و تشدید تیك بسیار حائز اهمیت است و رفتار والدین با یكدیگر روی كودك تاثیر مستقیم می‌گذارد. حتی در مواقعی كه والدین با یكدیگر قهر هستند، این سكوت سنگین روی فرزندان، استرس شدیدی وارد می‌كند كه در مواردی سبب افزایش تیك، شب‌ادراری و لكنت زبان فرزند می‌شود.

خانواده نقش موثری در درمان رفتارها و علایم تیك در كودكان دارد لذا به والدین گوشزد می شود تا انتظارات بیش از حد از كودك نداشته باشند. فشار آوردن روی كودكان برای ترك یا كاهش این رفتارها نه تنها مفید نبوده بلكه نتیجه عكس دارد و باعث تشدید این گونه رفتارها می شود.

تذكر مستقیم یا تنبیه كودك برای ترك رفتار عادتی به هیچ وجه موثر نیست. در این موارد بایستی از شیوه تربیتی مبتنی بر تشویق استفاده شود، والدین باید در مواقعی كه كودك تیك ندارد، به وی بیشتر توجه و نگاه كنند و بیشتر با او صحبت كنند یا او را مورد نوازش قرار دهند و برعكس در مواقعی كه حالت‌های تیك را از خود نشان می‌دهد، بی‌اعتنایی كنند و وانمود كنند این حركات او را نمی‌بینند.

جایگزین كردن فعالیت هایی مانند نقاشی، هنر و بازی می تواند در روند ترك عادت این كودكان مفید باشد.چنانچه درمان تیك با رفتار درمانی بهبودی حاصل نشد، بایستی چالش های درمانی این گونه اختلالات عصبی را مورد تجدید نظر قرار داد.

فراموش نكنید در درمان تیك نباید به نوع تیك اهمیت داد؛ بلكه باید كودك را درمان كرد. وادار كردن كودك به این كه جلو آینه بایستد و خود را هنگام تیك تماشا كند، موثر نیست. آرام و مساعد كردن اوضاع خانواده، رفع مشكلات درسی و تطبیق با مدرسه بخصوص اگر تیك در سنین دبستان و به علت مسائل درسی ظاهر شده باشد، روش موثری است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1392ساعت 14:48  توسط پریسا  | 

 

خونریزی یا خون دماغ مانند خراش زانو و کبودی یکی از حوادث فراوان دوران کودکی است.

خونریزی بینی بخصوص در کودکان شیوع بیشتری دارد. علت آن هم نزدیک بودن عروق خونی به پوسته مخاطی بینی است. چون این عروق به پوست نزدیک هستند، با کوچک‌ترین تحریکی دچار پارگی می‌شوند. بنابراین خونریزی بینی در کودکان را براحتی می‌توان در منزل تحت کنترل در آورد و از بروز مجدد آن جلوگیری کرد.

با وجود این،‌ کودکان به طور مکرر دچار این حالت می‌شوند که ممکن است برای والدین نگران‌کننده باشد.

خون دماغ بندرت خطر دارد. اما اگر کودک مرتباً خون دماغ شود و زود بند نیاید و یا اگر بعد از یک ضربه به سر خون دماغ ایجاد شود باید برای درمان اقدام کنید.

عوامل مختلفی از قبیل داشتن  پولیپ بینی ، راه رفتن در زیر آفتاب داغ به مدت زیاد ،بالارفتن ناگهانی فشار خون و شروع بعضی از بیماریها مانند  حصبه ،تیفوس، بیماریهای خونی و یا در نتیجه ضربه به بینی از علل مهم خونریزی از بینی هستند.

اصلی‌ترین علت خونریزی بینی در کودکان ضربه مستقیم به بینی، خشک شدن مخاط بینی بر اثر هوای خشک محیط، عفونت دستگاه تنفسی فوقانی، جسم خارجی و آلرژی بینی است. کودکان معمولاً بینی خود را دستکاری می‌کنند که علت بسیاری از خونریزی‌های بینی محسوب می‌شود.برای جلوگیری از این اتفاق، ناخن‌های کودکتان را همیشه کوتاه نگه دارید.

نود و نه درصد موارد خون دماغ از خونریزی عروق خونی‌ ریز در تیغه بینی قسمت میانی بینائی که حدود یک سانتی‌متر تا سوراخ‌های بینی فاصله دارد اتفاق می‌افتد. این عروق خونی کوچک به‌ راحتی توسط یک ضربه ملایم به بینی پاره می‌شود و لخته‌ای که در جریان التیام تشکیل می‌شود به‌ راحتی با یک لمس ملایم یا مالش بینی کنده می‌شود که مجدداً موجب شروع خونریزی می‌شود.

این سری از حوادث می‌‌تواند با داشتن یک واکنش آلرژیک یا عواملی که موجب گشادی عروق خونی می‌شوند، با تنفس هوای داغ که موجب خشکی مخاط بینی می‌شود، با عطسه، سرفه و خالی کردن بینی (فین کردن) یا با مالیدن و یا خراش دادن بینی به‌ویژه در جریان خواب (بیشتر خون دماغ‌ها در شب اتفاق می‌افتند) تشدید شوند.

● علائم و نشانه‌ها:

از آن‌جائی که هر دو طرف بینی در پشت به هم متصل می‌شوند و همچنین به گلو و مری وصل می‌شوند و نهایتاً به معده منتهی می‌شود خون ممکن است هم از سوراخ بینی و هم از دهان سرازیر شود و کودک خون بالا بیاورد.

ازبینی، زمانی خون می‌آید که رگ‌های کوچک داخل سطح بینی پاره شوند. حوادث زیر می‌توانند خونریزی بینی را پدید آورند: ضربه به بینی، عطسه کردن هنگام سرماخوردگی یا تب یونجه، وجود شی خارجی در بینی، دست در دماغ کردن و امثال آن، اگر شی خارجی در بینی فرو رفته باشد ترشحات بدبو همراه با خون خارج میشود. خونریزی بینی ممکن است شدید باشد اما معمولاً مقدار خیلی کمی خون از آن بیرون می‌ریزد.

● مراقبت خانگی:

سعی نکنید با چپاندن چیزی داخل بینی جلوی خونریزی را بگیرید. سر کودک را بدرون یک ظرف یا دستشویی خم کنید یا انگشت شصت و انگشت اشاره، بینی را از جایی که استخوانی نیست محکم بگیرید.

بمدت ۱۰ دقیقه و یا تا زمان توقف خونریزی نگهدارید.

نگذارید کودک،‌سرش را بهنگام خون دماغ به عقب خم کند. این کار موجب میشود خون به پشت بینی و سپس داخل معده برود و موجب تحریک و استفراغ شود.

از سنین پائین به کودک خود یاد دهید که چطور خونریزی از بینی را متوقف سازد. به کودک بگوئید که آرام بماند و صاف نشسته سرش را بالا بگیرد، این کار می‌‌تواند فشار داخل رگ‌های خونی را کاهش دهد.

به کودک نشان دهید که چطور تمام قسمت پائین بینی را بین شست و انگشتان بگیرد و بدین ترتیب هر دو طرف بینی را به سختی به تیغه بینی فشار دهد.

کودک باید بینی را بدین ترتیب برای چندین دقیقه نگه دارد که اجازه دهد که زمان کافی برای لخته شدن خون وجود داشته باشد.

اگر بعد از این‌که فشار آزاد شد خونریزی ادامه پیدا کرد احتمالاً بدین معنا خواهد بود که یک لخته بزرگ در داخل بینی جلوی بهم بسته شدن عروق خونی پاره شده را می‌گیرد.

کودک باید شدیداً بینی‌اش را خالی کند، فین کند تا لخته را از جا بکند و بعد از اینکه لخته خارج شد، مجدداً برای ده تا دوازده دقیقه بینی را فشار دهد.

برای پیشگیری از بروز مجدد خونریزی از بینی، داخل بینی کودک وازلین یا پماد آنتی‌بیوتیک (دوبار، یک بار صبح و یک بار عصر برای هفت تا چهار ده روز) بمالید.

با بخور یا مرطوب‌ کننده، رطوبت هوا را زیاد کنید. (سعی کنید که آن‌را بسیار تمیز نگه دارید چون در غیر این‌صورت می‌‌تواند خودش به صورت یک منبع عفونت عمل کند.)

نگذارید کودک حداقل ۳ ساعت بعد از خون دماغ، بینی خود را دستکاری کند. زیرا امکان شروع مجدد خونریزی هست.

اگر نتوانستید پس از ۱۵ دقیقه  خونریزی را بند آورید به پزشک مراجعه کنید.

● موارد احتیاط:

۱. برای متوقف کردن خونریزی تنها سوراخ‌های بینی را به همدیگر فشار ندهید بلکه تمام قسمت نرمه بینی را فشار دهید. زیرا در غیر این‌ صورت خون در بالا تجمع پیدا کرده و به داخل گلو سرازیر می‌شود.

۲. هیچ‌گاه در جریان یک خونریزی از بینی یا بلافاصله بعد از آن کودک خود را نخوابانید. ایستاده باقی ماندن می‌تواند فشار داخل رگ‌ها را کاهش دهد.

۳. آرام بمانید و کودک را دلداری دهید.

۴. لزومی ندارد که کمپرس آب سرد بگذارید، روی لب بالا فشا بیاورید و یا از قطره‌های بینی و از دیگر معالجات خانگی استفاده کنید.

۵. بینی را با پنبه یا گاز بپوشانید.

● درمان پزشکی:

چنانچه بعد از ۳۰ دقیقه خونریزی متوقف نشد و کودک دچار سرگیجه و رنگ پریدگی شده باشد فوراً به دکتر مراجعه کنید.

چنانچه فکر می‌کنید یک شی خارجی در بینی کودکتان فرو رفته است و یا اینکه خون دماغ مرتباً تکرار میشود با دکتر مشورت کنید.

در کل شما تنها هنگامی به مشورت با پزشک نیاز دارید که درمان خانگی مؤثر نیست. اگر خونریزی از بینی به خاطر حساسیت یا سرماخوردگی بود، پزشک بیماری را درمان خواهد کرد.

ندرتاً پزشک احتیاج پیدا خواهد کرد که راه‌های بینی را ببندد یا این‌که رگ‌های خونی را بسوزاند تا این‌که خونریزی‌های مکرر درمان شوند

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 فروردین1392ساعت 12:38  توسط پریسا  | 

 

اگر من در دوران حاملگی با لکه بيني يا خونريزي واژينال مواجه شدم چه كار بايد بكنم؟

حتي اگر به نظر برسد كه خونريزي قطع شده است بلافاصله با دكتر يا ماماي خود تماس بگيريد. اگر چه ممكن است كه خونريزي واژينال يا لكه بيني به دليل يك مسئله جزئي باشد، اما احتمال مسائل جدي نيز وجود دارد. احتمالا براي رد هر گونه عوارض و اطمينان يافتن از سلامت شما و فرزندتان، انجام معاينه ضروري است. (اگر خونريزي شما ادامه دارد و يا درد شديد به هر شكلي داريد و دسترسي فوري به پزشك خود نداريد، سريعا" به بخش مراقبتهاي فوري (اورژانس) مراجعه كنيد.)

فرق بين لكه بيني و خونريزي چيست؟

لكه بيني خونريزي خفيفي است مشابه آن چيزي كه احتمالا در اوايل يا اواخر قاعدگي مشاهده مي كنيد. رنگ آن مي تواند از صورتي تا قرمز مايل به قهوه اي تغيير كند (رنگ خون خشك شده).

علل لكه بيني چيست؟

به دليل افزايش ميزان جريان خون دهانه رحم و بافت هاي اطراف، شما ممكن است بعد از پاپ اسمير (آزمايش سرطان دهانه رحم)، معاينه داخلي و يا رابطه جنسي لكه بيني داشته باشيد. علل ديگر شامل:

  1. خونريزي مربوط به لانه گزيني: ممكن است شما خونريزي كم و خفيفي مربوط به لانه گزيني كه احتمالا 11 تا 12 روز بعد از باروري اتفاق مي افتد داشته باشيد (نزديك به زماني كه شما متوجه رخ ندادن سيكل قاعدگي مي شويد). ممكن است كه علت آن لانه گزيني تخم بارور شده در ديواره رحم باشد، پديده اي كه معمولا 6 روز بعد از قاعدگي اتفاق مي افتد اما نمي توان به طور قطع مطمئن بود كه خونريزي ناشي از لانه گزيني است. خونريزي خيلي خفيف بوده، در عرض 1 تا 2 روز تمام شده، و فقط تعداد كمي از زنان حامله اين نوع از لكه بيني را دارند.
  2. سقط خود به خودي يا حاملگي نابجا: لكه بيني مي تواند جز علائم اوليه يك سقط خود به خودي يا حاملگي نابجا باشد به خصوص اگر با درد يا انقباضات ( كرامپ) شكمي همراه باشد. در حدود يك چهارم زنان حامله در اوايل حاملگي خونريزي يا لكه بيني دارند و در حدود نيمي از اين افراد دچار سقط خود به خودي مي شوند. اما اگر سونوگرافي كه از جنين شما در حدود هفته هاي 7 تا 11 انجام مي شود نشان دهنده ضربان قلب باشد، شانس ادامه حاملگي شما بيشتر از 90% است.
  3. عفونتها: لكه بيني ممكن است به دلايل غير مرتبط با حاملگي باشد. عفونتهاي واژينال ( مانند عفونتهاي قارچي يا باكتريال) يا عفونتهاي منتقله از راه مقاربت ( مانند تريكومونا، گنوره ، كلاميديا و يا هرپس) ممكن است باعث تحريك و يا التهاب دهانه رحم شوند. دهانه ملتهب رحم، مستعد خونريزي بعد از پاپ اسمير يا رابطه جنسي است. همچنين ممكن است به دليل وجود پوليپ (يك نوع توده خوش خيم)، شما بعد از پاپ اسمير يا نزديكي جنسي خونريزي يا لكه بيني داشته باشيد.
  4. مشكلات جفت يا زايمان زود رس: در سه ماهه دوم و سوم حاملگي، خونريزي يا لكه بيني مي تواند نشانه يك مشكل جدي مثل جفت سر راهي، جداشدن جفت (كه در اين پديده جفت از رحم جدا مي شود) و سقط خود به خودي ديررس (بين 13 هفتگي و اواسط حاملگي) يا زايمان زودرس (بين نيمه حاملگي و 37 هفتگي) باشد.
  5. زايمان طبيعي: ترشح موكوسي كه بر اثر وجود خون تغيير رنگ يافته بعد از 37 هفتگي به احتمال زياد نشانه جدا شدن يك پلاك موكوسي در اثر نرم و گشاد شدن دهانه رحم و آماده شدن آن براي مراحل زايمان مي باشد.در اين مرحله نيز شما هر لكه بيني و يا خونريزي را بايد به پزشك خود اطلاع دهيد.
  6. علل ناشناخته: در بعضي از موارد علت لكه بيني در نهايت نيز مشخص نمي شود. تنها كاري كه پزشك در اين موقع مي كند تجويز دستورات احتياطي شامل ورزش نكردن، خودداري از نزديكي و خودداري از بلند كردن اشياء سنگين و موارد ديگر است.

توجه: اگر گروه خوني شما Rh منفي است، هر زماني كه شما دچار لكه بيني يا خونريزي از مهبل مي شويد احتياج به تزريق ايمونو گلوبولين Rh داريد (مگر اينكه مطمئن باشيد كه گروه خوني پدر بچه نيز Rh منفي است).


 

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1392ساعت 23:35  توسط پریسا  |