تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | 22:2 | نویسنده : پریسا

کارکودک ، بازی و تفریح است . آموزش دوچرخه سواری نیز باید در راستای همان بازی باشد . یک لحظه فراموش نشدنی در دوران کودکی آنست که بطور اتفاقی بفهمید که برای اولین بار در حال راندن دوچرخه هستید احساس پیروزی همراه با غرور برای حرکت و رو به جلو راندن دوچرخه باید آسان باشد اما ما طریقه درست آموزش دادن دوچرخه به کودکان را بلد نیستیم.

باید به جای آموزش به او اجازه دهیم تا خودش طریقه راندن را بیاموزد. یک اشتباه رایج ، بستن چرخ های کمکی به پشت دوچرخه ای است که کودک نوآموز آن را می راند ، این کار مانع تجربه کردن نیازمندی های تعادل و بالانس دوچرخه توسط کودک می شود . باید به کودک اجازه داد تا خودش سرعت را تجربه کند . این روش برای هزاران کودک انجام شده و هرگز خطا نداده است. هر مرحله را نوعی سرگرمی بدانید و هرگز عجله به یادگیری فرزندتان نکنید. فقط زمانهایی که کودک مایل به یادگیری است او را تشویق به یادگیری دوچرخه سواری نمائید.

برای اطمینان ، ابتدا بچه باید طریقه درست نشستن برروی دوچرخه را بداند . دوچرخه متناسب با کودک طوری تنظیم شود که دستهای او به راحتی به دسته فرمان و اهرم ترمزها برسد و همچنین زین دوچرخه متناسب با قد کودک پایین آورده شود. برای تنظیم ارتفاع زین طوری تنظیم شود که در ابتدا کودک احساس تسلط بر دوچرخه نماید و پس از یادگیری کامل ، باید ارتفاع زین را به تدریج بالا آورده بطوری که زانوی ها در حین پازدن و حالتی که پدال در پایین ترین وضعیت خود قرار دارد ، خم نشود.

آموزش نادرست :

پشت سر دوچرخه راه رفتن و گرفتن از پشت زین و منتظر حرکت کودک ماندن ، روشی است که احتمال خطا دارد. اگر شما خوش شانس باشید کودک پدال زدن را شروع می کند و فراموش می کند که شما دیگر از پشت زین او را کنترل نکرده و او را رها کرده اید و اگر بدشانس باشید ، زمانیکه شما دستتان را رها می کنید ، اطمینان کودک و حس تعادل در او محو می شود . تمام کاری که کرده اید کاری نیست جز ایجاد دلواپسی غیر ضروری در کودکتان.

بالانس و تعادل و کنترل دوچرخه

پدال ها را از دوچرخه باز کنید ، بطوری که ظاهر دوچرخه مثل یک اسب اسباب بازی برای کودک باشد ، از یک زمین با سطح صاف شروع کنید ( درفضای باز) ، به کودک طریقه ی استفاده از ترمزها را بیاموزید و او را تشویق به حرکت دادن دوچرخه با پاهایش برروی زمین نمایید و وقتی حرکت را شروع کرد ، او را تشویق به استفاده از ترمزها نمایید تا به آرامی بایستد . به زودی کودک این مرحله را به راحتی پشت سر می گذارد و آماده ورود به مرحله بعدی می شود . زین را تا حدی پایی بیاورید که کودک به راحتی با دوچرخه برروی زمین راه برود.

به کودک پیشنهاد کنید تا دوچرخه را با هر دو پا ، رو به جلو حرکت دهد. در آن مواقعی که هردو پای او روی هوا هستند و دوچرخه در حال حرکت به جلو است . کودک احساس شادابی و نشاط خاصی دارد. یک سرازیری با شیب کم پیدا کنید و به کودک اجازه سرعت گرفتن دهید ، در ابتدا بهتر است از نقاطی در انتهای شیب شروع کنید (تا مسیر کوتاه باشد) اگر سرعت گرفت و از اینکار راضی بود مسیر را طولانی تر کره و به نقاط بالاتر شیب بروید.

پدال ها را باز کنید و به کودک اجازه فرمان دادن به دوچرخه را بدهید تا نگران پاهایش در مورد گیر کردن به پدال ها نباشد.

وقتی کودک طریقه ی به جلو راندن دوچرخه (بدون پدال) را آموخت به او پیشنهاد کنید تا همین کار را با قرار دادن پاهایش بر روی قامه ها تکرار کند .

اگر او از این کار راضی بود ، پدال ها را در محل خود مونتاژ نمایید . از یک مسیر شیب دار برای حرکت بدون پدال زدن استفاده کنید و به کودک پیشنهاد کنید در حین حرکت دوچرخه پاهایش را برروی پدال ها قرار دهد . در دور بعدی به او بگویید تا در حین سرازیر شدن پدال هم بزند ، این یک لحظه رویایی برای کودک شماست به همین راحتی کودک دوچرخه سواری را آموخته است.

همراهتان آچار 17 ببرید تا به راحتی در محل بتوانید پدال ها را سریعا" سوار یا پیاده نمایید . چون برخی کودکان خیلی سریع یاد می گیرند .



تاريخ : پنجشنبه ۷ اسفند۱۳۹۳ | 11:17 | نویسنده : پریسا
اغلب کودکان در یک برهه زمانی از رشدشان دچار بی میلی و عدم ترغیب به خوردن غذا می شوند و والدین خود را نگران و درگیر این مسئله می کنند می خواهیم راحت ترین و آسان ترین راهکارهای رفع این مشکل را برایتان بازگو کنیم.

 

يكي از مشكلاتي كه بسياري از والدين با آن رو به رو هستند، بدغذايي كودك است. اين مسئله كه كودكان به شكل، رنگ و بافت غذا بسيار توجه مي كنند و يا ناگهان از غذايي كه تا ديروز با اشتها مي خوردند، متنفر شوند، كاملا طبيعي است. بعضي از كودكان حتي دوست ندارند يك غذاي تكراري را در دو وعده مختلف بخورند.

متخصصين معتقدند كه ترس از تجربه تازه مي تواند يكي از علل بدغذايي كودك باشد. اين ترس معمولا حدود 4 تا 5 سالگي از بين مي رود اما در مورد بعضي بچه ها ممكن است تا بزرگسالي هم ادامه پيدا كند. يكي ديگر از علل بدغذايي كودك ممكن است تمايل او به نشان دادن استقلال و عدم وابستگي باشد و به عنوان آخرين احتمال ممكن است كودك قادر نباشد براي مدت طولاني آرام بنشيند و غذا بخورد.

علت بدغذايي كودك هرچه باشد، شما مي توانيد با استفاده از راهكارهاي ساده اي كه در ادامه به آنها اشاره شده است، كودك را به خوردن غذا تشويق كنيد.

تحقيقات نشان داده است كودكان  دو بار بيشتر از بزرگسالان به طرح و رنگ ظروفي كه در آن غذا مي خورند، اهميت مي دهند. آنها به ظروفی كه در آنها از اشكال گوناگون استفاده شده است، علاقه بيشتر ي نشان ميدهند و والدين بهتر است با استفاده از ظروف غذاخوري مخصوص كودك كه در طراحي آنها  نمادهاي خلاق و  رنگي ، اشکال کودکانه که به ویژه برای کودکان یادآور داستان و مضمون های سرگرم کننده است، کودکان را به چشیدن طعم غذا تشویق کنند.

در هر وعده غذايي، چند نوع غذا آماده كنيد و صبور باشيد چون ممكن است مجبور باشيد يك غذا را بارها به كودك پيشنهاد كنيد تا بالاخره آن را بچشد. وقتي غذاي جديدي آماده مي كنيد، بهتر است آن را همراه ساير مواد غذايي روي ميز قرار دهيد اما اگر مي خواهيد توجه كودك را بيشتر جلب كنيد، غذاي جديد را در ظروف شاد و جالب و با طراحي كودكانه قرار دهيد و خودتان از همان غذا بخوريد.

در هر وعده بشقاب كودك را با مقدار مناسب غذا پر كنيد. كودكان تقريبا نصف بزرگسالان غذا مي خورند. بهتر است از ظروف مخصوص كودك كه اندازه ي آن متناسب با ميزان نياز غذايي كودك در نظر گرفته شده است استفاده كنيد.

كودك را با پيشنهادات غذايي گوناگون گيج نكنيد. لازم نيست هر بار از كودك سوال كنيد كه چه غذايي مي خواهد. غذا را آماده كنيد و بعد از كودك بخواهيد از بين همان غذاها انتخاب كند. دقت كنيد هميشه يك نوع غذاي مورد علاقه كودك را ميان غذاهاي جديد قرار دهيد.

از كودك نخواهيد مقدار زيادي از غذاي جديد را بخورد بلكه سعي كنيد او را راضي كنيد تا كمي از غذاي جديد را امتحان كند و صبر كنيد تا خودش دوباره تقاضا كند.

به ياد داشته باشيد كه كودكان به مزه، رنگ، بافت و شكل كلي كه غذا سرو مي شود، بسيار اهميت مي دهند و هر يك از اين موارد مي تواند دليلي براي بهتر غذا خوردن و يا بدغذايي كودك باشد. بنابراين با استفاده از رنگ های بیشتر چه درغذاهایی که به کودک می دهيد و چه در ظروفی که کودک در آنها تغذیه می کند، او را به خوردن تشویق کنيد. تحقیقات نشان می دهد که غذاها و ظروف رنگی برای کودکان جذابتر از بزرگسالان است، خصوصا بشقاب های غذا که در طراحی آنها از اشكال مناسب كودك و رنگ هاي متنوع استفاده شده است.

تا جايي كه امكان دارد كودك را در فرآيند آماده كردن غذا مشاركت دهيد. اين مشاركت مي تواند از خريد مواد غذايي و ظروف غذا تا پختن آن باشد. با اين روش كودك احساس كنترل بيشتر و در نتيجه تمايل بيشتر به خوردن چيزهايي خواهد داشت كه خودش انتخاب كرده و يا در آماده سازي آن نقش داشته است.

سعي كنيد در وعده هاي غذايي كودك از موادي استفاده كنيد كه ارزش غذايي بالايي دارند. مطمئنا تزئين غذاها به اشكال مختلف مي تواند باعث تشويق كودك به چشيدن آنها شود.

تغذيه مناسب را به كودك آموزش دهيد. مي توانيد شكل مواد غذايي مورد نظرتان را نقاشي كنيد و براي رنگ آميزي در اختيار كودك قرار دهيد و از او بخواهيد آنها را با همان رنگي كه در زندگي روزمره مي بيند، رنگ آميزي كند.

الگوي مناسبي براي كودك باشيد و همان مواد غذايي را بخوريد كه دوست داريد فرزندتان هم آنها را بخورد. وعده هاي خانوادگي بهترين راه براي ارتباط با كودك و تشويق او به خوردن غذاهاي خوشمزه و مفيد است.

به بدغذايي كودك دامن نزنيد! بلكه سعي كنيد با راهكارهايي كه گفته شد به كودك كمك با اشتها از مواد غذايي مورد نيازش تغذيه كند.



تاريخ : پنجشنبه ۹ بهمن۱۳۹۳ | 3:15 | نویسنده : پریسا
تربیت کردن فرزندان در صورتی که ارتباط مناسبی بین والدین و فرزندان ایجاد شود، امری موثر و لذت بخش است. برقراری ارتباط مناسب یکی از عوامل افزایش اعتماد به نفس و احترام دو طرفه است.

وقتي براي اولين بار کودکتان گريه مي‌کند و شما او را در آغوش مي‌کشيد، وقتي براي اولين بار با چشمانش به شما نگاه مي‌کند و وقتي براي اولين بار به صورت شما لبخند مي‌زند، يک معنا بيشتر ندارد و آن هم اين است که کودکان از همان روز اول تولد، به دنبال برقراري ارتباط هستند. ولي چند درصد از ما در اين ارتباطاتي که با فرزندانمان داريم موفق هستيم و به تمام اهداف کوتاه مدت يا بلند مدت خود رسيده ايم؟ چند درصد از ما توانسته ايم با آرامش و بدون دعوا و بگو و مگو، با فرزندانمان به توافق برسيم؟

«زن روز» با اين مقدمه مي‌نويسد: تعداد بسيار زيادي از والدين، واقعا با اين مشکل رو به رو هستند که نمي‌توانند ارتباط درستي با فرزندانشان برقرار کنند. در اين مطلب به بخشي از دغدغه ذهني اين والدين پاسخ داده خواهد شد.

شناخت ويژگي‌هاي شخصيتي

اولين گام براي رسيدن به يک مذاکره و ارتباط درست، اين است که از ويژگي‌هاي شخصيتي فرزندتان باخبر باشيد و تلاش کنيد تا طبق آن ويژگي‌ها با او رفتار کنيد. براي مثال اگر شما کودکي نافرمان و لجباز داريد حتما لازم نيست که با او رئيس مآبانه رفتار کنيد بلکه شما بايد با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي او، به دنبال روش سازنده تري باشيد و شايد لازم باشد که براي رسيدن به اهدافتان با او به توافق برسيد و او را هم در تصميم گيري‌ها شريک کنيد.

حفظ احترام؛ واجب تر از نان شب

هيچ وقت فراموش نکنيد که براي رسيدن به يک ارتباط خوب و مفيد، نياز داريد که‌اندکي متفاوت از بقيه با فرزندانتان، رفتار کنيد چرا که روابط ميان شما و فرزندان مانند عابر خيابان نيست که مقطعي و زودگذر باشد بلکه درازمدت و طولاني است بنابراين شما به رفتاري احتياج داريد تا بتوانيد اين روابط را حفظ کنيد و آن را زخمي نکنيد. يکي از کارهايي که به شما در رسيدن به يک رابطه خوب و موفق کمک مي‌کند اين است که هميشه و در همه حال احترام و منزلت فرزندتان را حفظ کنيد و آن را در نظر بگيريد و با اين کار عزت نفس او را افزايش دهيد.

کمي هم قدرت بدهيد

گفته مي‌شود که کودکان دوست دارند در خانواده نظم برقرار باشد و قوانيني وجود داشته باشد. به عبارت ديگر آن‌ها نياز دارند بفهمند که هر رفتاري چه پيامدي خواهد داشت و بنابراين بر اساس آن پيامد، تصميم بگيرند، هنوز هم مي‌خواهند آن رفتار را انجام دهند يا خير؟ ضمن آن که وجود نظم و قوانين در خانواده يکي از مسائلي است که نياز به‌امنيت کودکان را برآورده مي‌کند. اما در عين حال همه کودکان دوست دارند تا از اندک قدرتي هم در خانواده برخوردار باشند و گاهي اوقات هم والدين به حرف آن‌ها گوش کنند تا بتوانند کارهايي که فکر مي‌کنند برايشان ارزشمند است انجام دهند ولي اگر اين احساس را نکنند و والدين را انعطاف ناپذير بيابند از آن‌ها فاصله مي‌گيرند و به دنبال راه هايي مي‌گردند که هر طور شده، آن‌ها را به خواسته هايشان برساند، حتي به قيمت زير پا گذاشتن قوانين پدر و مادرشان.

شفاف سازي کنيد

چرا نمي‌توانم اين کار را انجام دهم؟ چرا نبايد اين غذا را بخورم؟ چرا نبايد بيرون بروم؟ و هزاران چراي ديگري که کودکان از شما مي‌پرسند تا بلکه شما را از تصميمي که گرفته ايد منصرف کنند. بنابراين هر وقت به کودکتان دستوري مي‌دهيد خود را براي اين پرسش هميشگي وي آماده کنيد و براي آن پاسخ و دليلي روشن و قانع کننده داشته باشيد. با اين کار کودکان از منطق زيربنايي تصميمات شما آگاه مي‌شوند و بنابراين وقتي که شما نيستيد تلاش مي‌کنند با در نظر گرفتن همان منطق، تصميمات درست بگيرند و علاوه بر آن ياد مي‌گيرند که چطور با مراجع قدرت کنار بيايند.اما اگر هر باري که از شما مي‌پرسند چرا؟ با پاسخ «همين که هست»، رو به رو شوند، ممکن است در مقابل شما بايستند يا در بهترين حالت تا وقتي شما بالاي سرشان ايستاده ايد به حرفتان گوش کنند.

پيامدهاي رفتار را مشخص کنيد

وقتي شما به عنوان والدين پيامد انجام کاري را براي فرزندتان روشن کرديد و مشخص کرديد در صورت انجام يک رفتار مشخص با پيامد مشخصي رو به رو مي‌شود، آن گاه فرزندان هم از قدرت پيش بيني پيامد رفتارشان برخوردار مي‌شوند و در نتيجه در قبال کاري که مي‌خواهند انجام دهند، احساس مسئوليت بيشتري مي‌کنند. براي مثال وقتي شما به فرزندتان مي‌گوييد: «اگر قبل از ساعت ده به خانه آمدي، دفعه بعد هم مي‌تواني خودرو را با خودت ببري» او مي‌فهمد که اگر بعد از دوازده بيايد ديگر از خودرو خبري نخواهد بود و بنابراين اگر چنين اتفاقي بيفتد مسئوليت رفتارش را مي‌پذيرد و ديگر با شما بر سر دادن خودرو يا ندادنش بحث نمي‌کند. با مشخص شدن قواعد روشن هم احساس مسئوليت را در فرزندان افزايش دهيد و هم از بحث و مذاکره در آينده پيشگيري کنيد.

خواسته‌هاي واقعي را بشناسيد

وقتي کودکي مي‌گويد: «اين دسر را دوست دارم بخورم» يا وقتي نوجواني مي‌گويد: «دوست دارم تا ساعت يک بعد از نصف شب در بيرون از خانه باشم!» حتما اين کارها برطرف کننده يکي از نيازهاي او است. براي مثال نوجواني که مي‌خواهد تا ساعت يک بيرون باشد شايد مي‌خواهد نياز به استقلالش را نشان دهد يا کودکي که به دسر خاصي علاقه دارد شايد آن دسر ماده‌اي دارد که بدنش به آن احتياج دارد. بنابراين در هر خواسته فرزندان، نيازي وجود دارد و مهم اين است که شما از آن باخبر شويد و بتوانيد از راه ديگري نيازش را تأمين کنيد. راهي کم خطرتر و با امنيت بيشتر.

درست برداشت کنيد

گاهي اوقات والدين فکر مي‌کنند واقعا مي‌دانند منظور فرزندشان از اين نوع رفتار چيست و فرزندان هم فکر مي‌کنند که مي‌دانند منظور والدينشان از اين که به آن‌ها مي‌گويند: «نه!» چيست. اما در واقع آن چه که هر دو فکر مي‌کنند، اشتباه و نادرست است. براي مثال پدري ممکن است فکر کند که درخواست فرزندش از کمک مالي به اين دليل است که او نمي‌خواهد کار کند و تصميم گرفته شيوه تنبلي را در پيش بگيرد بنابراين به او مي‌گويد: «نه!» و فرزند هم فکر مي‌کند علت «نه» گفتن پدر اين است که به او اعتماد ندارد. در حالي که هر دو اشتباه برداشت مي‌کنند!

براي رسيدن به اين برداشت درست فقط کافي است که برداشت و ذهنيت خود را به اطلاع طرف مقابل برسانيد و از او بخواهيد در صورت اشتباه بودن، منظور خود را به صورت کامل بيان کند.



تاريخ : سه شنبه ۲ دی۱۳۹۳ | 13:23 | نویسنده : پریسا
یکی از مشکلات شایع جامعه ی امروزی افزایش بی رویه ی وزن کودکان است، به طوری که به ویژه در شهرهای بزرگ، شیوع چاقی در کودکان، والدین را به یافتن راهی برای حل این معضل ترغیب نموده است. جالب آن که خیلی از اوقات والدین ذکر می کنند که با این که چاقی در خانواده ی آنان رایج نبوده، کودکان شان از افزایش بی رویه ی وزن رنج می برند.

وقتی که کودکان کوچکتر هستند بسیاری از والدین، کودک شان را به خوردن بیشتر تشویق می کنند.

بسیاری ازکودکان کم سن و سال در مورد غذا ایراد گیر و به عبارتی بدغذا هستند و اشتهای کمی دارند و به تبع آن کمبود وزن نیز دارند.

پدر و مادر این بچه ها ممکن است نسبت به بد غذایی کودک شان حس خوبی نداشته باشند، ولی اگر این بچه در آینده شروع به غذا خوردن کند و حتی بیش از حد بخورد، والدین او احساس خوبی می کنند. چرا که اگر کودک شان خوب غذا بخورد، احساس می کنند والدین بهتری هستند.

این که بچه ها خوب بخورند و به موقع بخورند بسیارخوب است. ولی نباید فراموش کنید که همواره فرزندتان را به غذاخوردن صحیح و خوب تشویق کنید و این به معنای تشویق کودک به پُرخوری نمی باشد.

این نکته نیز مهم است که به عنوان پدر و مادر باید مراقب خودتان نیز باشید و به طور معقولی غذا بخورید چرا که بچه ها در خوردن نیز مانند بقیه ی کارها از بزرگترهای خود الگو برداری می کنند. مطالعات نشان داده است که اضافه وزن در کودکانی که پدر و مادر چاقی دارند، شیوع بیشتری دارد.

این مساله در مورد میزان فعالیت بدنی نیز صدق می کند. یعنی اگر والدین به فعالیت بدنی گرایش داشته باشند، این مسئله در بقیه ی افراد خانواده نیز گسترش می یابد.


اگر می خواهید کودک شما دچار چاقی نگردد به راهکارهای زیر توجه نمایید:

* کودکان تمایل دارند که عادات غذایی خویش را از والدین و یا خواهر و برادر و بزرگترهای خانه فرا بگیرند و لذا اگر چنان چه غذایی که در خانه ارائه می شود و آن چه دیگر افراد خانواده می خورند سالم و متعادل و کم چرب و کم شکر باشد، کودک نیز همین شیوه را در پیش گرفته و امکان چاقی در او کمتر می شود.


چا
قی در کودکان

* سعی کنید کودک تان را برای گردش و پیاده روی، شنا، دوچرخه سواری و... بیرون ببرید و شرایطی را فراهم کنید تا فرزندتان در باشگاه های ورزشی ثبت نام کند.

عادات ورزشی خوب در کودکان و به ویژه دختران وقتی در سنین نوجوانی هستند در بقیه سال های زندگی آن ها نیز ادامه پیدا خواهد کرد. لذا مهم است که آگاهی فرزندتان را در مورد ورزش، افزایش دهید و او را در هر موقعیتی که ممکن است به فعالیت بدنی تشویق کنید.

* وقتی بچه ها از مدرسه به منزل می رسند و نیز تعطیلات آخر هفته، زمان هایی است که ممکن است بچه ها با مصرف تنقلات صدها کیلوکالری اضافه مصرف کنند. دسترسی کودکان خود را به تنقلات محدود کنید. خوراکی های بی ارزشی مانند چیپس و پفک را از منزل بیرون ریخته و سعی کنید با دادن اطلاعات تغذیه ای درست به کودکان تان آن ها را از خرید این گونه مواد منع کنید.

* امروزه روش های غذا خوردن صحیح با غذا خوردن در جلوی تلویزیون و یا در حالت بازی و ... جایگزین شده اند. یک روش برای کنترل کالری دریافتی کودک تان، مصرف دسته جمعی وعده های غذایی در خانواده است. متاسفانه امروزه درصد کمی از خانواده ها به طور منظم برای یک وعده ی غذایی اصلی مثل صبحانه با همدیگر دسته جمعی می نشینند و غذا را صرف می کنند.

* کودک خود را تشویق به مصرف میوه و سبزیجات کنید. سعی کنید همیشه میوه شسته و آماده در دسترس کودک تان باشد.

* بررسی ها نشان می دهند احتمال ابتلا به چاقی در کودکانی که در دوره نوزادی از شیر مادر استفاده کرده اند نسبت به کودکانی که از شیر خشک استفاده کرده اند کمتر است. 3 تا 4 ماه تغذیه ی انحصاری با شیر مادر، با 35 درصد کاهش چاقی در سنین 5 تا 6 سالگی همراه است.


چاقی در کودکان با تماشای تلویزیون

* زمان بازی های کامپیوتری و تماشای تلویزیون را در کودکان خود محدود کنید. امروزه کودکان ساعات زیادی را صرف بازی های کامپیوتری و تماشای تلویزیون می کنند، مطالعات زیادی نشان داده که این شیوه ی زندگی در کودکان با افزایش وزن آن ها ارتباط مستقیم دارد.

شاید این که به کودک تان اجازه دهید به سراغ غذاهای آماده یا همان فست فودها برود و یا غذای خود را جلوی تلویزیون بخورد، به شما فرصت بیشتری برای انجام بقیه کارهای زندگی دهد، اما کودکان تان ناآگاه تر از این هستند که بدانند بهترین چیز برای آنان چیست و بتوانند مراقب سلامتی شان باشند.

اگر حق انتخاب به کودکان داده شود اغلب بچه ها، غذاهای پُرچرب و پُِرنمک یا پُرشکر را نسبت به میوه های تازه و سالاد و ماهی و ... ترجیح می دهند. آن ها در منزل نشستن و سرگرم شدن با بازی های کامپیوتری را به بیرون از منزل رفتن و فعالیت بدنی داشتن، ترجیح می دهند.

لذا دادن آزادی بیش از حد به کودکان برای این که غذاهای رژیم غذایی شان را خودشان انتخاب کنند و یا ساعات زیادی را جلوی تلویزیون و یا کامپیوتر صرف کنند، در نهایت منجر به افزایش احتمال چاقی در آنان می گردد. پس بیایید اول شیوه های درست تغذیه را بیاموزید و اجرا کنید تا کودکان تان نیز از شما آن ها را بیاموزند.

چاقی برای کودکان از لحاظ جسمی و روانی، آزاردهنده است؛ اما جدا از آن، برچسب‌های آزاردهنده‌ای مثل این که: «چقدر چاقی... چقدر می‌خوری... بس است دیگر... خپل و...» لطمات بیشتری به سلامت روان کودک وارد می‌کند...
امروزه محققان، چاقی کودکان را به‌‌عنوان یک مشکل جدی و در حال پیشرفت در جامعه می‌شناسند که از هر ۵ کودک و نوجوان، یکی را گرفتار می‌کند و البته آمارش رو به افزایش است. ترکیب بدنی غیرسالم پیامدها و اثرات منفی فوری و درازمدتی روی بچه‌ها دارد.

بیماری‌ها و مشکلاتی که در بزرگسالان چاق دیده می‌شود، در بچه‌ها و نوجوانان نیز دیده می‌شود؛ مثلا آسم، دیابت، اختلالات خواب، بیماری‌های کبدی، کیسه صفرا، عوارض ارتوپدیک، کلسترول بالا، فشارخون بالا و... البته اینها که گفته شد همه عوارض جسمی بود.

اثرات روانی منفی و عوارض شناختی این بیماری‌ها می‌تواند در طول عمر ادامه یابد. مشکلات عاطفی هیجانی، افسردگی، مشکلات رفتاری، مشکلات اجتماعی و طرد شدن از سوی دیگران، برچسب‌ها و انگ اجتماعی، کشمکش با اعتماد به نفس و تصویر بدنی مثبت از خود، احساس نا امنی و... از جمله مسایلی است که در کودکان چاق دیده می‌شود. کودکان چاق ممکن است توسط همتاها و دوستان و اقوام مورد تمسخر و اذیت و آزار قرار بگیرند یا از جمع دیگران طرد شوند. حتی گاه ممکن است خود خانواده نیز با حرف‌هایشان ناخودآگاه باعث آزار روانی کودک چاق شوند.


● اگر کودک شما چاق است، این ۱۲ مورد را رعایت کنید :


۱) سرزنش کردن رفتارهای تغذیه‌ای و توهین کردن به کودک را متوقف کنید:‌ (بسه دیگه چه قدر می‌خوری... اصلا متوجه نیستی چه‌قدر زشت و بد ترکیب شدی... غذا خوردنت باعث خجالت ماست و...)


۲) واژه اضافه وزن و افزایش وزن کمتر از واژه چاقی با برچسب و بار منفی همراه است. کودک را متوجه وضعیت‌اش کنید ولی مدام با واژه‌هایی چون چاق و چاقی، ذهن او را بمباران نکنید.


۳) هرچه قدر که شما در طرز رفتار و برخورد با کودک خود مراعات کنید، ممکن است در مهد کودک، مدرسه و یا توسط سایر اقوام و آشنایان کودک مورد تمسخر، طرد شدن و اذیت و آزار قرار گیرد. زمانی که متعاقب چنین برخوردهایی کودک عصبی، ناراحت و مغموم است، به جای آنکه مساله را انکار کنید (کی گفته تو چاقی... اصلا هم این‌طور نیست... بی‌خود کرده این حرفو زده....من میرم حسابشو می‌رسم که به تو یه همچین مزخرفی گفته...) نشان دهید که احساس او را درک می‌کنید (خیلی ناراحت شدی وقتی اینو بهت گفت؟ و...)


۴) ما باید بدانیم پیام‌هایی که از پیرامون کودک به او می‌رسد، بر اعتماد به نفس او تاثیر دارد و هرچه کودک بزرگ‌تر شده و به دوران نوجوانی نزدیک می‌شود این اثر بیشتر خواهد شد، پس باید سعی کنیم سایر جنبه‌های رشدی کودک خود را تقویت کرده و مهارت‌های جدیدی را به او بیاموزیم تا کودک ما در کنار ضعف‌ها و ناتوانایی‌هایی که دارد، نقاط قوت و مثبتی نیز داشته باشد.


۵) متناسب با سن بچه‌ها از آنها انتظارات رفتاری داشته باشید. معمولا بچه‌هایی که اضافه وزن دارند، ممکن است از نظر ظاهری بزرگ‌تر از سن واقعی خود به نظر برسند و والدین و اطرافیان با توجه به جثه و شرایط فیزیکی از آنها انتظار دارند پخته‌تر و بزرگ‌تر رفتار کنند، در حالی که باید این نکته را در نظر بگیرند که شرایط عقلی و شناختی کودک متناسب با سن اوست، نه جثه و فیزیک او.


۶) درمان چاقی کاری سخت، طولانی و نیازمند کاری تیمی متشکل از متخصص کودکان، روا‌ن‌پزشک اطفال، روا‌ن‌شناس، مددکار اجتماعی، متخصص تغذیه و.... است؛ پس نباید انتظار داشته باشید بدون کمک تخصصی و فقط با تذکر دادن به کودک بتوانید مساله را حل کنید. مشارکت و پیگیری مداوم شما بدون خستگی و طرد کردن یا سرزنش کودک می‌تواند انگیزه کودک را در کنترل رفتارهای مربوط به خوردن بهتر کند.
۷) سعی کنید از همان ابتدای نوزادی نیازهای متفاوت کودک را درک کنید و با هر گریه و استرس کودک به دنبال آن نباشید که فقط با خوراندن شیر و غذا او را آرام کنید. بچه‌ها نیازهای متفاوتی دارند.


۸) سعی کنید نیازهای فیزیکی و هیجانی کودک را از هم جدا کنید تا کودک نیز به تدریج بفهمد این دو نیاز از هم جدا هستند و هر کدام پاسخ‌های خاص خود را می‌طلبند. باید کودک متوجه شود که خیلی به سادگی هر زمان گرسنه است، غذا می‌خورد و وقتی سیر است، غذا نمی‌خورد، نه اینکه هر موقع عصبی است غذا نخورد، هر موقع مضطرب یا هیجان زده است، پرخوری کند و... گاه دیده شده است والدین به‌طور ناآگاهانه حالات احساسی و عاطفی و رفتارهای مختلف کودکان را به خوردن ربط می‌دهند. مثل این که گشنه است که این‌قدر عصبانی و لجباز شده ، غذاشو بخوره خوب می‌شه. آخه ظهر غذا نخورده... یه چیزی بخور تا خوش‌اخلاق بشی و....


۹) با کمک کودک برای روز او برنامه‌ریزی مناسبی انجام دهید تا تمام وقت کودک صرف تماشای تلویزیون، بازی‌های ویدیویی و خوردن تنقلات غیرسالم و زیاد نشود.


۱۰) حتی‌الامکان مواد خوراکی پر کالری و غیرسالم را خریداری نکنید تا این مواد به وفور در منزل در اختیار کودک نباشد.


۱۱) کودکان از ما الگوبرداری می‌کنند. مسلما عادات و الگوی غذاخوردن و رفتارهای تغذیه‌ای ما روی آنها تاثیر می‌گذارد، پس باید تغییر را از خودمان آغاز کنیم.


۱۲) زمانی که کودک در برنامه‌های غذایی با شما همکاری می‌کند رفتارهایش را مورد توجه و تشویق قرار دهید و فراموش نکنید که گاهی فعالیت یا بازی مورد علاقه کودک و گذاشتن وقت برای او بهترین پاداش است.

 



تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | 9:6 | نویسنده : پریسا

 اگر فرزند شما دارای اضافه وزن است برای او محیطی فراهم کنید که مورد حمایت قرار گیرد و انگیزه تغییر در او بوجود آید

روي بهبود برنامه غذايي، بالا بردن ميزان فعاليت ورزشي و کاهش زمان بيتحرک تمرکز کنید .

قوانيني براي جلوگيري از چاقي مفرط :

* استفاده از جودوسر و نان سبوسدار به جاي برشتوک و ماست ميوه اي براي صبحانه

* مصرف نکردن فست فود يا نان سفيد براي ناهار و استفاده از نان سبوسدار، گوشت، ماهي و سبزيجات به جاي فست فود

* غذا در بشقاب سرو شود، ظرف اصلي غذا روي ميز قرار نگيرد.

* اگر کودک ميل به خوردن غذاي اضافه داشت، ۲۰دقيقه پس از خوردن به وي بدهيد تا بدن احساس سيري را پيدا کند.

* کودک خود را با غذاي سالم سير کنيد تا هوس هله هوله نکند.

* مصرف روزي تنها ۲ تکه ميوه.

* مجوز مصرف فست فود را ماهي يک بار به کودکتان بدهيد.

* مصرف شيريني، هفته اي يک بار.

* مصرف اسنک، هفته اي يک بار.

* مصرف آب ميوه، چاي سرد (آيس تي)، شيرکاکائو، نوشابه يا ليموناد تنها نيم ليتر در هفته

* با دوچرخه يا پياده مسير مدرسه طي شود.

* انجام فعاليتهاي جسمي برنامه ريزي شده مانند واليبال و ژيمناستيک.

* انجام فعاليت هاي جسمي مانند راه رفتن و دوچرخه سواري پس از مدرسه.

* محدود کردن زمان تماشاي برنامه تلويزيوني و استفاده از رايانه به روزي ۲ ساعت.

* تا ساعت ۵ بعدازظهر، امکان دسترسي به تلويزيون و رايانه نباشد.

* داشتن ساعت خواب منظم.



تاريخ : جمعه ۲۳ آبان۱۳۹۳ | 23:44 | نویسنده : پریسا
هر پدر و مادری به هوش فرزند خود افتخار می‌كند. 

مطلوبیت هوشی نزد افراد در جوامع امروزی با موفقیت‌های آینده پیوند دارد و این اعتقاد عمومی وجود دارد كه باهوش‌ترها موفق‌ترند. آنان می‌توانند مدارج علمی و تحصیلی را براحتی و با سرعت بیشتر طی كنند، تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، تخصص‌های مختلف پیدا كنند، زندگی اقتصادی بهتری داشته باشند و به واسطه هوش برتر و جایگاهی برتر داشته باشند.

اگر نوابغ را استثناء كنیم هوش عموم افراد بیش از آن كه ارثی و ژنتیكی باشد اكتسابی است.

محققان 3 تا 11 سالگی را سن شكل‌گیری هوش برتر در افراد می‌دانند و معتقدند در صورتی كه شرایط مختلفی برای افزایش ضریب هوشی یك كودك در محدوده این سن مهیا باشد وی فرد باهوشی خواهد بود. این شرایط برای والدین فرصتی پدید می‌آورد تا آنچه برای فرزندشان دوست ‌دارند و آرزو می‌كنند خود محقق سازند.

توصیه متخصصان برای پرورش ذهنی كودك و افزایش بهره هوشی :

ورزش و تحرك

بزرگ‌ترها از این كه فراغتی بیابند و دقایقی یا حتی ساعاتی یك جا بنشینند و وقت بگذرانند، لذت می‌برند. كودكان از این كار متنفرند و سوخت و ساز فعال بدن آنها اجازه چنین كاری نمی‌دهد. بالطبع كودكانی كه به قدر كافی تحرك نداشته باشند یا از فعالیت بدنی منع شوند بدن، روحیه و ذهن سالمی نخواهند داشت.

بهتر است همزمان با سن تحصیل كودكان به فعالیت‌های ورزشی سبك، هدفمند و دائمی تشویق شوند.

انرژی مصرف نشده در بدن كودكان به جای آن‌كه مانند بزرگ‌ترها به افزایش قدرت ذهنی یا تمركز فكری منجر شود، نقشی مخرب خواهد داشت.

هنگامی هم كه شرایط برای فعالیت ذهنی مهیا نباشد، از هوش و ذكاوت خبری نیست. عقل سالم در بدن سالم است.

فراغت درس و تحصیل از سوی برخی والدین باعث شكوفایی فكر و روان فرزندان می‌شود. تعادل در درس خواندن موضوعی است كه باید از سوی والدین به كودك آموخته شود. اصرار بر گرفتن نمره‌های درسی عالی و كامل می‌تواند فشار روانی شدیدی بر كودكی وارد كند كه عملا وی را به ماشین درس خواندن و نمره آوردن تبدیل می‌كند.

فراغت باید روزانه و ملموس باشد و با فعالیت‌هایی پر شود كه كودك به انجام آنها علاقه‌مند باشد. بازی‌های فكری به‌تنهایی نیاز كودك به بازی را برطرف نمی‌كند و لازم است تنها بخشی از فراغت كودك را به خود اختصاص دهد.

گروه دوستان

برخلاف تصور عمومی كه خلاقیت، هوش و نبوغ را محصول انزواطلبی یا قرین‌ آن می‌پندارد، باهوش‌ها روابط اجتماعی سالم‌تر و عمیق‌تری با سایرین بویژه گروه همسالان خود دارند.

رابطه با دیگران و بازی‌های جمعی قدرت تصمیم‌گیری، درك مفاهیم و حل مشكلات را در كودك بالا می‌برد.

آگاهی‌ها و اطلاعات

اطلاعات ، پایه دانش است و بالطبع افراد باهوش و خلاق، آگاهی‌های عمومی و اختصاصی بیشتری نسبت به سایرین دارند. این اطلاعات می‌تواند از طریق رسانه‌ها، بازی‌ها، مطبوعات، كتاب‌ها، صحبت‌های والدین و... به كودك منتقل شود.

در این‌باره پیش از هر اقدامی لازم است علاقه كودكی به حوزه خاصی از آگاهی‌ها شناسایی شود. ممكن است كودكان به داستان‌های واقعی یا تخیلی، علوم ریاضی، نجوم، ادبیات، اطلاعات عمومی و... علاقه نشان دهند و خواهان دریافت آگاهی‌های مقدماتی در حوزه این رشته‌ها باشند.

 

هنر

هنر موسیقی، نقاشی، خطاطی، هنرهای نمایشی، تجسمی و... رشته‌هایی هستند كه نقش پرداختن به آنها در افزایش توان ذهنی كودكان اثبات شده است.

در این باره باید موسیقی را هنری ویژه دانست. ریاضیات پایه و مایه اصلی موسیقی است و این هنر در حقیقت بیش از آن‌كه با عواطف و احساسات سر و كار داشته باشد نزد هنرجو با تمرین و ورزیدگی ذهنی همراه است. بی‌دلیل نیست كه موسیقی را ورزش ذهن نامیده‌اند.

قدرت تصمیم‌گیری 

تحمیل اراده والدین به فرزند در همه زمینه‌ها و كارها نه‌تنها تصمیم‌گیری بلكه قدرت تصمیم‌گیری را از كودك می‌گیرد.

هنگامی كه كودكان احساس كنند برای انتخاب و تصمیم‌گیری مختارند ذهنشان فعال می‌شود و تلاش می‌كنند انتخابی درست داشته باشند. هرچند این انتخاب ممكن است اغلب برای به دست آوردن منفعتی آنی باشد كه والدین آن را نمی‌پسندند.

این‌كه لباس كودك زرد باشد یا قرمز موضوعی نیست كه والدین در آن دخالت كنند و باید به خود كودك سپرده شود. تصمیم‌گیری و سنجیدن انتخاب‌های متفاوت، موتور ذهن كودك را روشن می‌كند و تمایل وی به دانایی و زیركی را افزایش می‌دهد.

گفت‌وگو

كلام آغاز اندیشه است. در میان هر بحث و گفت‌وگویی فكرهای جدید، ایده‌های تازه و روش‌های نوین كشف می‌شود.

صحبت كردن با كودك درباره كارهایی كه انجام داده، رفتاری كه در مقابل دوستان و مربیان از خود نشان داده،‌ حرف‌هایی كه به زبان آورده و آنچه به آن می‌اندیشد و باور دارد او را به قضاوت وامی‌دارد.

علاوه بر آن به وی كمك می‌كند تا ذهنش را فعال سازد، نظر واقعی‌اش را بگوید، موضع بگیرد و تعاریف تازه ارائه دهد.

صحبت والدین با فرزند درباره مسائل ساده و روزمره به وی آرامش عاطفی می‌بخشد و از شكل‌گیری عقده‌ها و هیجانات مخرب جلوگیری می‌كند.



تاريخ : جمعه ۲۳ آبان۱۳۹۳ | 23:40 | نویسنده : پریسا
مواجهه با جیغ و داد و گریه‌های بی وقفه كودكان به هیچ وجه خوشایند نیست اما راهكارهایی وجود دارد كه می‌توانید با به كار بستن آنها مانع شروع این موقعیت شده یا وقتی در این شرایط قرار گرفتید چگونه آن را تحت كنترل در آورید.

این اتفاق حتی برای بهترین والدین هم اتفاق افتاده است آن هم در بدترین زمان‌ها و مكان‌ها مثل مطب دكتر، سوپر ماركت، وسط نمایش و نظایر آن . این كج خلقی‌های كودكان در هر زمان و هر شرایطی می‌تواند اتفاق بیفتد و معمولا هم بدون اعلام قبلی صورت می‌گیرد كه هم برای كودك ناراحت كننده است و هم برای والدین شرمساری به همراه دارد.

كج خلقی‌ها بخشی طبیعی از دوران رشد كودك محسوب می‌شوند. بد اخلاقی‌های یك كودك خردسال اغلب به علت عدم توانایی وی در بیان احساسات‌اش می‌تواند باشد یا از شرایطی كه در آن قرار دارد ناراضی است، یا بسیار خسته یا گرسنه است یا از چیزی ناراحت است. اولین كاری كه در این شرایط باید انجام دهیم این است كه ما خوراك لازم برای تداوم این وضعیت را فراهم نكنیم.

اگر شما خونسردی خود را حفظ كنید حتما فرزند شما سریع‌تر آرام می‌شود. اما اگر به هر دلیلی نتوانستید جلوی شروع بداخلاقی و قشقرق به پا كردن فرزندتان را بگیرید، به راهكارهایی كه برای آرام كردن او وجود دارد توجه كنید:

چرا بچه‌ها كج خلقی می‌كنند؟

گرچه این رفتار بیشتر در كودكان نوپا عمومیت دارد اما بسیاری از كودكان در سنین پیش دبستانی هم هنوز چنین رفتارهایی از خود نشان می‌دهند كه عمدتا به دلیل ترس از كسانی است كه در اطراف‌ كودك هستند.

سنی كه اینگونه كج خلقی‌ها در آن شیوع بیشتری دارد سنین بین 1 تا 4 سالگی است.

گاهی بداخلاقی‌های كودكان ممكن است از روی خشم و عصبانیت باشد اما در اكثر مواقع این نوع رفتار به دلیل ناكامی كودك در بیان خواسته یا احساساتش است و اگر در یك مكان عمومی اتفاق بیفتد موجب شرمساری و دست پاچگی والدین می‌شود.

معمولا وقتی كودكان می‌خواهند از استقلال خویش دفاع كنند و چیزی یا كسی را مانع آن می‌بینند، چنین واكنش‌هایی از خود نشان می‌دهند، به هر شكل دلایل بسیاری وجود دارد كه بچه‌ها چنین واكنش‌هایی از خود نشان می‌دهند:

خردسالانی كه هنوز مدرسه نمی‌روند،مهارت‌های لازم را ندارند كه بتوانند به طریقی كه دوست دارند هدف و خواسته‌های خود را توضیح دهند و وقتی قادر به انجام این كارنیستند دست به خشونت و لجبازی می‌زنند.

گاهی اوقات كودك حتی نمی‌داند كه واقعا چه چیز می‌خواهد و فقط خیلی خسته، گرسنه یا كلافه است.

گاهی اوقات این قشقرق‌ها به علت این است كه كودك چیزی را برای اولین بار امتحان می‌كند و نمی‌تواند آن را حل و فصل كند یا از عهده انجام آن برآید (مثل بستن كفش)

یا به طور كلی روز خوبی نداشته است

برخی بچه‌ها وقتی دیگران وقت كمی را به آنها اختصاص می‌دهند و به عبارتی مورد بی توجهی قرار می‌گیرند، بد قلقی می‌كنند. اما به هر حال دلیل قطعی برای وقوع اینگونه رفتارها از سوی كودكان وجود ندارد.

متخصصین رشد كودك چند عامل مختلف از جمله؛ سن كودك، سطح استرس، تمایلات عمومی كودك و موضوع سلامت وی اعم از بیماری‌های تشخیص داده شده یا نامشخص كودك را در بروز چنین رفتارهایی دخیل می‌دانند.

رفتار والدین در نوع واكنشی كه كودك از خود نشان می‌دهد بسیار موثر است. رفتار خود را در نظر بگیرید. شما كسی هستید كه خیلی زود تسلیم خواسته‌های فرزندتان می‌شوید یا خیلی سخت گیر هستید؟

برخی مطالعات نشان داده است كه اغلب كودكی كه كج خلقی و بدرفتاری می‌كند،‌ این رفتارش در واقع واكنشی است به چگونگی رفتار والدین و پاسخی كه آنها به موقعیت‌های گوناگون می‌دهند، مثل زمانی كه كودك برای یك شكلات در سوپر ماركت بهانه می‌گیرد یا اصرار برای ماندن بیشتر در پارك و ادامه بازی دارد.

زمانی كه اوقات تلخی شكل می‌گیرد، حالا كه به اندازه كافی بد قلقی كرده چه باید بكنیم؟

دو نوع طرز تفكر و نگاه برای كنترل كردن این قشقرق و كج خلقی وجود دارد و این كه شما چه كار را باید انجام دهید بستگی به موقعیتی دارد كه در آن قرار دارید.

نادیده بگیرید:

اگر می‌توانید به راه خود ادامه دهید و در عین حال اطمینان داشته باشید كه فرزندتان در امان است. با مقداری فاصله پیش او بایستید اما طوری رفتار كنید كه گویی كارهای او كمترین تاثیری روی شما ندارد. هیچ تماس چشمی با او برقرار نكنید و به حرف‌هایش هم گوش ندهید. وقتی كودك شما واكنشی از سوی شما نبیند، احتمالا از كج خلقی و هیاهو به پا كردن دست می‌كشد.

موضوع را عوض كنید

اما اگر تحمل ندارید كه بدون هیچ واكنشی بمانید، راههای دیگری است كه می‌توانید به آنها عمل كنید. پشت فرزندتان را بمالید و به آرامی ( با صدای پایین) با او صحبت كنید و از او دلجویی كنید. برخی والدین در اینگونه موارد از جملاتی مانند " خوبی عزیزم" یا " بهتر شدی" یا نظایر آن استفاده می‌كنند یا برای آنها لالایی می‌خوانند كه مثمر ثمر است. شما هم می‌توانید نظایر این كارها را شاید حتی با كمی شوخی و شكلك درآوردن هم امتحان كنید.

آنچه كه هرگز نباید انجام دهید:

سر فرزند خود فریاد نكشید یا برایش دلیل و نظیر نیاورید. وقتی فرزند شما در كوران طغیان احساسات است. هیچ راهی برای نفوذ منطقی در وی ندارید. فقط باید صبر كنید تا كودك كمی آرام شود.

اگر كودك در یك مكان عمومی قشقرق به پا كرد ، او را به یك مكان خصوصی تر مثل اتومبیل خودتان یا لااقل دستشویی ببریدو اگر باز هم كنترل وی غیرممكن بود او را به خانه ببرید.

متاسفانه مواردی هم وجود دارد كه شما نمی‌توانید محل را ترك كنید، مثل هواپیما، قطار. پس بهترین كار این است كه لبخند بزنید و تحمل كنید كه البته ممكن باعث رنجش دیگران بشود اما شما باید نگران فرزند خود باشید نه كس دیگر.

اگر فرزند شما شروع كرد به گاز گرفتن، لگد زدن، كتك كاری یا هر رفتار نامناسب دیگر، آن موقع باید فورا او را تا زمانی كه آرام شود از موقعیتی كه در آن است دور كنید.

زمانی كه كج خلقی كودك پایان یافت ، در مورد آنچه اتفاق افتاد با عصبانیت یا آشفته حالی صحبت نكنید زیرا مرور دوباره و دوباره اتفاقات می‌تواند كودك را برآشفته كند و باعث شروع مجدد یك بداخلاقی بشود.

او را در آغوش بگیرید و ببوسید و به آرامی تكان دهید. و اگر فكر می‌كنید نیاز است كه راجع به آن حرف بزنید بگذارید چند ساعتی بگذرد و وقتی هر دوی شما آرامش خود را بازیافتید راجع به آن با هم حرف بزنید.

می‌توانید خوشحال باشید كه این مراحل و رفتارها برای همیشه ماندنی نیست. و با رشد كودك و فراگیری اینكه چگونه خواسته هایش را مطرح كند و اینكه چگونه احساساتش را بیان كند بهتر و بهتر می‌شود.

 



تاريخ : چهارشنبه ۲۳ مهر۱۳۹۳ | 23:32 | نویسنده : پریسا
چرا مهدكودكی‌ها دیگران را مسخره می‌كنند؟ در حال حاضر كودك مهد‌كودكی شما سرگرم كشف موقعیت‌های اجتماعی و روابط دوستانه است. متاسفانه، مهارت‌های اجتماعی وی هنوز به بالاترین سطح خود نرسیده‌اند. برای مثال، كودك شما ممكن است به كودك دیگری بگوید «تو دیگه بهترین دوست من نیستی» یا «چه كفشای زشتی پات كردی»، زیرا كه هنوز مهارت‌های پیچیده‌ی برقراری ارتباط را كه برای بانزاكت بودن نیاز دارد به خوبی یاد نگرفته است. حتی ممكن است یكی از دوستانش را سرزنش كند كه «تو احمقی»، در حالی كه تنها می‌خواسته بگوید از اینكه وی زنگ تفریح را با كس دیگری بوده ناراحت شده است. مهدكودكی‌ها ممكن است طعنه‌های كلی چون «كله‌گنده» یا «خُل» را بی‌اختیار به زبان آورند، ولی همچنین روی برخی از صفات خاص نیز تمركز دارند، مثل عینك‌زدن؛ و گاهاً برای تعریف گروه‌های اجتماعی از استهزا استفاده می‌كنند («بچه‌ننه، تو نمی‌تونی با ما بازی كنی»). همچنین كودك 5 ساله‌ی شما ممكن است به این دلیل دیگران را مسخره كند كه –هرچند به اشتباه- به او یاد داده‌اند اینطور با دیگران برخورد كند. اگر خانواده، دوستان، برادران و خواهران یا برنامه‌های تلوزیونی مورد علاقه‌ی وی ریشخند، استهزا و بی‌احترامی را به عنوان رفتارهایی قابل‌قبول و عادی نشان دهند، تعجبی نخواهد داشت كه وی از آنها تقلید كند. و اغلب مهدكودكی‌ها خود را در دو سوی آزار می بینند – مسخره كننده و مسخره شونده. چه كنیم اگر فرزندمان مورد تمسخر قرار گرفت ؟ كار زیادی از شما برای اجتناب از مسخره شدن فرزندتان از جانب دیگر كودكان بر نمی‌آید، امّا می‌توانید به وی بیاموزید كه چگونه از پس این عبارات برخورنده بر بیایند: در درد او شریك شوید. تصدیق كنید كه مسخره شدن دردآور است. بگذارید كودك‌تان بداند كه شما دركش می‌كنید –«وقتی اون پسره بهت گفت بچه‌ننه عصبانی شدی نه ؟»- و پیشنهاد كنید كه به مسخره كننده بگوید كه چقدر باعث جریحه‌دار شدن احساسات وی شده است. او را تشویق كنید با كودكانی بازی كند كه با وی رفتار خوبی دارند و احساس خوبی در او به وجود می‌آورند. هدایت‌اش كنید. به كودك 5 ساله‌ی خود بگویید گرچه نمی‌تواند آنچه را كه دیگران می‌گویند كنترل كند، می‌تواند در مورد نحوه‌ی واكنش خود تصمیم‌ بگیرد. از وی بپرسید كه آیا ایده‌ای درباره‌ی كنار آمدن با آن دارد، و توضیح دهید كه گزینه‌های متعددی برایش وجود دارد. می‌توانید حتی یك نمایش راه بیاندازید – كه در آن شما نقش فرزند خود و كودك نقش آزاردهنده‌اش را بازی می‌كند. برای مثال اگر او بگوید «تو نمی‌تونی اینجا با من غذا بخوری، چون خیلی احمقی!»، می‌توانید پاسخ دهید كه «من احمق نیستم، تازه كلی دوست دیگه دارم كه امروز غذا رو با اونا می‌خورم» یا می‌توانید به او بیاموزید كه در پاسخ دادن گردن‌كلفتی نكند. اگر تمسخر موجب تحریك و عصبانیت كودك شما نشود، فرد مسخره كننده احساس قدرت یا لذت از اذیت كودك شما را نخواهد داشت. وقتی كودكتان را مسخره می‌كنند، او می‌تواند به كار خودش ادامه دهد و یا به سادگی راه خود را كشیده و برود.  به او یاد بدهید كه كمك بخواهد. از سر گذراندن تمسخر بلوغ زیادی می‌طلبد، پس از كودك خود انتظار نداشته باشید كه بتواند با خونسردی با قضیه كنار بیاید. اگر وی از مسخره شدن در مدرسه به شدت ناراحت است – به خصوص اگر این وضعیت ادامه دار باشد- لازم است كه (در كنار شما) با معلم خود دراین باره حرف بزند. به گفته ی شنك « معلم می تواند با تشویق مهارت های مثبت اجتماعی در كودك شما و كمك به ایجاد طیف گسترده ای از روابط دوستانه، از كودك تان حمایت نماید.» اگر فرزندتان به سبب این موضوع در وضعیت بغرنجی قرار گرفته است، به دنبال مشاوره حرفه ای بگردید. برخلاف پند و توصیه ی خود عمل نكنید. چه بسا تمسخری كه موجب ناراحتی كودتان شده است نه از جانب هم كلاسی هایش، بلكه از سوی شما باشد – و ممكن است شما اصلا متوجه آن نباشید. دست‌انداختن دلسوزانه روشی شگفت‌انگیز برای پرورش حس شوخ‌طبعی‌ست، ولی اجازه دهید كودك‌تان در این كار راهنما باشد. اگر به خوبی واكنش نشان نمی‌دهد، شاید موضوع مورد بحث از لحاظی تحریكش كرده است. پس در موضوعی كه با آن درگیر است ، موضوعاتی چون ترس از تاریكی یا غلبه بر لكنت عصبی – كه تنها موجب شرمندگی وی خواهد شد شوخی نكنید. و هیچ‌وقت لحن زننده به خود نگیرید: اسم‌گذاشتن و پوزخند مجاز نیستند. البته مهم‌ترین قاعده‌ این است كه در ملاعام كودك خود را دست نیاندازید. خواندن وی با الفاظی چون «عروسك كوچولوی من» یا «تپل» در برابر هم كلاسی یا دوستانش مطمئناً موجب شرمندگی وی خواهد شد. با رعایت حدود شوخی، به كودك خود نشان خواهید داد كه چطور بدون ناراحت كردن دیگران به شوخی و خنده بپردازد. وقتی كودك مهد‌كودكی‌تان دیگران را دست می‌اندازد و مورد تمسخر قرار می‌دهد چه باید كرد ؟ از كوره در نروید. گرچه شنیدن طعنه‌هایی كه از دهان كودك شما خارج می شود برایتان ناراحت كننده است، خونسردی خود را حفظ كنید و در مقابل میل به متوقف كردن او مقاومت كنید. به یاد داشته باشید كه وی قطعاً به دنبال واكنشی می‌گردد. به عقیده‌ی شنك «شما ممكن است به اشتباه با از كوره در رفتن خود تمسخر را تقویت نمایید». با خونسردی كامل به او بفهمانید كه استفاده از آن كلمات موجب ناراحتی دیگران می‌شود، و به یادش آورید كه چه احساسی از مورد تمسخر قرار گرفتن یا طرد شدن از جمع دوستان خواهد داشت. بر روان‌شناسی و تلقین تمركز كنید. دلیل این طعنه زدن‌های كودك هرچه باشد، صحبت با كودك 5 ساله‌تان در مورد تبعات رفتارش به وی كمك خواهد كرد كه بتواند خود را جای دیگران بگذارد. پس به یادش آورید كه مثلا اگر كسی بگوید لحن او زننده بوده است، احساس بدی خواهد داشت. بگذارید بداند كه اشاره به تفاوت‌های دیگران اشكالی ندارد، ولی به رو آوردن آنها درست نیست. تاكید كنید كه شكل ظاهر یك نفر هیچ ربطی به این كه در باطن چه‌طور آدمی‌ست ندارد. و دقت كنید كه خودتان الفاظ منفی در مورد ظاهر دیگران به كار نبرید. رقابت در تمسخر را كاهش دهید. اگر كودك مهدكودكی شما خواهر خود را دست ‌می‌اندازد، شاید به این معنا نباشد كه از دست او ناراحت یا عصبانی‌ست، شاید تنها به این خاطر باشد كه نیازمند توجه بیشتری از جانب شماست. برای كاهش طعنه‌های فرزند اول‌تان مطمئن شوید كه به اندازه‌ی كافی وقت با او می‌گذرانید. اگر او خواهر كوچك‌ترش را اذیت می‌كند، سعی كنید با سپردن فرزند كوچك‌تر به او این وضعیت را اصلاح كنید. به یادش آورید كه وی بزرگتر است و بازی‌های زیادی بلد است كه می‌تواند به خواهر كوچك‌ترش بیاموزد. در مورد چیزهایی كه او خود وقتی كوچك‌تر بود دوست داشت، حرف بزنید؛ و تشویق‌اش كنید كه آنها را به خواهر كوچك‌ترش بیاموزد. توانایی خنداندن خواهر كوچك‌تر به او حس اهمیت و مفید بودن خواهد داد، و نداشتن چنین حس‌هایی نخستین علل مسخره كردن است.



تاريخ : یکشنبه ۲۳ شهریور۱۳۹۳ | 23:49 | نویسنده : پریسا
شاید مهمترین دلیلی كه والدین ترجیح می دهند كودك را به جای سپردن به مهد كودك یا پرستار بچه نزد اقوام بگذارند،اعتمادی است كه بستگان خود دارند. والدین مطمئند كه كسی كه به فرزندشان غذا می دهد یا جایش را عوض می كند، سلامتی،آرامش و خوشحال بودن كودك برایش مهم است.

همچنین ،پدر و مادر خصوصیات اخلاقی و حالات روحی شخصی كه قرار است از كودكشان نگهداری كند تا حدود زیادی می شناسند. نگرانی والدین هم از اینكه یك فرد غریبه ممكن است چیزهائی را به كودكشان آموزش دهد كه با آنچه كودك در خانه می بیند یا یاد می گیرد متفاوت باشد با سپردن فرزندشان به بستگان برطرف می شود.

ضمن اینكه وقتی كودك در خانه خود یا بستگان است امنیتش بسیار بیشتر از زمانی است كه در یك محل غریبه است. ریسك سرما خوردگی یا عفونت های مختلف مانند عفونت گوش هم در كودكانی كه در خانه نگهداری می شوند،به مراتب كمتر از بچه هائی است كه به مهد كودك می روند.

از نظر اقتصادی نیز هر چند كه به هر حال نزدیكانی كه از كودك نگهداری می كنند توقعاتی دارند،اما هزینه های كلی نهایتا كمتر خواهد بود.

امروزه، به خصوص تا دوسالگی، نگهداری كودك در خانه بسیار توصیه می شود. اما طبیعتا، نگهداری از كودك به وسیله بستگان، معایبی هم دارد. ارتباط عاطفی نزدیكی كه بین كودك و شخصی كه از او نگهداری می كند ممكن است مانع از این شود كه شما بتوانید از آن فرد انتظاراتی داشته باشید یا بخواهید كارهائی كه شما مایلید انجام دهد یا به روشی كه شما فكر می كنید صحیح است،رفتار كند. بخصوص اگر آن شخص مسن باشد، ممكن است نظرات شما در مورد تغذیه یا خواباندن كودك را اصلا قبول نداشته باشد. نكته منفی اینجاست كه كودك در این شرایط گیج می شود وضمنا ممكن است این مسائل روی رابطه شما با فامیلتان اثر منفی بگذارد.

برای پیشگیری ،بهتر است از همان روز اول كه نگهداری از كودك را به فرد فامیل می سپارید، خواسته های خودتان و روش هائی كه دوست دارید اعمال شوند را به وضوح مطرح كنید و در مورد آنها با او به توافق برسید.

مشكل دیگر این است كه ممكن است شما پیشنهاد پرداخت مبلغی را، دوستانه،بكنید اما معمولا بستگان از قبول این پیشنهاد سر باز می زنند در حالیكه قلبا مایلند مبلغی بابت كاری كه برایتان انجام می دهند دریافت كنند و چون در قبال پرداخت هیچ ،كار می كنند ناخودآگاه آن طور كه باید و شاید با دلسوزی و دقت از فرزندتان نگهداری نمی كنند.البته ممكن است در بسیاری از خانواده ها چنین مسائلی هرگز پیش نیاید اما مواردی هم دیده شده كه در نهایت،والدین به این نتجه رسیده اند كه بهتر می بود این مسئولیت را به افراد غریبه می سپرند تا بتوانند توقعاتی هم داشته باشند.

ضمنا در مقایسه با یك فرد مسن(مثلا مادر یا مادر شوهرتان یا هر فامیل سالخورده دیگری) یك فرد جوان ،هر چند غریبه، انرژی بیشتری برای انجام كارها دارد.دویدن،ورجه وورجه كردن و سرك كشیدن یك كودك نوپا،افراد مسن را واقعا خسته می كند.

بچه های دو ،سه و چهار ساله واقعا فعالند و برای رشد و اجتماعی شدن نیاز به این فعالیتهای زیاد دارند و لازم است كه فردی كه از آنها نگهداری می كند مانع فعالیتشان نشود و ضمنا مراقب امنیتشان هم باشد. نهایتا شما هستید كه باید با در نظر گرفتن منافع و معایب كوتاه مدت و بلند مدت سپردن فرزندتان به اقوام، تصمیم بگیرید او را به مهدكودك ،پرستار بچه یا بستگان بسپارید. بعضی از والدین ترجیح می دهند بعد از دو سالگی، نگهداری از كودك را به مهد كودك یا پرستار بچه واگذار كنند.



تاريخ : یکشنبه ۲۳ شهریور۱۳۹۳ | 23:44 | نویسنده : پریسا
والدین بهترین آرزوها را برای فرزندان خود دارند و تلاش خود را می كنند تا اطمینان حاصل نمایند كه كودكانشان سالم هستند و در شرایط روحی و جسمی مناسبی به سر می برند. بسیاری از مادران ممكن است كارهای مهیج زیادی را برنامه ریزی كنند كه می تواند تمام روز كودكان را پُر كند و به آنها ثابت كند كه مادرشان بدون قید و شرط به آنها علاقه دارد. با این حال مانند بسیاری دیگر از والدین دغدغه اصلی این است: آیا كودكان من واقعا شاد و خوشحال هستند؟ ممكن است دانستن اینكه چه چیزی كودكان را شاد و خوشحال می كند شما را شگفت زده كند.

"شادی" چیزی نیست كه شما بتوانید مثل یك هدیه زیبا با كاغذ كادوی جذاب به كودك خود "بدهید". در واقع كودكان والدینی كه در به دست آوردن دل آنها بیش از حد افراط كرده باشند (مثلا كوهی از اسباب بازی برای آنها خریده باشند یا اینكه جلوی بروز هرگونه ناراحتی عاطفی را در آنها گرفته باشند) به احتمال زیاد در دوران نوجوانی خسته، عیبجو و غمگین (بدون شادی و خوشحالی) خواهند بود.

باید به كودكان كمك كرد تا برخی ابزارهای روحی و درونی را در خود ایجاد كنند كه بتوانند در تمام طول عمر به آنها اعتماد كرده و از آنها استفاده كنند . بهترین عواملی كه می توانند نشانه شاد بودن فرد باشند درونی هستند نه بیرونی.

 لازم نیست شما یك متخصص در زمینه روانشناسی كودكان باشید تا بتوانید هوش و قوه درونی آنها را به قدری تقویت كنید كه بتوانند فراز و نشیبهای زندگی را تحمل كنند. با كمی حوصله و انعطاف پذیری، هر پدر و مادری می تواند زمینه های یك عمر شادی را برای كودك خود فراهم كند. یاد بگیرید كه نشانه ها را به خوبی درك كنید به احتمال زیاد كودك شما می تواند غم یا شادی خود را به خوبی به شما نشان بدهد. وقتی شما به خانه برمی گردید یك لبخند بزرگ بر روی صورت او می نشیند؛ و هنگامی كه نتواند عروسك محبوبش را پیدا كند با بغض گریه می كند. اما شاید شما هنوز هم نتوانید تشخیص دهید كه آیا او در مجموع شاد و راضی هست یا خیر؟

نشانه های این مورد معمولا واضح هستند:

یك كودك شاد و خوشحال می خندد، بازی می كند، از خود كنجكاوی نشان می دهد، به ارتباط با سایر بچه ها علاقه نشان می دهد و به تحریك و تهییج دائمی نیاز ندارد.

نشانه های خوشحال نبودن كودك نیز واضح هستند؛

این كودك خجالتی و ساكت است، كم غذا می خورد، دوست ندارد به جمع كودكان دیگر بپیوندد، بازی نمی كند، سوال نمی پرسد، نمی خندد یا لبخند نمی زند و بسیار كم صحبت می كند. البته اگر كودك شما ذاتا خجالتی یا درون گرا باشد بدین معنا نیست كه شاد و خوشحال نیست. خجالتی بودن به هیچ وجه مساوی با غمگین بودن نیست؛ اما شما باید بیشتر سعی كنید تا بتوانید نشانه های هر كدام از این حالتها را به خوبی بفهمید.

شما باید مراقب تغییرات عمده رفتاری در كودك خود (مانند منزوی شدن یا ترسیدن دائمی و بیش از حد) باشید؛ زیرا این نشانه ها ممكن است بیانگر آن باشند كه كودك مشكلاتی دارد كه شما باید به آنها توجه كنید.

كودكان برای ابراز احساساتشان نشانه های فطری را مورد استفاده قرار می دهند. شما هم می توانید این نشانه ها را در كودك خود تشخیص دهید. دو نشانه از این مجموعه یعنی "علاقه" و "لذت بردن" مثبت هستند؛ اما نشانه های منفی از جمله "اضطراب" "خشم" و "ترس" در مورد كودكان غمگین صدق می كنند.

 كودكی كه دائما دچار ترس بی دلیل یا بیش از حد است و به سادگی آشفته یا مضطرب می شود نمی تواند یك كودك شاد و خوشحال باشد؛ اما بسیاری از والدین متوجه نیستند كه یك كودك عصبانی در واقع غم و ناراحتی خود را ابراز می كند. صرف نظر از سن، عصبانیت را می توان نتیجه اضطراب بیش از حد دانست.

هنگامی كه كودك شما برادرش را می زند یا اسباب بازیهایش را به این طرف و آن طرف پرتاب می كند در واقع بیش از حد توانش مضطرب است.

كودك شما می تواند هنگامی كه دچار مشكلات حادی است با شیوه های مخصوص به خودش این مطلب را به شما انتقال بدهد. برخی كودكان ممكن است از سكوت استفاده كنند و برخی دیگر ممكن است بداخلاقی كنند یا به شما بچسبند و شما را رها نكنند. هرچه بیشتر با اخلاق و مزاج كودك خود آشنا بشوید شناسایی نشانه های مشكلات احتمالی كودك در دنیای خودش برای شما آسانتر خواهد شد .

موقعیت شوخی و تفریح را فراهم كنید هرچند تفریح و بازی دائمی یا خوردن بستنی به جای شام آرزوی همه كودكان است اما عاملی كه می تواند موجب به وجود آمدن بیشترین شادی برای كودك شود، در دسترس تر و بدیهی تر است؛ آن عامل خود شما هستید! توجه به این نكته مهمترین مرحله برای شاد كردن كودك است.

با آنها ارتباط برقرار كنید؛ با آنها بازی كنید. اگر شما با آنها تفریح كنید آنها هم واقعا تفریح می كنند. اگر شما بتوانید فضایی فراهم كنید كه فرزند شما در دوران كودكی در ارتباط و دلبسته به والدین باشد، بهترین گام را برای تضمین شادی كودك خود برداشته اید. بازی می تواند موجب شادی شود اما همچنین كودك شما از طریق بازی مهارتهای ضروری برای شادی در دورانهای بعدی زندگی اش را فرا می گیرد. بازیهای ساخت نیافته، كه به كودك امكان تعیین یا انتخاب جزئیات بازی را می دهند، او را قادر می سازند تا آنچه را دوست دارد كشف كند. مثلا او می تواند با بلوكهای اسباب بازی یك بُرج بسازد؛ با عروسكهایش بیمارستان بازی كند و این بازیها نهایتا می تواند او را به سمت حرفه و شغلی راهنمایی كند كه برای او مانند یك بازی مادام العمر و سراسر تفریح و شادی باشد.

كلاسهای موسیقی، ورزشهای منظم و دیگر فعالیتهای ساخت یافته و پرمحتوا را نمی توان "بازی" دانست. كودكان هنگامی "بازی" می كنند كه بتوانند ابتكار داشته باشند، بسازند و رویاپردازی كنند.

به كودك كمك كنید تا استعداد خود را پرورش دهد نسخه ای كه برای ایجاد شادی مادام العمر تجویز می شود یك نكته حیرت آور دارد: افراد شاد كسانی هستند كه یك مهارت را به خوبی فرا گرفته اند. به عنوان مثال هنگامی كه كودك در حال تمرین پرتاب توپ به سمت شما است از خطاهایش می آموزد ، نظم و تداوم و سماجت را فرا می گیرد و نهایتا از موفقیتی كه ناشی از تلاش خودش است لذت می برد. همچنین اطرافیان نیز موفقیت او را تشویق و تائید می كنند؛ كه این نیز دستاورد دیگری برای كودك است. مهمتر از همه اینكه كودك فرا می گیرد كه تا حدی بر زندگی خودش كنترل دارد .

اگر او تلاش كند تا كاری را انجام دهد، می فهمد كه نهایتا با اصرار و تداوم می تواند موفق شود و این موفقیت رضایتمندی را برای او به ارمغان می آورد. این احساس كنترل بر زندگی از طریق دستیابی به یك مهارت عامل مهمی در شادی و خوشحالی در دوران بزرگسالی است.

كودكان (همانند بزرگسالان) باید به دنبال علایق خودشان بروند وگرنه از موفقیتهای خود لذت نخواهند برد و این موفقیتها موجب بروز شادی و خوشحالی در آنها نخواهد شد.

به فرزندتان كمك كنید تا بر روی استعداد ذاتی خودش متمركز شود در این صورت می توانیم بگوییم واقعا خوشحال و شاد است.

كودكان شاد در بدنهای سالم زندگی می كنند خواب كافی، ورزش و رژیم غذایی مناسب در سلامتی هر كس (خصوصا كودكان) اهمیت دارند. كودكان به طور طبیعی زیاد ورزش می كنند .اگر زمان كافی در اختیار كودك خود قرار دهید تا در حیاط خانه یا پارك بدود، اخلاقش هم بهتر می شود.

به ساختار روحی و شخصیتی كودك خود نیز توجه كنید. هرچند برخی از كودكان آسان گیرند، اما برخی دیگر تنها زمانی شاد هستند و پیشرفت می كنند كه برنامه منظمی داشته و بدانند در طول روز چه كارهایی باید انجام دهند.

ممكن است بین مصرف یك غذای خاص و اخلاق كودكتان ارتباط باشد . برخی از والدین متوجه می شوند كه هرچند مصرف شكر موجب می شود كه انرژی كودك تا حد زیادی افزایش پیدا كند اما ممكن است موجب نوسانات اخلاقی یا رفتارهای پرخاشگرانه نیز شود. پس حساسیتهای غذایی نیز ممكن است در رفتار و اخلاق كودك شما نقش بازی كنند.

اجازه دهید با مشكلاتشان بجنگند . سعی نكنید به محض بروز مشكل دخالت كرده و آن را برطرف كنید. كودكان باید یاد بگیرند كه برخی مشكلات یا ناراحتی ها را تحمل كنند. بگذارید با مشكلاتش بجنگد و خودش چیزهای مختلف را كشف كند زیرا این كار موجب می شود كودكان نحوه برخورد با مشكلات را یاد بگیرند. اگر كودكان بتوانند محدوده مشخصی از تجارب، حتی برخی تجارب سخت یا ناامیدكننده، را به صورت فردی و شخصی كسب كنند به آنها كمك می كند تا منبعی از تواناییهای درونی را به دست آورند كه نهایتا آنها را به سمت شادی و خوشحالی هدایت خواهد كرد.

دست و پنجه نرم كردن با مشكلات  و حل موفقیت آمیز آنها موجب می شود كه كودكان در برخورد و حل مشكلات خود ورزیده تر شوند. البته این بدان معنا نیست كه كودكان نباید هرگز از دیگران كمك بخواهند، اما نقش شما این است كه به آنها كمك كنید تا راه حل را پیدا كنند نه اینكه مستقیما راه حل را در اختیار آنها قرار دهید.

یادگیری نحوه برخورد با مشكلات و فشارهای اجتناب ناپذیر زندگی یك نكته بسیار مهم برای شادی و خوشحالی كودك در آینده است. به دست آوردن احساس استقلال و اعتماد به نفس توسط كودك منجر به افزایش احترام به خود و شادی در او خواهد شد.

یكی از راههایی كه می توانید با آن به كودك خود كمك كنید تا استقلال و اعتماد به نفس به دست بیاورد این است كه او را وادار كنید چند بار در روز و هر بار به مدت 10 تا 15 دقیقه به تنهایی بازی كند.

اجازه دهید بعضی وقتها ناراحت یا عصبانی باشند هنگامی كه در یك جشن تولد كودك شما یك گوشه می ایستد و كز می كند ممكن است واكنش طبیعی شما این باشد كه او را به پیوستن به جمع شاد مهمانها ترغیب یا وادار كنید. اما مهم است كه به او اجازه دهید تا بعضی وقتها ناراحت باشد. وقتی كودك با عدم پذیرش توسط دیگران مواجه می شود، به یك جشن تولد دعوت نمی شود یا چون چیزی را كه می خواسته به دست نیاورده است و ناراحت می شود، برخی از والدین فورا نگران می شوند و سعی می كنند با اقدامی عجولانه مشكل كودكشان را بسرعت برطرف كنند. اما كودكان باید بدانند كه اگر بعضی وقتها ناراحت باشند احساسشان كاملا طبیعی است؛ در واقع ناراحتی هم بخشی از زندگی است.

اگر ما به عنوان والدین تلاش كنیم تا همه ناراحتیها را از بین ببریم در واقع این پیام را به كودك می دهیم كه: "نباید ناراحت باشی. ناراحت بودن یك اشتباه است". در صورتی كه ما در زندگی واقعی می بینیم كه لحظاتی وجود دارد كه از صمیم قلب غمگین می شویم یا شاید خشمگین باشیم. ما باید به آنها اجازه دهیم كه احساسات مختلفشان را تجربه كنند؛ و غم و خشم نیز بخشی از این احساسات هستند.

 به كودك خود كمك كنید تا برای هر یك از احساساتش یك اسم مناسب انتخاب كند تا بتواند در مورد احساسات مختلف صحبت كند. كودكان كلمات عاطفی مانند "خوشحال" یا "عصبانی" را به سرعت یاد می گیرند. هنگامی كه آنها بتوانند بین این كلمات و احساسات خودشان ارتباط برقرار كنند توانایی بسیاری زیادی برای درك و مدیریت احساسات خود پیدا خواهند كرد. اگر كودك عصبانی باشد اما علت عصبانیتش را نداند، برایش بسیار ترسناك خواهد بود. بنابراین اگر وقتی بداخلاقی می كند یا دیگران را می زند به او بگوییم «می دانم كه خسته یا عصبانی هستی» در نتیجه كودك یاد می گیرد كه احساساتش را بشناسد و آنها را نامگذاری كند. آنگاه می توانیم به او یاد بدهیم كه به جای زدن دیگران از كلمات استفاده كرده و حرف بزند.

واكنش شما نسبت به احساسات منفی كودك نباید شدید و بیش از حد باشد. اگر كودكان بواسطه بروز برخی موارد در محیط اطرافشان حساسیت بیش از حد، وابستگی شدید به والدین یا عصبانیت از خود بروز بدهند كاملا طبیعی است؛ اما این را نمی توان و نباید غم و غصه نامید.

برای كودك خود یك الگوی مناسب باشید . خلقیات و مزاج شما می تواند به كودكتان نیز منتقل شود؛ اما این انتقال صرفا از طریق ژنها صورت نمی گیرد بلكه توسط رفتارها و روش تربیت كودك توسط شما صورت می پذیرد. خواه بد و خواه خوب، كودكان معمولا خلقیات و روحیات والدین خود را اكتساب می كنند.

كودك شما می تواند احساسات شما را از روی رفتارهایتان درك كند. اگر شما از چیزهای كوچك لذت ببرید و بگویید كه مدیون چه كس یا چه چیز هستید .

یك مدل مثبت و مناسب برای كودك خود باشید. به كودك خود كمك كنید تا نیمه پر لیوان را ببیند نه نیمه خالی آن را. مثلا اگر باران آنقدر شدید است كه نمی توانید به پارك یا شهربازی بروید، می توانید به فرصت مناسبی كه برای پختن كیك یا كلوچه پیش آمده است اشاره كنید. می توانید به كودكانتان بگوئید: «خوشحال باشید برای آنچه كه دارید به جای آنكه ناراحت باشید برای آنچه كه ندارید».

هر وقت بیش از حد مضطرب باشید كودكان شما به سرعت واكنش نشان می دهند. آنها ممكن است ساكت شوند و یك گوشه كز كنند. ممكن است با صحبت كردن با شما به همان روشهایی كه شما به آنها آموخته اید بخواهند شما را خوشحال كنند.

بنابراین دقت كنید كه چه رفتاری را برای كودكان تان به نمایش می گذارید.

اما لازم نیست كه احساسات منفی تان را مخفی كنید. شما می توانید به كودكتان نشان دهید كه از اینكه گلدان زیبا و محبوبتان را شكسته اید ناراحتید. اگر اضافه كنید كه می توانید یك گلدان بزرگتر بخرید، هم به او یاد داده اید كه ناراحتی بخشی از زندگی است و هم روش پیدا كردن راه حلهای مناسب را آموزش داده اید. با این حال اگر دائما حس می كنید كه مضطرب یا افسرده هستید بهتر است به دنبال كمك بروید.

والدینی كه مدت زیادی افسرده باشند در اغلب موارد نمی توانند نظم و انضباط را به خوبی رعایت كنند یا نمی توانند به اندازه كافی كودكان خود را تشویق كرده و با آنها بازی و تفریح كنند. همه این موارد می توانند به بروز مشكلات عاطفی در كودكان منجر شوند.

به آنها یاد بدهید كه كارهای خوب انجام دهند با بزرگتر شدن كودك او می تواند یاد بگیرد كه كمك به دیگران چقدر می تواند برای خودش ارضاكننده باشد. افرادی كه در زندگی كارهای خوب انجام می دهند كمتر احساس افسردگی می كنند. انجام كارهای خیر و كمك به دیگران می تواند بخشی از زندگی خانوادگی باشد. حتی كودكان نیز می توانند از این نكته درس گرفته و بهره ببرند. حتی كمك كردن در كارهای منزل مانند گذاشتن لباسهای كثیفش در سبد لباسها می تواند این احساس را به كودك منتقل كند كه او هم دارد به دیگران كمك می كند.

 



  • کوفه
  • مرکز دانلود رایگان