تاريخ : چهارشنبه 1 مرداد1393 | 9:1 | نویسنده : پریسا
شیوه‌ای که با کودکان حرف می‌زنیم تاثیر عمیقی بر آموزش و توانایی گوش دادن آنها بر ما می‌گذارد.

ما همیشه در حال ارایه الگویی برای رفتار و عمل کودکان هستیم. شیوه‌ای که ما با آنها حرف می‌زنیم نیز بر مبنای عمل و رفتار است. الگویی که ما در حرف زدن با کودکان ارایه می‌دهیم به آنها می‌آموزد که چگونه باید در مقابل به ما پاسخ بدهند.

پدر و مادرها به سه شیوه با کودکانشان ارتباط برقرار می‌کنند. برخی از آنها خشونت آمیز حرف می‌زنند. این والدین بسیار غرولند می‌کنند، کودک را تحقیر می‌کنند و با جملاتی تهاجمی کودک را مخاطب قرار می‌دهند. در مقابل کودکانشان نیز به شیوه‌هایی متفاوت واکنش نشان می‌دهند. مثلا بسیار بازیگوش و شیطان هستند، یا ترسو و گوشه گیر هستند و یا نافرمان و گستاخی می‌کنند.

گروه دوم، والدینی هستند که برقراری ارتباط مثبت را می‌فهمند. آنها با ملاطفت، نرمی و محبت رفتار می‌کنند و سخن می‌گویند. اما متاسفانه نرمش و ملایمت این نوع والدین مانع از آن می‌شود تا زمانی که باید اقتدار یا محدودیتی را به کودک نشان بدهند درست رفتار کنند. آنها ناگهان تغییر روش می‌دهند و با خشونت کلامی یا رفتاری کودک را وادار به انجام کاری می‌کنند.

گروه سوم، پدران ومادرانی هستند که روش برقراری یک ارتباط سالم را می‌شناسند. آنها همواره به یک شکل ثابت و درست عمل می‌کنند. آنها مثبت، صمیمی، گرم و واضح حرف می‌زنند و عمل می‌کنند. برقراری ارتباط با کودک به این شیوه به کودک می‌فهماند که پدر و مادر موقعیت را می‌شناسند و می‌فهمند و مطابق باآن حرف می‌زنند و عمل می‌کنند. این شیوه‌ای است که پدر و مادرها باید آن را یاد بگیرند.

این ۲۰ روش به شما کمک می‌کند تا شیوه حرف زدن درست با فرزندتان را بیاموزید:

۱ـ اسم کودک را بخوانید. صدا کردن نام کودک توجه او را به حرف‌های شما جلب می‌کند. کودکان خردسال اغلب به زمان‌هایی محدود توجه دارند بنابراین برای جلب توجه باید مدام نامش را صدا کنید.

۲ـ از جملات مثبت استفاده کنید. مدام به کودک نگویید«نه» یا «نکن» اگر همیشه به کودک بگویید «به لیوان دست نزن»، «ندو»، «لباستو کثیف نکن» او به سمت آن کشیده می‌شود و بالاخره لیوان را می‌شکند و لباسش را کثیف می‌کند. به جای این جملات منفی بگویید «لیوانو با دو دستت نگه دار»، «مراقب لباست باش»، «مراقب راه رفتنت باش». مثبت حرف زدن کار آسانی نیست اما تلاشی است که بسیار ارزنده است.

از واژه‌های سرزنشی مثل «خرس گنده شدی»، تحقیر آمیز مثل«پسر بد» و بیان شرم و خجالت مثل «شرم به تو» استفاده نکنید. این نوع واژه‌ها و جملات احساس بی‌ارزشی را در کودک شما تقویت می‌کند.

جملات و واژه‌های مثبت به کودک اعتماد به نفس و احساس شادی و خوشبختی می‌دهند. رفتارش را بهتر می‌کند و تلاش او را برای رسیدن به موفقیت بیشتر می‌کند.

جملات مثبتی مثل «عزیزم یادت باشه که اسباب بازیاتو جمع کنی»، «ممنونم که کمکم کردی»، «خسته نباشی که به خواهرت کمک کردی»، «من به تو افتخار می‌کنم» راهر روز تکرار کنید و نتیجه‌اش را ببینید.

۳ـ با کودک ارتباط چشمی برقرار کنید. تاثیر واژه‌ها را زمانی بهتر احساس می‌کنید که کودک را در محیطی آرام قرار دهید و به چشم هایش نگاه کنید و با آرامش با او حرف بزنید.

۴ـ به تن صدا و لحن کلامتان توجه کنید. با کودکی که غر می‌زند با همان لحن و با تندی صحبت نکنید. زمانی که کودک آرام شد با او حرف بزنید. بالا و پایین رفتن صدا باید متناسب با موقعیت باشد. پس اگر همیشه با داد و بیداد حرف می‌زنید باید این عادت را ترک کنید.

۵ـ به کودک فرصت‌ها و موقعیت‌های تازه را پیشنهاد بدهید. اگر می‌خواهید کودکتان با شما همراهی کند باید به او بگویید چرا باید به یک روش خاص عمل کند و به حرف‌هایتان گوش بدهد. او باید اهمیت و ارزش پیروی از حرف‌ها و دستورات شما را بداند. «وقتی از خونه بیرون می‌ری باید لباست رو عوض کنی. کدوم لباس رو دوست داری بپوشی؟»

از کودک بخواهید تا برای حل مشکل به شما کمک کند. مثلا به جای اینکه بگویید «اسباب بازیتو اونجا ننداز» بگویید «فکر نمی‌کنی اگه اسباب بازیتو جای بهتری بذاری بهتره؟»

جایگزین‌ها را به کودک نشان بدهید. «الان نمی‌تونی نقاشی بکشی، اما می‌تونی با لگوهات بازی کنی».

۶ـ ساده بگیرید. کودکان نمی‌توانند چند دستور را همزمان انجام بدهند. به جای اینکه بگویید«پاشو درساتو بخون اما قبـــــلش اتاقتو مرتب کن و کفشاتو ببر بذار تو جا کفشی و لباساتو مرتب کن» اول یک خواسته ساده‌تر را از کودک بخواهید و سپس او را به انجام کارهای دیگر تشویق کنید.

۷ـ غر نزنید و بهانه نگیرید. به جای اینکه ابتدا روی ناکامی‌ها و ناتوانی‌های کودک تاکید کنید و مرتب از او بهانه جویی کنید که درست رفتار نمی‌کند روی نکات مثبت رفتاری او توجه کنید و درباره آنها بیشتر حرف بزنید.

۸ـالگو باشید تا بتوانید توقع خوش رفتاری از کودک داشته باشید. خوش رفتاری شما با کودک به او یاد می‌دهد چگونه باید رفتار کند. چه رفتاری پذیرفتنی است و چه رفتاری در هر شرایطی نادرست است. نکته‌ای که نباید فراموش کنید رفتار متناوب است. نباید خودتان یک بار راست بگویید و یک بار دروغ بگویید. اگر توقع دارید همیشه کودکتان با خطاب محترمانه حرف بزند. باید همیشه خودتان با همین شیوه حرف بزنید. بگویید«لطفا»«متشکرم» و همیشه با همین خطاب محترمانه حرف بزنید.

۹ـ جدی اما مهربان باشید. اگر درمورد مساله‌ای تصمیم قاطع دارید باید به آن عمل کنید. اگر درخواستی از کودک دارید و یا چیزی را به کودک توصیه می‌کنید باید روی آن پافشاری کنید. مثلا اگر قرار است اتاقش را خودش تمیز کند نباید از آن کوتاه بیایید. در عین حال ســـــــعی کنید سخت گیر نباشید. چیزی فراتر از توانایی کودک از او نخواهید و یا با هدف تنبیه اینکار را نکنید. کمی هم مهربان باشید. اگر می‌بینید کودک تلاشش را برای جمع کردن اتاقش می‌کند می‌توانید در انتهای کار برای تشویق او را همراهی کنید و کمکش کنید تا کارش را بهتر انجام بدهد.

۱۰ـ سوال بپرسید. اگر می‌خواهید کودکتان بیشتر فکر کند و برداشت‌های آزاد داشته باشد از او سوالاتی تحلیلی بپرسید. سوال تحلیلی یعنی سوالاتی که پاسخ آنها بله یا خیر نیست و او باید تلاش کند بیشتر حرف بزند و دیدگاه‌ها و احساساتش را نشان بدهد. مثلا به جای این پرسش«مهد کودک خوش گذشت؟ » بپرسید«چه چیزی امروز بیشتر در مهد کودک خوشحالت کرد؟ ».

۱۱ـ آیا کودک منظور و هدف شما را فهمیده است؟ اگر احساس می‌کنید کودکتان واکنش درستی به درخواست‌ها و حرف هایتان نشان نمی‌دهد و گیج شده است. پرسش و درخواستتان را دوباره تکرار کنید تا متوجه شوید او موضوع را به خوبی فهمیده است. از او بخواهید آنچه به او گفته اید را تکرار کند.

۱۲ـ درخواست هایتان را با خواسته‌های شخصی‌تان یکی کنید. زمانی که می‌خواهید کودک کاری را برایتان انجام بدهد به جای فرمان‌های امری مثل«تو باید» بگویید «من می‌خواهم». او از این طریق می‌فهمد که تاثیر رفتارش چه احساسی در شما ایجاد می‌کند. مثلا بگویید«خیلی خوشحال می‌شم که بری حموم»«خیلی هیجان زده می‌شم که تو مسابقه برنده بشی»«باعث افتخارمنه که نمره‌های خوبی بگیری».

۱۳ـ اگر کودکتان بسیار درگیر مساله‌ای می‌شود و به محیط اطراف و زمان توجهی نمی‌کند هر از چند گاهی به او یادآوری کنید که باید چه کارهایی بکند. مثلا بگویید«عزیزم دیگه کم کم باید بریم».

۱۴ـ به کودکتان نشان بدهید که همه توجه و دقت شما به شنیدن حرف‌های اوست. روزنامه خواندن، تلوزیون تماشا کردن و کار کردن حواس‌تان را پرت می‌کند. اگر نمی‌توانید به حرف‌های کودک گوش بدهید تظاهر نکنید.

۱۵ـ اگر دو کودک با تفاوت سنی‌های متفاوت دارید برای گفتگو با هر دو نفرشان برنامه ریزی کنید و به هر دوی آنها فرصت حرف زدن بدهید. گاهی اوقات بچه‌های بزرگ‌تر همه فرصت را برای خودشان می‌خواهند و یا بچه‌های کوچک‌تر همه توجه پدر و مادر را جلب می‌کنند. در طول روز با هر دوی آنها حرف بزنید و به هر دو فرصت اظهار نظر بدهید.

۱۶ـقسم‌های کوچک و بی‌فایده نخورید و یا کودک را مجبور نکنید برای هرچیزی قسم بخورد. نگویید«راستشو بگو، قسم بخور که گلدونو تو نشکستی»

۱۷ـ ملاحظه‌گر باشید. حواستان به مکالماتتان با دیگران باشد. چه چیزی به دوستانتان می‌گویید؟ چگونه با کودکتان حرف می‌زنید؟ آیا با دوستان و کودکتان به یک شیوه حرف می‌زنید؟ مکالماتتان را با دوستانتان در حضور کودک طوری تنظیم کنید که اگر کودک درباره آن از شما سوالی کرد پاسخی برایش داشته باشید.

۱۸ـکودکتان را با وجود تفاوت‌هایی که با دنیای شما دارد بپذیرید. کودکی که تایید می‌شود و دیگران به او بها می‌دهند مشکلات و احساساتش را راحت‌تر درمیان می‌گذارد. او یاد می‌گیرد که اگر بزرگ شود و یا تغییر کند بازهم شما در کنارش خواهید بود.

۱۹ـ وسط حرف کودک نپرید. اگر کودک برایتان ماجرایی را تعریف می‌کند تا انتهای داستان را گوش بدهید و حرفش را قطع نکنید. اگر مدام وسط حرف کودک بپرید یا اظهار نظرهای بی‌مورد بکنید او علاقه‌اش را برای مطرح کردن دیدگاهایش را از دست می‌دهد. مثلا اگر کودکتان اتفاقاتی که در مدرسه می‌افتد را برایتان تعریف می‌کند با پرسش‌های بی‌مورد او را سردرگم نکنید یا از ماجرا منحرف نشوید. سکوت کنید و احساسات‌تان را با لبخند یا تعجب نشان بدهید.

۲۰ـ گفتگو با کودک را جدی بگیرید. گفتگو و تلاش برای برقراری ارتباط با کودک احساس اعتماد به نفس، توانایی برقرای ارتباط با دیگران، یافتن ارتباطات همدلانه صمیمی با و دیگران را در کودک تقویت می‌کند.

برای کودک وقت بگذارید و تلاش کنید تا ارتباط موثری با هم برقرار کنید. یادتان باشد که گفتگو با کودکان وارد شدن به یک خیابان دو طرفه است. با آنها حرف بزنید و منتظر شنیدن پاسخ‌ها و واکنش هایشان باشید. گوش دادن نیز به اندازه حرف زدن مهم است.



تاريخ : یکشنبه 8 تیر1393 | 10:3 | نویسنده : پریسا
همین که کودک به دنیا می‌آید، برخی پدر و مادرها برنامه آموزش زبان را پیش از هر چیزی در اولویت آموزش‌هایش قرار می‌دهند. آنها بدون آگاهی از سن مناسب شروع آموزش زبان دوم کودک را خیلی زود در برنامه آموزشی زبان قرار می‌دهند و حتی قبل از آنکه کودک بتواند زبان اول یا زبان مادری خود را خوب صحبت کند با زبان دیگری آشنا می‌شود. در این میان هستند والدینی که هر کدام به صورت جداگانه با یک زبان خاص با کودک صحبت می‌کنند اما واقعا سن مناسب شروع یادگیری زبان دوم چه زمانی است و یادگیری زبان دوم چه کمکی به توانمندی کودک می‌کند؟ مزایا و معایب آموزش زبان دوم چه چیزهایی است؟

تسلط بر زبان اول شرط شروع زبان دوم
در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد و به عبارت دیگر کودک تسلط کامل بر زبان مادری داشته باشد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می‌کنند، حرف خاصی را نمی‌توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا‌به‌جا ادا می‌کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند. در واقع زبان مادری یک توانایی برای یادگیری زبان دوم فراهم می‌کند بنابراین کودکی که در زبان اول مشکل داشته باشد نمی‌تواند در یادگیری زبان دوم موفق عمل کند. آموزش بی‌موقع زبان دوم باعث می‌شود هم آموزش زبان اول با تاخیر همراه باشد و هم آموزش زبان دوم طولانی‌تر شده و دیرآموزی اتفاق بیفتد.

تداخل زبانی در محیط دو  زبانه
شواهد فراوانی در دست است که نشان می‌دهد در یک مغز دوزبانه سیستم مربوط به هر دو زبان حتی هنگامی که تنها یک زبان به کار برده می‌شود، فعال هستند و به این ترتیب وضعی پدید می‌آید که یک سیستم سد راه سیستم دیگر می‌شود بنابراین به طور معمول در محیط‌های دوزبانه‌ای که یک زبان غالب نیست تداخل یادگیری اتفاق می‌افتد. مثلا اگر تلفظ برخی از کلمات در یک زبان برای کودک سخت باشد حتی ممکن است در دیکته‌نویسی دچار مشکل شود. معمولا در طیف کودکان دوزبانه اختلال خواندن و نوشتن بیشتر است. از آنجا که اختلال یادگیری با هوش کودکان هیچ ارتباطی ندارد در کودکانی که زبان مادری غالب نشده و آموزش زبان دوم و سوم زودهنگام شروع شده است اختلال یادگیری بیشتر دیده می‌شود. در این حالت دامنه لغات کودک محدود است زیرا از هر زبان تعدادی لغت در اختیار دارد و گستردگی لغات در یک زبان برایش کافی نیست.

بهترین سن شروع یادگیری زبان دوم
پیش‌بینی می‌شود کودک بین 3 تا5/3 سالگی به زبان مادری تسلط پیدا کند و کلمات و حروف را راحت ادا کند بنابراین از این سن می‌توان کم‌کم زبان دوم را وارد کرد. اما اگر کودکی 4 یا 5 سال دارد و هنوز در بیان کلمات مشکل دارد برای یادگیری زبان دوم آماده نیست بنابراین نمی‌توان فقط سن را معیار قرار داد. تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت‌وگو به زبان مادری و زبان اولش است. از آنجا که مکان زبان اول در مغز با مکان زبان دوم در مغز متفاوت است و آموزش زبان اول منطقه خاصی را در مغز فعال می‌کند و آموزش زبان دوم در یک منطقه دیگر است، این بسیار مهم است که کودک به توانایی و رشد بیشتری هم از لحاظ عصبی‌شناختی و هم از نظر روانی و گفتاری رسیده باشد تا بتوان با اطمینان بیشتری به آموزش زبان پرداخت.

شاید 5سالگی سن مناسبی باشد
در مورد زمان دقیق آغاز آموزش زبان دوم تقریبا توافق نظری وجود ندارد اما به طور کلی احتمالا شما والدین نیز با توجه به مطالب عنوان شده به این نتیجه رسیده‌ايد که بهتر است کودکان برای یادگیری زبان دوم تحت فشار قرار نداشته باشند و تا قبل از اینکه در زبان اول، پیشرفت لازم را نکرده‌اند به یادگیری زبان دوم نپردازند اما اگر بتوان براساس فیزیولوژی بدن به این مسئله نگاه کرد در انتخاب زبان دوم 5 سالگی سن بسیار خوبی است زیرا حنجره فرصت هماهنگی لازم را دارد و کودکان سریع‌تر لهجه زبان دوم را یاد می‌گیرند. والدین باید توجه داشته باشند شدت و میزان یادگیری زبان دوم مهم نیست بلکه شروع آن مهم است. بهتر است این شروع نرم و آهسته باشد همین باعث می‌شود انگیزش هیجانی برای یادگیری زبان دوم در کودک بیشتر شود.

تداخل زبانی چه مشکلا تی ایجاد می‌کند؟
تداخل زبانی و محدودیت در دامنه لغات مشکلاتی را ایجاد می‌کند. از آنجا که این کودکان مانند سایر کودکان نمی‌توانند منظورشان را به راحتی منتقل کنند. به همین دلیل ازگروه همسالان طرد می‌شوند می‌کنند. از سوی دیگر وقتی خود کودک متوجه می‌شود که در انتقال پیام مشکل دارد،‌ خود به خود کناره‌گیری می‌کند بنابراین این کودک خجالتی خواهد بود و عزت نفس و اعتماد به نفس پایین‌تری خواهد داشت. مشکل دیگری که این کودکان پیدا می‌کنند این است که بیان خویشتن‌شان ضعیف می‌شود و نمی‌توانند پیامی به محیط انتقال بدهند و این مشکل، پختگی رفتاری‌، مهارت‌های اجتماعی و هوش هیجانی و عاطفی آنها را ضعیف می‌کند.

یاد گرفتن زبان دوم چه مزیت‌هایی دارد
افرادی که زبان دوم را یاد می‌گیرند دیرتر دچار آلزایمر می‌شوند و در کارهای‌شان دقت زیادی دارند و توانایی بیشتری برای یادگیری زبان سوم دارند. با یادگیری زبان‌های دیگر درصد استفاده از مغز بالاتر می‌رود و توانمندی مغز افزایش می‌یابد. تربیت کودک دوزبانه مزایای بسیاری هم به همراه دارد. مطالعات نشان داده کودکانی که با بیش از یک زبان صحبت می‌کنند در حل مشکلات و خلاقیت فکری بهتر عمل می‌کنند. هوشیاری ذهنی مورد نیاز برای تغییر بین 2 زبان به توسعه مهارت‌ها در انواع فعالیت‌های ذهنی منجر می‌شود. این کودکان استعداد توجه انتخابی هم دارند یعنی توانایی تشخیص و تمرکز روی اطلاعاتی که مهم هستند و این از نتایج فکر در مورد 2 زبان است.

فارسی مهم‌ترین است
آموزش زبان باید توسط یک متخصص و بر اساس سیستم مناسب باشد. ساعات و جلسات آموزش زبان دوم و نحوه به کارگیری آن کاملا حساب شده است به همین دلیل والدین نا‌آشنا به این امر ممکن است نتوانند مربیان خوبی برای آموزش زبان به کودک‌شان باشند. اما آنها می‌توانند با تشویق کودک به یادگیری و حمایت از او، علاقه کودک را به فراگیری زبان و فرهنگ دیگر بیشتر کنند. تنها توصیه مهم به والدین این است که انتظارشان از فرزندشان به اندازه توانمندی او باشد و هر وقت احساس کردند فرزندشان به زبان اول مسلط است اقدام به آموزش زبان دوم کنند. والدین باید زبانی که کودک بیشتر با آن در ارتباط است و در واقع زبان مخاطب فرزند را مدنظر قرار داده و آن را به طورکامل تعلیم دهند. به طور مثال والدین فارسی زبان اگر جایی می‌روند که زبان اصلی‌شان آلمانی است باید سعی کنند در خانه‌کلمات آلمانی به کار ببرند.



تاريخ : شنبه 3 خرداد1393 | 18:45 | نویسنده : پریسا
دوران جنینی در زندگی تمام انسان‌ها مهم است. اولین ذهنیتی که انسان به زندگی پیدا می‌کند، در دوران جنینی شکل می‌گیرد و این ذهنیت در نهایت می‌تواند باعث موفقیت یا ناکامی باشد… وقتی می‌گوییم مادر موثرترین فرد در زندگی فرزند است، در درجه اول به دلیل ارتباط بسیار نزدیک مادر و جنین در دوران بارداری است؛ به طوری که اگر مادر حالت عصبی داشته باشد، این حس به جنین منتقل می‌شود. برخی نوزادان بعد از به دنیا آمدن ناآرامی‌هایی دارند که به نظر می‌رسد در اثر نگرانی‌ها و حالت‌های عصبی مادر در دوران بارداری باشد.

همان‌طور که بعد از تولد نقش مادر در تربیت فرزند مهم است، در دوران جنینی نیز به دلیل ارتباط نزدیک مادر و جنین، این نقش وجود دارد و هر نوع احساس منفی یا مثبت او روی رشد جسمی و حالت‌های روانی و ذهنی جنین بعد از تولد تاثیر می‌گذارد.

جنین از مادر تغذیه می‌کند پس اگر غذایی که مادر می‌خورد با لذت باشد، ارتباط‌ های اجتماعی محبت‌آمیز و دوستانه و دیدی مثبت به همسر، خانواده و زندگی‌اش داشته باشد، اثر فوق‌العاده خوبی بر جنین خواهدگذاشت. بچه‌هایی که خوب ارتباط برقرارمی‌کنند و همیشه شادند و لبخند به لب دارند، معمولا مادرانی با افکار مثبت داشته‌اند. این مادران در آرامش با جنینشان صحبت و عشق و محبت را به او منتقل کرده‌اند. احساس لذت مادر از بارداری و حرکت‌های جنین، به جنین منتقل می‌شود و این موضوع باعث سلامت روان او خواهدشد. اگر دوران بارداری با ذهنیت منفی و افکار بدبینانه و اما و اگر سپری شود، نوزادی که هنوز به دنیا نیامده، از بین خواهدرفت.

افکار منفی به دلیل نزدیک‌بودن ارتباط مادر و جنین روی روابط عاطفی آنها تاثیر می‌گذارد. مادر بدبین نمی‌تواند احساس‌های عاشقانه خود را تقدیم جنین کند. افکار بدبینانه مانع انتقال احساس‌های خوب می‌شود و اجازه نمی‌دهند مادر از دوران بارداری و ارتباط با جنین لذت ببرد. اگر مادر احساس‌های مثبت داشته باشد، می‌تواند جنین خود را به سمت داشتن زندگی خوب هدایت کند. نوزاد از آغوش امن مادر اعتماد به دنیا را می‌آموزد. اگر مادر قبل و بعد از تولد فرزندش افکار مثبت نداشته باشد و مرتب دچار ترس و تنش باشد، احساس ناامنی را به او منتقل می‌کند در نتیجه فرزند از عشق، علاقه، اعتمادبه‌نفس و… محروم می‌ماند.

افکارتان را کنترل کنید افکار ما روی احساساتمان تاثیر می‌گذارند. کسی که افکار منفی دارد، مثلا همیشه با خود می‌گوید «من بدشانسم!» روی اعمالش تاثیر می‌گذارد و مانع انتقال احساس‌های خوب می‌شود و مادر را تندخو و بدبین می‌کند. تنش‌هایی که در اثر این رفتارها ایجاد می‌‌شود در نهایت روی جنین تاثیر می‌گذارد و باعث تولد نوزادی می‌شود که شاید نتواند به آسانی آرام بگیرد. ارتباطی که پدر ومادر با هم در این دوره دارند هم می‌تواند به کنترل افکار منفی کمک کنند. منطقی باشید امروزه با بالارفتن سن ازدواج و بارداری، بسیاری از خانم‌ها نگران هستند مبادا فرزندشان با مشکلی متولد شود یا سلامت او به خطر بیفتد.

اصل این است که باید علاوه بر انجام تمام چکاپ‌های منطقی در دوران بارداری و بررسی نتایج آنها و پرهیز از گفتن جمله‌هایی مانند «مهم نیست، برطرف می‌شود!» همیشه معتقد بود احتمال‌ وقوع اتفاق‌های منفی و مثبت ۵۰-۵۰ است و باید به همان اندازه ی تلاش برای رفع مشکل احتمالی، از مثبت‌اندیشی دست نکشید و به جای نشستن در خانه و مرور افکار منفی، اگر پزشک لازم دانست، آزمایش‌هایی انجام داد تا شرایط فیزیکی خانم باردار تحت کنترل پزشک باشد و اگر مشکلی پیش آمد، بتوان سریع اقدام کرد. با اطرافیان بدبین چه کنیم؟ شاید یک مادر بتواند افکار منفی خود را کنترل کند، اما نمی‌تواند افکار اطرافیان را کنترل کند.

متاسفانه برخی اطرافیان برای نشان دادن دوستی و دادن هشدار به مادر برای مراقب‌بودن بیشتر، مسایلی را مطرح می‌کنند که پایه علمی ندارد و فقط او را می‌ترسانند. در چنین موقعیت‌هایی مادر باید مراقب باشد؛ اطلاعات، آگاهی و دانش می تواند انسان را از خطر دور نگه دارد. اگر مادر بداند تحت نظر پزشک است و علایم خطر را بشناسد و حرکت‌های جنین را بررسی کند با این هشدارهای بی‌جا استرس بی‌مورد پیدا نخواهد کرد.

۸ راهکار برای افزایش انرژی و دست یافتن به دید مثبت

 ۱) توکل داشته باشید و فراموش نکنید از انسان حرکت و از خدا برکت است!

۲) خوب تغذیه کنید، وزنتان را تحت کنترل داشته باشید، زیر نظر پزشک باشید، ورزش کنید، درست نفس بکشید و به سلامت خود اهمیت دهید تا فرزندتان سالم بماند.

 ۳) روابط اجتماعی خوب برقرار کنید. با افرادی که انرژی مثبت دارند، رابطه داشته باشید.

 ۴) سطح روابط خود با همسرتان را بالا ببرید. روابط عاطفی بهتر و عمیق‌تری برقرار کنید و از زندگی لذت ببرید.

۵) درست است که مشکل‌های اقتصادی وجود دارد، اما آن را برای خود خیلی بزرگ نکنید. همیشه مبلغی از درآمد خانواده را فقط برای لذت‌بردن از زندگی کنار بگذارید. می‌توانید برای این کار از هزینه‌های دیگر بزنید و حتی خرید وسایل کودک را محدود کنید.

 ۶) در مورد تولد و آینده فرزندتان با همسرتان صحبت کنید و برای آن برنامه‌ریزی داشته باشید.

 ۷) مطالعه کنید و برای تولد فرزند آماده باشید.

 ۸) خود را درگیر مسایل مادی نکنید. تا جای ممکن به روابط عاطفی و اجتماعی توجه کنید و انرژی مثبت بگیرید.



تاريخ : شنبه 20 اردیبهشت1393 | 22:55 | نویسنده : پریسا

 

اگرچه ورم دوران بارداری معمولا بی ضرر است، اما در صورتی که کنترل نشود، می تواند بر کیفیت زندگی مادر و حتی جنین تاثیر بگذارد.

 

علایم و نشانه های بارداری از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد. اما معمولا یک سری علایم شایع وجود دارد که تقریبا در اکثر زنان باردار رخ می دهد.

 

یکی از این علایم، ورم دوران بارداری می باشد که به آن ادم گفته می شود. ورم این دوران غیرعادی نیست، اما اگر کنترل نشود، ممکن است مادر را به دردسر بیندازد.

 

اگرچه ورم دوران بارداری معمولا بی ضرر می باشد، اما در صورتی که کنترل نشود می تواند بر کیفیت زندگی مادر و حتی سلامتی جنین تاثیر بگذارد.

 

ورم دوران بارداری، مختصر و یکنواخت می باشد. در این دوران، حجم مایعات بدن مادر برای تغذیه بهتر جنین بالا می رود. بنابراین قسمتی از این مایعات در مناطق انتهایی بدن و یا در عضلات و مفاصل تجمع پیدا کرده و ورم حاملگی را ایجاد می کنند.

 

ورم حاملگی می تواند در هر زمانی از دوران بارداری شروع شود، اما معمولا از ماه پنجم بارداری به بعد شایع می باشد.

 

 

راهکارهای مقابله با ورم دوران حاملگی

 

1- یکی از مهم ترین راهکارها، کاهش مصرف نمک می باشد. یکی دیگر، کاهش مصرف کافئین (مثل قهوه) می باشد. کاهش مصرف غذاهای شور و پر ادویه، نوشابه های گازدار، قهوه، موادغذایی آماده و فست فودها می تواند راه مناسبی برای غلبه بر ورم دوران حاملگی باشد.

 

2- افزایش مصرف منابع غذایی حاوی پتاسیم می تواند منجر به کاهش ورم دوران حاملگی شود. موز، پرتقال، سیب زمینی، اسفناج و گوجه فرنگی پتاسیم زیادی دارند.

این گونه موادغذایی علاوه بر کاهش ورم دوران حاملگی، از گرفتگی عضلات پا و درد ناشی از آن جلوگیری می کنند.

 

3- استراحت کردن در طول دوران بارداری نیز یکی از راه های مقابله با ورم می باشد. به استراحت کردن و خواب کافی در این دوران باید بیشتر از سایر اوقات اهمیت داد.

 

4- مادران عزیز باید توجه داشته باشند که هنگام استراحت باید پاهای خود را کمی بالاتر از سطح بدن قرار دهند، مثلا روی یک بالش.

 

5- مادران باردار باید در سه ماهه آخر بارداری، از کفش های مناسب و طبی و راحت استفاده کنند و از پوشیدن کفش های پاشنه بلند جددا خودداری نمایند.

 

6- از پوشیدن جوراب با کش سفت خودداری کنند، زیرا کش سفت جوراب روی ساق پا خطوطی را ایجاد می کند که درد دارند.

 

7- برای جلوگیری از ورم دوران حاملگی، مصرف آب را افزایش دهید. آب کافی می تواند نمک و کافئین را جذب و از بدن دفع کند.

 

8- در معرض هوای گرم قرار نگیرید.

 

9- هنگام نشستن پاها را روی هم نیندازید.

 

10- ورزش کردن به مادرانی که از ورم حاملگی رنج می برند، توصیه می شود و باید تحت نظر پزشک باشد. معمولا ورزش هایی مثل شنا کردن در آب خنک می تواند به کاهش ورم پا کمک کند. همچنین حمام آب سرد نیز مفید می باشد (البته در صورتی که قادر به تحمل آب سرد باشید).

 

11- استفاده از کمپرس آب سرد روی نقاطی از بدن که ورم کرده اند، مفید می باشد.

 

12- از پوشیدن پوشاک تنگ مثل شلوار، بلوز، جوراب و کفش تنگ در دوران حاملگی بپرهیزید. پوشیدن لباس تنگ منجر به افزایش ورم در اندام ها می شود. در دوران حاملگی باید از لباس های نخی و گشاد و راحت استفاده کرد.

 

13- به پهلوی چپ خود بخوابید. این کار سبب بهبود گردش خون در بدن می شود.

 

14- برخی محققان ورزش هایی مانند یوگا را برای بهبود و کاهش ورم دوران حاملگی توصیه می کنند.

 

هشدار

 

1- مادران عزیز باید توجه داشته باشند که به محض مشاهده ورم شدید و ناگهانی در مناطقی مانند دست، صورت و مچ پا (و یا هر جای دیگری از بدن) سریعا به پزشک متخصص خود مراجعه کنند تا او مراقبت های لازم را در این خصوص اعمال نماید. ورم دوران بارداری اگر با نوسانات فشار خون همراه شود، به عنوان پدیده ای خطرناک در حاملگی تلقی می شود و فرد باید سریعا تحت مراقبت پزشکی قرار بگیرد، زیرا امکان خطر برای مادر و جنین وجود دارد.

 

2- مادران باید بدانند که ورم بدن در آب و هوای مرطوب افزایش می یابد. همچنین اگر یک روز فعالیت بدنی زیادی داشته باشید، ممکن است بیشتر دچار ورم شوید. ایستادن زیاد و طولانی مدت نیز منجر به افزایش ورم در این دوران می شود.

 

3- اگر همراه با ورم حاملگی دچار سردردهای بدی شدید، حتما با پزشک خود در میان بگذارید، زیرا می تواند نشانه هایی از افزایش خطرناک فشار خون در دوران حاملگی باشد.



تاريخ : دوشنبه 11 فروردین1393 | 19:5 | نویسنده : پریسا
  • هم کودک و هم پدر و مادر باید این نکته را بدانند که: کودکان با بزرگترها فرق می کنند وبا بزرگ شدن این تفاوت ها کم می شود. زیرا پایه رشد در نابرابری است. دو فاکتور در کاهش این فاصله دخیل است: ‍۱- افزایش سن کودک و ۲- مسئولیت‌پذیری کودک. یعنی کودک با افزایش سن، مسئولیت‌هایش بیشتر شده و به تناسب بالا رفتن مسئولیت، آزادی‌های او نیز افزایش می‌یابد و فاصله‌اش با والدین کم و کمتر می‌شود. زمانی که صد در صد مسئولیت به دوش او محول شد با والدین برابر می‌شود.
    کودک شما نباید نفر اول خانواده باشد. کودک دائما تلاش می‌کند افسار زندگی را از شما برباید. هیچگاه به او چنین اجازه‌ای را ندهید. در عوض در بازی به او اجازه دهید تصمیم گیرنده اصلی باشد.
  • «هماهنگی پدر و مادر»، لازمه تربیت کودک است.
  • به یاد داشته باشید که کودک شما «آینه» تمام نمای رفتار شماست. کودکان آنگونه رفتار می‌کنند، که می‌آموزند. در واقع فرزندان ما همانگونه می‌شوند که ما هستیم.
  • سه قانون بسیار مهم که باید کودک آن ها را رعایت کند:

۱. «زدن»، «گاز گرفتن» و «پرتاب کردن» در هر حالتی ممنوع است
۲.  زمان مشخص خواب
۳.  بستن کمربند در ماشین (فرقی نمی‌کند جلو یا عقب)

این قوانین را بارها و بارها برای کودک توضیح دهید.

  • به یاد داشته باشید وظیفه پدر و مادر، پرورش کودک است نه فرمان صادر کردن و دستور دادن!
  • پدر و مادر در طول روز فقط تعداد محدودی کارت «نه» در اختیار دارند. موقعیتی را در خانه بوجود آورید که دائما مجبور نباشید به کودک «نه» یا «نکن»  بگویید.
  • کودکان موجودات فراموشکاری هستند، قوانین را هر از چند گاهی برایشان مرور کنید.
  • اجرای قانون از خود قانون مهمتر است در ضمن قوانین مربوط به خانه مادر بزرگ و پدر بزرگ ارتباطی با خانه ما ندارد.
  • پیش انجام هر کاری ابتدا کودک را برای آن کار آماده کنید. کودکان تحمل تغییرات آنی ندارند.
  • آینده کودک، امروز است. خوشبختی و سلامت روانی کودک در آینده بستگی به رفتار درست و خوب امروز ماست.
  • تفاوت پاداش و رشوه را همیشه به یاد داشته باشید:

 پاداش، هدیه ایست که  بعد ازانجام عمل مثبت کودک به او داده می‌شود. (سازنده)
 رشوه، هدیه ایست که قبل از عمل  انجام نشده به کودک داده می‌شود. (مخرب)

  • این جمله ها را روزانه ده‌ها بار به کودک خود بگویید: «به تو افتخار می کنم»، «دوست دارم»، «تو پسر یا دختر خوبی هستی»، «من همیشه مراقب تو هستم».
  • این جملات را در هفته حداقل یک بار (در موقعیت‌های پیش آمده) به کودک خود بگویید: «معذرت می‌خواهم»، «من بلد نیستم»، «اشتباه کردم»، «نمی‌دانم» و همچنین سئوالات کودک را به سرعت پاسخ ندهید. سعی کنید آنها را به چالش بکشید: «نظر تو چیه؟...»، «توچی فکر می‌کنی؟...»
  • این جمله ها را هیچگاه به زبان نیاورید: «دوستت ندارم»، «تو پسر یا دختر بدی هستی»، «من دیگرمامان یا بابای تو نیستم»، «من تو را ترک می‌کنم»، «وای به حالت!»، «دیگه بزرگ شدی این کارها زشته!»
  • کودک درک درستی از مفهوم مرگ ندارد از بکار بردن جمله هایی که تکیه کلام بزرگترها هستند و مفهوم مرگ در آن ها بکار رفته، بپرهیزید.
  • مثلا: «برات می میرم»، «الهی بمیرم»، «تو منو کشتی»، «آخرش از دستت دق می‌کنم می‌میرم» و... این جملات را جلو کودک برای دیگران هم بکار نبرید. کودک فرق بین شوخی، جدی و اصطلاحات غلو شده را نمی‌داند. مادری که به همسر خود می‌گوید «تو آخر با این کارهات منو می‌کشی» کودک احساس می‌کند پدر قصد کشتن مادر را دارد و احساس ناامنی او را  به مادر می‌چسباند و از ترس اینکه نکند پدرش، مادر را بکشد حاضر به جدا شدن از مادر نیست.
  • دوست داشتن تنها و تنها «سه» ابزار بیشتر ندارد:

۱.  گفتن جمله دوستت دارم
۲.  نگاه چشم در چشم
۳.  نوازش با دست

  • سعی نکنید با استفاده از ابزارهایی مانند خریدن اسباب بازی یا خوراکی پیام دوست داشتن را به کودک بدهید. برای دوست داشتن، شرط نگذارید. هیچگاه به کودک نگویید به شرط فلان دوستت دارم. دوست داشتن پدر و مادر به فرزندشان بی‌قید و شرط باید باشد.
  • اگر به خاطر رفتار نامناسب کودکتان واقعا عصبانی شوید، خودتان را به سن آن کودک تنزل داده اید.
  • «کار بد کردن» با  « بد بودن» متفاوت است. هنگامی که کودکتان عمل بدی را انجام میدهد باید به او بگویید که: تو پسر یا دختر خوبی هستی ولی این کار تو کار بدی بود.
  • به یاد داشته باشید پاداشی که به کودک می‌دهید حق پس گرفتن آن را ندارید.
  • در دستور دادن صرفه جوئی کنیم. از دستورهای کلی مانند: مواظب باش، عجله کن، مراقب باش  و... بپرهیزیم. دستورها نباید بصورت پشت سر هم، بدون اینکه به کودک فرصت انجام آن را بدهیم، باشند. همچنین در فرمان دادن به کودک از جمله های امری استفاده کنید نه جملات سئوالی. بهتر است ایستاده به کودک فرمان ندهید. بنشینید، همسطح کودک شوید و به او پیغام دهید.


تاريخ : جمعه 8 فروردین1393 | 18:56 | نویسنده : پریسا

کنترل کردن کودکان و نحوه برخورد با آنها می تواند یک وضعیت دشوار باشد. در بعضی از مسائل بچه ها ممکن است استرس زیادی به والدین وارد کنند. در بیشتر اوقات مشکلات بیشتر از آنکه با کودکان باشند، همراه با والدین آنها هستند. فراموش نکنیم کودکان از رفتار والدین پیروی می کنند. کودک از سن 1 تا 7 سال تمام رفتار والدین خود را یاد گرفته و مانند آن برخورد می کند. زمانی که کودک در کنار والدین خود رشد می کند تقریبا همه چیز را از آنها فرا می گیرد.

چنانچه والدین زمانی که کودک او را تماشا می کند به شکل متفاوتی رفتار کند، تاثیر بزرگی روی آنها خواهد داشت. اگر والدین رفتار درستی با فرزند خود داشته باشند، نتیجه خوبی از او دریافت می کنند. لحظات دشواری وجود دارند اما پدر و مادر باید به گونه ای موقعیت های دشوار را کنترل کنند که هیچ گونه سیگنال اشتباهی متوجه فرزند آنها نشود. در این گونه شرایط است که بجه ها خیلی چیزها از والدین خود می آموزند. ممکن است پدر و مادر کودک خود را سرگرم بازی با اسباب بازیهایش ببینند اما باید بدانید کودکان تمام جزئیات را تحت نظر میگیرند. در بعضی از موارد مشکل در رفتار والدین وجود دارد در اینصورت نیاز است تا آنها عمیق تر و بهتر به رفتار خود فکر کرده و درباره آن مطالعه کنند.

آیا پدر و مادر خوبی هستید

فاکتورهایی وجود دارند که باعث ایجاد رفتارهای منفی در کودکان می شوند. گرسنگی، خستگی، اضطراب و حواس پرتی از این قبیل هستند. اگر فرزند شما گرسنه باشد، تمایلی به انجام دادن تکالیف مدرسه از خود نشان ندادهیا آنکه به سختی آن را تمام می کند. هنگامی که او خسته است معمولا به خواسته های پدر و مادر پاسخ منفی می دهند. اگر آنها در خصوص کاری که از آنها خواسته شده است تا انجام دهد مضطرب باشند، بر انجام ندادن آن کار پافشاری می کند.

سعی کنید این فاکتورها را شناسایی کرده و آنها را از بین ببرید. این کار باعث می شود تا رفتارهای منفی در کودک کاهش پیدا کند. اما مسائل زیرکانه دیگری وجود دارد که والدین می توانند با انجام دادن آنها رفتارهای منفی کودک را متوقف کنند:

کودکان اغلب سوال می کنند و ممکن است سوالات آنها بی پایان باشد. این کار آنها را متوقف نکنید. آنها می خواهند درباره اتفاقات و چیزهایی که در طول روز در اطراف خود می بینند بدانند و یاد بگیرند. در بعضی موارد مادر و پدر در خصوص سوالاتی که کودک از آنها می پرسد دچار استرس می شوند. در اینگونه موارد می توانید او را در وضعیت معلق نگه دارید اما به او قول دهید که پاسخ سوال او را می دهید. فکر کنید که چگونه می توانید بهترین پاسخ را به سوال او بدهید. سپس در یک زمان مناسب او را نزدیک خود نشانده با کمک بهترین راه ممکن بدون آنکه سردرگمی در او ایجاد شود به سوال او پاسخ دهید.

فعالیتهای خود را همراه با فرزند خود انجام دهید. اگر کودک شما علاقه به مسواک زدن ندارد، به هنگام مسواک زدن دندان ، او را نیز با خود برده و به او نشان دهید که چگونه دندانهایتان را مسواک می زنید. برای او توضیح دهید که به چه علت این کار را باید انجام دهید. کودکان دوست دارند کارهایی که مادر و پدر آنها انجام می دهند را تقلید کنند. بنابراین والدین باید تلاش کنند تا کودک به انجام فعالیتهای لازم اشتیاق پیدا کند.

مراقب فضایی که کودک در آن بازی می کند باشید و او را پاکیزه نگه دارید و البته از او بخواهید به شما در انجام این کار کمک کند. از اهمیت تمیز نگه داشتن منزل با او صحبت کنید. چنانچه از او انتظار دارید تا کاری را انجام دهید، به او فرمان ندهید بلکه از او درخواست کنید تا در انجام این کار به شما کمک کند.

در بعضی مواقع خاص بچه ها کارهای اشتباهی انجام می دهند. در این شرایط شما باید علت اشتباه کاری که او انجام داده است را برای او توضیح دهید. در بعضی موارد می توانید به عنوان تنبیه او را به مدت 5 دقیقه سرپا در گوشه ای از اتاق نگه داشته و از او قول بگیرید که دیگر این کار و کاری مشابه آن را انجام ندهد و از او بخواهید بخاطر انجام اینکار از شما عذرخواهی کند. زمانیکه شما نیز کار اشتباهی در خصوص او انجام می دهید باید از او معذرت خواهی کرده و به او قول دهید که هرگز اینکار را مجدد انجام نمی دهید.

زمانیکه با کودک خود درباره مسئله ای صحبت می کنید و چیزی را برای او توضیح می دهید، روی دو زانوی خود نشسته و سعی کنید قد خود را با او در یک سطح قرار داده و مستقیم در چشمهای او نگاه کنید. نگاه مستقیم به چشم کودک در هنگام توضیح مسئله ای تاثیر بسیار بالایی در او دارد. همیشه سعی کنید در یک زمان مناسب موضوع و مطلب خاص را برای او توضیح دهید. به عنوان مثال می توانید او را به اتاق خوابش برده و برای او توضیح دهید. به خاطر داشته باشید کودکان از نفس و ضمیر بالایی برخوردار هستند. بنابراین به خوبی می توانند به شما پاسخ دهند. اینها چیزهایی هستند که در آینده کودک را قوی می کند. آنها دستوالعملهای درست را از شما می آموزند.

صحبت کردن با بچه و فهمیدن مشکل او کار ماهرانه ای است. به گونه ای با فرزند خود رفتار کنید تا او در کنار شما احساس راحتی کند. بنابراین باید اغلب با او صحبت کنید. در اینصورت است که فرزند شما قادر است به راحتی درباره مشکلاتش با شما صحبت کند. هرچقدر که مشکل او کوچک باشد شما باید او را تشویق کنید تا بدون ترس و دلهره درباره آن با شما صحبت کند. زمانیکه این روابط سالم بین کودک و والدین وجود داشته باشد، آنها همیشه حقیقت را به شما خواهند گفت و هیچگونه سردرگمی و ابهام در ذهن آنها باقی نخواهد ماند.

به داستانهای موفقیت آمیز و یا شکست خورده او گوش دهید. سعی کنید او را در شکستی که خورده است کمک کنید. هرگز او را با بچه های دیگر مقایسه نکنید فراموش نکنید هر کودکی قابلیت و ویژه گیهای مخصوص به خود را دارد.

چنانچه اهل الکل یا سیگار هستید، جلوی کودک خود این کار را انجام ندهید. اگر با همسر خود مشکلی دارید هرگز جلوی بچه با او مشاجره نکنید. بهتر است در اتاق خواب خود و با صدای آهسته اینکار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید زمانیکه والدین در حضور کودک با یکدیگر مشاجره می کنند در حقیقت او را دچار آشفتگی می کنند. بعضی از والدین از فرزند خود می خواهند تا وسایلی را که او نیاز دارد از اتاقی دیگر برای او ببرد. سعی کنید این کار را خودتان انجام دهید به این ترتیب کودک می آموزد که باید وسایل خود را خودش از اتاق بردارد. چنانچه می خواهید برای مهمانی یا تماشای یک فیلم و یا انجام هر کار دیگری بیرون از منزل بروید برای فرزند خود توضیح دهید که به چه علت او را همراه خود نمی برید و به او بگویید چه ساعتی به منزل برمی گردید. او این مسائل را درک می کند و حتی در زمان نوجوانی نیز از آنها پیروی می کند.



تاريخ : جمعه 18 بهمن1392 | 21:49 | نویسنده : پریسا
کودکان خیلی زود متوجه می شوند که چگونه می توانند مارا راضی کنند تا کاری بر خلاف میل خود و موافق میل آنها انجام دهید. مراقب باشید که بازی نخورید.

بهانه گیری کودک

حتما پیش آمده که در مرکز خرید کودکی را دیده باشید که معرکه به راه انداخته باشد ، پا به زمین می کوبد و با جیغ و داد چیزی از والدینش می خواهد. این کودکان نمی توانند "نه" بشنوند و باید به همه خواسته های شان برسند.

اگر کودک بداند که شما سر انجام پاسخ مثبت خواهید داد ، دیگر مهم نیست که ده بار گفته باشید "نه"! او آن قدر گریه می کند ، نق می زند ، خودش را به زمین می کوبد و بد اخلاقی می کند تا سرانجام تسلیم شوید و او به هدفش برسد. چنین کودکی به تجربه آموخته است که اگر پشتکار داشته باشد و خوب جیغ بکشد ! در نهایت برنده می شود.

تنها راه حل این است که او دریابد نظر شما تغییر نمی کند پس قاطع باشید.

پیش از حرف زدن بیندیشید
بی علت پاسخ منفی ندهید . تا آنجا که مقدور است کمتر نه بگویید. فقط وقتی نه بگویید که منظورتان واقعا نه و به هیچ وجه باشد. وقتی کودک از شما تقاضایی می کند ، صبر کنید ، بیندیشید و جواب را در ذهنتان تایید کنید و سپس پاسخ دهید. وقتی تصمیمتان را گرفتید ، به روشنی به کودک اعلام کنید چه تصمیمی گرفته اید و نظرتان را تغییر ندهید .

تکلیف کودک را مشخص کنید و قاطع باشید
این راه حل کمک خواهد کرد که کودک بعد از شنیدن پاسخ به خودش زحمت بحث کردن با شما را ندهد.

به طور پرسشی پاسخ ندهید . مثلا وقتی می گوید "مامان این اسباب بازی رو میخری؟" نباید بگوییم "فکر نمی کنی این اسباب بازی مناسب سن تو نیست؟" فقط پاسخ دهید بله یا نه.

به کودک فرصت ندهید که توجیه کند . اگر وارد بحث نشوید از مجادله پرهیز خواهید کرد . در غیر این صورت کودک با یک یک دلائل شما مبارزه خواهد کرد و کار به بحث و جدل می کشد.

باید به کودک نشان دهید که قاطع هستید و نظرتان تغییر نمی کند.برای شروع می توانید از چند روش کاربردی استفاده کنید:

روش نادیده گرفتن سنجیده: پس از اینکه به سوال کودک پاسخ دادید اجازه بحث ندهید فقط سکوت کنید . پاسخ ها و واکنش های کودک (چراها ، غرها و نق ها) را نادیده بگیرید.برای تغییر این عادت نیاز به زمان و تحمل سختی دارید .

روش سوزن گرامافون گیر کرده: اگر نمی توانید به حرف های کودک کاملا بی توجه باشید از این روش استفاده کنید . مثلا وقتی گفتید نه این شکلات را نمی خرم و او مدام نق می زند که "می خوام" در این هنگام با همان لحن فقط همان جمله خودتان را پس از هر بار که او می گوید "می خوام" تکرار کنید : " شکلات بی شکلات!" " شکلات بی شکلات!"

از کارت زرد و اخراج استفاده کنید : درست مثل بازی فوتبال اگر یکبار نتواند نه را تحمل کند کارت زرد می گیرد و برای بار دوم باید از فعالیتی که دوست دارد محروم شود یا به عنوان تنبیه به اتاقش فرستاده شود.

وقتی کودک پاسخ نه را می پذیرد ، این کار او را تحسین و تقویت کنید. میتوانید از امتیاز استفاده کنید به این صورت که مثلا با هر 5 امتیاز یک جایزه بدهید.



تاريخ : جمعه 18 بهمن1392 | 21:45 | نویسنده : پریسا
همراه بردن کودکان از چند جهت باعث دردسر است ؛ گاهی آنها به مغازه ای که از آن قصد خرید دارید، وارد نمی شوند و گاهی هم از شما اسباب بازی کوچکی که سر راه می بینند می خواهند و گاهی ...، که همه اینها از سرعت خرید می کاهد و به هزینه ها اضافه می کند.

قبل از خرید ، باید کودک را از قوانین آن آگاه کنید. البته به خاطر داشته باشید شاید مجبور شوید چندین بار آن را تکرار کنید. هر روز که تصمیم به خرید داشتید به کودک بگویید که چه انتظاری از او دارید ، مانند: تمام وقت نزدیک من باش ، اما برای خریدن شکلات نمی رویم ، امروز فقط مدلها را می بینیم و بعد خرید می کنیم . حتی با انجام بازی می توانید نحوه خرید کردن و همراهی او با خودتان را برای او نمایش دهید. بچه ها قبل از حرکت باید خوب استراحت کرده و غذای کافی نیز خورده باشند تا شما را به راحتی همراهی کنند. مقداری تنقلات و نوشیدنی مغذی با خود بردارید (چیزهایی مثل شیر، آبمیوه ، نخودچی کشمش ، میوه یا لقمه ای نان )، برای بچه های کوچکتر بردن اسباب بازی های دلخواهشان نیز مطلوب است تا آنها احساس آرامش کنند.

اجازه ندهید کودک خسته و کسل شود

وقتی خستگی در فرزندتان پدیدار می شود باید کمی خلاق باشید. اگر فرزندانتان را هنگام خرید سرگرم کنید وقتی از این فروشگاه به آن فروشگاه می روید مزاحم شما نمی شوند. میتوان به کودک بازی پیشنهاد کرد  به طور مثال وقتی می خواهید بوتیکی را تماشا کنید و چیزی انتخاب نمایید از کودک خود بخواهید شلوارها، بلوزها را بشمارد و یا لباسهای زرد یا آبی و غیره را جداگانه بشمارد یا وقتی در مکان شلوغی مجبور به توقف هستید از او بخواهید دخترها و پسرهای اطراف خود را بشمارد. اگر بچه کوچکتری اطراف خود دارید که قادر به شمارش و بازی با اشیا نیست ، از بزرگتر دیگری مثل همسرتان کمک بگیرید تا یک نفر بچه را نگه دارد و دیگری خرید کند.
 
اجازه دهید فرزندتان مشارکت کند
 
با توجه به دیدگاه بچه ها ، اگر آنها نتوانند موقع خرید اظهارنظر نمایند ، خرید امری کسالت آور و ناخوشایند خواهد شد و به یاد داشته باشید در صورت امکان ، موقع خرید نظر آنها را بپرسید (جوراب چه رنگی برای بابا بهتر است ، کجا غذا بخوریم یا چه هدیه ای برای مادربزرگ بخریم) با این روش بچه ها فقط به خودشان فکر نمی کنند و احتمال این که شما را به زحمت بیندازند تا فقط برای آنها خرید کنید کم می شود. از طرفی انتخاب هدیه ، برای کودکان بسیار لذت بخش است .
 
ایمنی در خرید
 
توجه به ایمنی بچه ها ، هنگام خرید در اماکن پرجمعیت اهمیت تازه ای می یابد به کودکان خود طرز استفاده از تلفن همگانی را آموزش دهید و آنها باید بدانند در مواقع ضروری می توانند با اقوام خود یا 110 تماس بگیرند. کارشناسان به خانواده ها توصیه می کنند نکات زیر را برای خرید به کار بندند :

1- به محض ورود به بازار و فروشگاه مورد نظرتان ، جایی مثل باجه تلفن یا باجه صندوق را انتخاب کنید و قرار بگذارید در صورت جدا شدن و گم کردن همدیگر آنجا منتظر هم بمانید.

2- نام و شماره تلفن خودتان را در جیب فرزند خردسالتان بگذارید و به او یاد دهید که اگر گم شد چگونه از آن استفاده کند.

3- دزدها در کمین غارت شما هستند ، مخصوصا مادرانی که به وسیله فرزندشان حواسشان پرت می شود. از کیف پول خود چشم برندارید و مواظب کارت اعتباری خود باشید ، هنگامی که پین کد را وارد می کنید مراقب اطرافیان باشید تا کسی آن را یاد نگیرد.

4- اگر مجبورید با هدایا یا بسته هایی که خریده اید این طرف و آن طرف بروید ، آنها را محکم ببندید و آن را در صندوق عقب ماشین قرار دهید تا از دید دیگران مخفی بماند و کسی وسوسه نشود شیشه ماشین شما را بشکند و آنها را بردارد. اتومبیل خود را نزدیک علامتی پارک کنید و یا روبانی به آنتن آن گره بزنید تا در مکانهای شلوغ به راحتی وسیله تان را پیدا کنید.

5- در آخر گردش و خرید طولانی به کودکتان اجازه دهید یک هدیه برای خود انتخاب کند. چیزهایی را که در نظر دارید ، به او نشان دهید و بگویید یکی را برای خودش برگزیند بدین وسیله شما از همراهی او قدردانی می نمایید و او به خاطر می سپارد هنگام خرید چگونه باید رفتار کند .


تاريخ : جمعه 18 بهمن1392 | 21:30 | نویسنده : پریسا
هدف از آموزش موسیقی به کودکان، تقویت درک و تخیل و شکوفایی استعدادهای آنهاست اغلب افراد از موسیقی لذت می برند و آن را شکلی از سرگرمی گذرا می دانند، اما برای افرادیکه به طور جدی از دوران کودکی به تعلیم نواختن یک ساز می پردازند، تجربه موسیقی ممکن است چیزی بیشتر از این باشد....


میان آموزش موسیقی در دوران کودکی و تقویت برخی تواناییهای ذهنی دیگر ارتباط محکمی وجود دارد.کودکانیکه آموزش موسیقی دیده اند ، پاسخ های مغزی قوی تری به آزمایش های تشخیص صدا نشان میدهند.


آموزش موسیقی باعث تغییر بخشی از قشر مغز می شود که مسول شنوایی در کودکان است .  حتی یک یا دو سال آموزش موسیقی براساس آزمایش هایی که تکانه های الکتریکی و مغناطیسی درمغز را ثبت می کنند، باعث تقویت حافظه و توجه می شود.

آموزش موسیقی (نه لزوما گوش دادن منفعل به موسیقی) بر توجه و حافظه اثر می گذارد و از طریق همین ساز و کار باعث یادگیری بهتر در شماری از حوزه های شناختی میشود.

مهارت های حرکتی وشنوایی مورد نیاز برای نواختن یک ساز در یک ارکستر با دیگر افراد به شدت نیاز به توجه، حافظه و توانایی مهار سایر کنش ها دارد.

تنها گوش دادن ساده به موسیقی موتسارت، یا هر موسیقی دان دیگری باعث بهبود توانایی توجه و حافظه نمی شود. آموزش موسیقی در ابتدای کودکی به  تقویت مهارت های حرکتی و شنوایی و همچنین بهبود در توانایی گفتاری و استدلال غیرشفاهی کمک میکند .


تعلیم سازهای متفاوت باعث تاثیرگذاری بر نواحی متفاوتی از مغز می شود. تغییرات در مغزهای آوازخوانان در محل هایی اندکی متفاوت نسبت به تغییرات مغز نوازنده سازهای زهی یا کیبرد رخ می دهد.

آموزش موسیقی به کودکان باعث می شود که پاسخ دهی شنوایی آنها به حد کودکی ۲ تا ۳ سال بزرگ تر از آنها برسد. هرچند که لزوما ضریب هوشی یاخلاقیت آنها افزایش نمی یابد.


هنگامی که فردی مرتبا به صدایی گوش می دهد، به خصوص صدایی که مانند موسیقی یا گفتار، هارمونیک یا معنادار است، سلول های مغزی مربوط در پاسخ دهی ترجیحی به این صداها در مقایسه با صداهای دیگر تقویت می شوند.

صرفا گوش دادن به موسیقی دست کم در کوتاه مدت به توانایی فرد در انجام برخی از آزمون های شناختی کمک می کند. همچنین آموزش واقعی موسیقی در کودکان به موفقیت طولانی مدت تر آنها در انجام این آزمون ها می انجامد.

موتسارت هم از ۵ سالگی شروع کرد موتسارت موسیقی دان نابغه اتریشی در دوران کودکی استعداد فوق العاده موسیقیایی اش را نشان داد. او از ۵ سالگی ساختن موسیقی را با پیانو و ویولن شروع کرد و در دربارهای اروپایی اجرای موسیقی را ادامه داد. در ۱۷ سالگی موسیقی دان شهیر دربار سالزبورگ شد. او در طول سال های بعدی عمرش که ۳۵ سال بیشتر ادامه نیافت، شماربسیاری از شاهکارهای موسیقی را آفرید. پدر موتسارت یک معلم حرفه ای موسیقی بود و از همان سنین پایین به آموزش موسیقی کودکان اش می پرداخت. هنگامی که خواهر ۷ ساله موتسارت ازپدرش درس پیانو می گرفت، موتسارت ۳ ساله مجذوب آن شده بودوبه قول خواهرش، اغلب وقت اش را با کلیدهای کلاویه ور می رفت و وقتی صدای خوبی از آن در می آورد خوشحال می شد.



تاريخ : جمعه 18 بهمن1392 | 21:28 | نویسنده : پریسا

۱.      شیوه ی " پاداش دهی "

این شیوه زمانی كارآمد است كه كودك قبل از خوابیدن بی قراری می كند و آرام نمی گیرد و شما تصمیم می گیرید كه از یك روش ملایم برای تغییر این شرایط استفاده كنید. این شیوه بر پایه ی "پاداش دهی" بنا شده است. كودك را تا تختش همراهی كنید، به او شب به خیر بگویید و او را ببوسید. به كودك قول دهید كه بعد از یك دقیقه دوباره برمی گردید و او را می بوسید به شرط آنكه روی تختش دراز بكشد. از اتاق خارج شوید و بلافاصله برگردید و دوباره كودك را ببوسید. اگر كودك تلاش می كند تا بلند شود، عصبانی نشوید بلكه او را با آرامش و مهربانی سرجایش قرار دهید. و به او یادآوری كنید كه او را تنها در صورتی او را می بوسید كه روی تختش دراز بكشد. این شیوه می تواند به شكل یك بازی اجرا شود، خواهید دید كه زمان لازم برای خواباندن كودك در اتاقش هر شب كمتر می شود. زمانی كه احساس كردید كودك در حال به خواب رفتن است دیگر به اتاقش نروید.

ممكن است در شب های اول مجبور شوید كودك را 100 یا 200 بار ببوسید و حتی تا 3 ساعت این شیوه را ادامه دهید تا كودك به خواب برود. سعی كنید خونسرد و آرام باشید و اگر مشكلی در ناحیه كمر دارید می توانید به جای بوسیدن كودك سر و یا دست او را نوازش كنید.

2.      شیوه ی " جدا سازی تدریجی "

از این شیوه زمانی استفاده كنید كه وابستگی كودك به شما زیاد است و پیش بینی می كنید كه به زمان بیشتری برای آموزش نیاز دارید. از آنجا كه كودك تغییرات كوچك و جزیی را راحت تر می پذیرد، در این شیوه به طور تدریجی  تنها خوابیدن را به كودك آموزش  خواهید داد.برای شروع، كنار تخت كودك بنشیند تا زمانی كه كودك به خواب برود، در شب بعد كمی دورتر از تخت بنشینید و هر شب ته تدریج این فاصله را بیشتر كنید تا جایی كه از اتاق خارج شوید و جلوی در اتاق و در دیدرس كودك بنشینید به طوری كه بتوانید با كودك حرف بزنید. در زمان اجرای این شیوه بهتر است با كودك ارتباط چشمی و فیزیكی برقرار نكنید. خواندن یك كتاب برای كودك می تواند مفید باشد. به یاد داشته باشید كه نوازش كودك قبل از خواب باعث آرامش بیشتر كودك می شود.

3.      شیوه ی " رفت و برگشتی "

اگر طاقت گریه ی كودك را ندارید اما تصمیم دارید كه كودك را در زمان خواب از خود جدا كنید، این شیوه به شما توصیه می شود. كودك را به رختخواب ببرید و به او توضیح دهید كه می خواهید از اتاق خارج شوید اما نزدیك اتاق او حضور خواهید داشت و از او بخواهید كه در تختش باقی بماند. به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید. اگر كودك از جایش بلند شد و شروع به گریه و بی تابی كرد، به اتاق برگردید و او را دوباره در تخت بگذارید و مجددا به او شب به خیر بگویید و از اتاق خارج شوید. این كار را تا زمانی كه كودك به خواب رود ادامه دهید. سعی كنید از ارتباط چشمی خودداری كنید و با صدای آرامش بخش برای گفتن شب به خیر استفاده كنید. ثبات رفتار و تن صدای شما تاثیربسیار مثبتی خواهد داشت. بنابراین صبر خود را از دست ندهید و به یاد داشته باشید كه اگر عصبی باشید نمی توانید به كودك آرامش و حس اطمینان بدهید.

4.      شیوه ی " Ferber "

در صورتی كه  همه ی راه ها را امتحان كرده اید اما نتیجه نگرفته اید، این شیوه به شما كمك می كند تا به كودك كمك كنید كه در اتاقش بخوابد. بعد از گفتن شب به خیر، كودك را ببوسید و از اتاق خارج شوید. اگر كودك شروع به گریه كرد، بعد از 30 ثانیه برگردید و او را آرام كنید، بهتر است كودك را از تختش بلند نكنید. دوباره از اتاق خارج شوید و در صورتی كه كودك باز هم گریه كرد، پنج دقیقه صبر كنید و بعد از آن به اتاق بروید و او را آرام كنید. بیشتر از 30 ثانیه در اتاق نمانید و دوباره خارج شوید. هر بار كه از اتاق خارج می شوید 5 دقیقه بیشتر بیرون بمانید. در شب اول حداكثر زمانی كه بیرون از اتاق خواهید ماند را 15 دقیقه در نظر بگیرید. در شب دوم از 10 دقیقه شروع كنید و حداكثر زمان را 20 دقیقه در نظر بگیرید. زمان بیرون ماندن از اتاق را تا جایی افزایش دهید كه به 30 دقیقه برسید. زمان 30 دقیقه ای را تا وقتی كه كودك در برابر این شیوه مقاومت می كند ادامه دهید تا به نتیجه برسید. استفاده از این شیوه ممكن است برای والدین استرس زا باشد، بنابراین توصیه می شود كه پدر و مادر به صورت یك شب در میان مسولیت اجرای این روش را بر عهده بگیرند.



  • کوفه
  • مرکز دانلود رایگان